مشکل اصلی این است که به دیگران اجازه می دهی درباره رفتار شما تصمیم بگیرند. چیزی که تعیین کننده رفتار شما است عقاید خودتان است و کسی که می تواند در این امر مداخله کند تنها خانواده شما هستند یعنی پدر و مادر.
دوم : شما الان باید بپذیرید که نه شما نه پسرعمه شما بچه نیستید که بخواهید همبازی هم باشید. الان هر دو شما در مرحله بلوغ هستید و نمی توان لفظ بچه روی شما گذاشت. پسرعمه شما هم با این کارش ثابت کرد که بچه نیست. پس معیارهایی که برای ارتباط یک دختر و پسر در سن بلوغ وجود دارد با معیارهای ارتباط دو کودک متفاوت است. او شما را به چشم یک دختر بالغ نگاه می کند که می تواند به او ابراز علاقه کند. اما شما از یک طرف او را پس می زنید و به پیام هایش جواب نمی دهید چون فکر می کنید که این پیام ها بچگانه نیست و یک پسر بالغ اینگونه پیام ها را می دهد. اگر فکر می کردید این یک بازی بچگانه است آیا او را پس می زدید ؟
از طرف دیگر وقتی کنار او قرار می گیرید با او مثل یک همبازی معاشرت می کنید و او دیگر برایتان آن پسری نیست که به بلوغ رسیده است و کشش به جنس مخالف دارد.
او حق دارد سردرگم شود. تکلیف خودش را نمی داند. من هم بودم همین حس به من دست می داد.
شما باید خودتان تکلیفتان را مشخص کنید . تعیین کننده شما هستید نه عمه و دختر عمه شما. رفتار آنها ممکن هزار دلیل داشته باشد مثلا اطلاع ندارند که پسرشان سعی کرده با شما دوست شود یا فکر می کنند پسرشان خیلی پاستوریزه است و هزار دلیل دیگر. شما نه می توانی فکر آنها را عوض کنید نه می توانید نه می توانید دلایل آنها را از بین ببرید. شما می توانید روی فکر و رفتار شخص خودتان تمرکز کنید.
اما اینها مهم نیست. مهم این است که شما خودت بنشینی فکر کنی ببینی می خواهی چه طور رابطه ای با پسر عمه ات و دیگرانی مثل او داشته باشی .
سوم : ببین خانومی هر جای دیگری هم بروی همین طور است. عده ای با شیوه زندگی و تفکر شما مخالفت خواهند کرد. از مدرسه بگیر تا دانشگاه و خیابان و محل کار و ورزشگاه و هر جای دیگری. خود من تمام اینها را تجربه کرده ام. چه در فامیل چه در مدرسه و دانشگاه و هر جای دیگری. برای همین فهمیدم من خودم باید راهم را انتخاب کنم و برای انتخابم ارزش قائل شوم تا دیگران هم به من احترام بگذارند. اگر هم کسی فکر می کند جایی از کار من مشکل دارد باید به صورت محترمانه و به روش درست انتقادش را مطرح کند. اما کسانی که با من بدرفتاری می کنند یا عقاید خود را به من تحمیل می کنند و.... نباید هیچ تاثیری روی من داشته باشند.