نازنین 2010 دوست عزیز من یک مادرم هیچکس هم بهتر از من احساساتم رو درک نمیکنه مگر اینکه مادر باشه و تو شرایط من ....
مگه میشه یه مادر باشی و دلتنگ بچه اش نباشی!! مادر و بچه یک پیوند معنوی دارند خب شرایط برای من هم اینطور رقم خورد و من به ناچار طلاق را بر خلاف میلم پذیرفتم و تاوان سختی هم دادم باور کنید من تو این چند سال از ته دل یک بار نخندیدم فکرم استپ زده بود و همش غمگین بودم تا حدی که مریض شدم بعد طلاق نتونستم به تنهایی تصمیم بگیرم که چیکار کنم منم از بچگی بی پدر بزرگ شدم دخترمم هم باید مثل من قوی باشه خب من هم بنا به مشکلاتم چند سالی ازش دور شدم بخدا منم اصلا از این وضعیت راضی نیستم و میخوام تعقیرش بدم من بیشتر دلتنگ بچه ام هستم و نگران آیندش شما از زندگی بعد طلاق و آنچه که به من گذشته چیزی نمیدونید من از دوستان راهکار دیدار فرزندم و همفکری برای یافتن راههای مناسب را خواستم نه اینکه تصمیمات گذشته ام را مورد نقد و بررسی قرار دهید!!!!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)