.
.
.
گوش كن اي دل جامانده به درگاه نياز
باز از پنجره ها بوي خدا مي آيد
باز آواز پر چلچله ها ، رقص موزون سپيدار به نزديكي صبح
نم نمك قطره باران به سرو صورت گلبرگ وضو مي سازد
بهتر است برخيزي خيس در چك چك باران بروي
ساعتي غرق شوي روي سجاد ه آب
بهتر است برخيزي كه سحر باز گشوده است
سفره جاجت را
خلوت صاحب خلوتگه راز
انتظار تو كشد، دیگر بار
تا زگلدسته تكبير شوي بر معراج
سيب اقناء بگذاري روي تسبح سجود
پر كني در سبد همت خود
هر چه خواهي تو از اين باغ نياز
خيز وقت سحرو دست به باران قنوت
تا به دامان سخاوت بزني چنگ نياز
تاشوي مست به محراب نماز
بهتر است برخيزي
كه ملائك در رحمت گشودند
به مهمانی دوست
بهتر است برخیزی
.
.
.
.
.
.
.
شاعـــــــر: بهنام پور









پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)