سال هفتم زندگیمونه و طبیعتا چون انسانهای اخلاق مدار آزادی های بیشتری دارن نسیت به مذهبی ها معمولا 98% غالبند .
همسرم بعد از یه مدت که من براش عادی شدم و تازگی اولیه از بین رفت برگشت سر آزادی های خودش و دوری کردن از عقاید من
به طور مثال من برام مسئله مشروب خیلی مهم بود ازش پرسیده بودم بهم گفته بود فقط یه بار خوردم اونم صرفا برای تجربه بوده و دیگه اصلا لب به مشروب نمی زده ...
اما بعد از سه سال گفت چند روز پیش با دوستام خوردم و بعد پشیمون شد
وقتی ازش پرسیدم که چرا قبل از ازدواج به من گفتی دیگه دوست ندارم بخورد ؟ گفت چون می خواستم تو رو به دست بیارم
بعد بعد از 5 سال رسما گفت دوست دارم بخورم و تو حقی نداری که برای من تعیین تکلیف کنی
به همین راحتی یکی از مسائل خیلی مهم تو ازدواج من نادیده گرفته شد
البته این فقط یکیش بود
- - - Updated - - -
اوایل ازدواج خیلی از من تاثیر می گرفت . روزه هاشو می گرفت چند بار نماز خوند . حتی دو سه بار قرآن خوند .
اما همونطور که گفتم کسی که ریشه اعتقادی نداشته باشه و طعم آزادی رو چشیده باشه جواب نهایی اش اینه که من نمی تونم تو بند باشم
در صورتی که من اصلا آدم گیری نبودم یعنی همه بهش می گفتن خوش به حالت که اصلا خانومت بهت گیر نمی ده
- - - Updated - - -
ببین جریاناتی که پیش میاد خیلی مفصله
شما از یه عید بگیر که افرادی که مذهبی هستند به هم تبریک میگن مثل نیمه شعبان یا مراسم دیگه
افرادی که مذهبی نیستند سالهای اول رعایت می کنن اگه تبریک بگی میگن عید شما هم مبارک بعد از 4 سال میگن این که عید ما نیست عید عرب هاست یعنی تو یه تبریک ساده می مونی ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)