ما یه دختر 5 ساله داریم که این مسئله روی اون هم تاثیر گذاشته
یعنی تو خونه ما خواهرم به دخترم یه سوره کوچیک قرآن یاد میده یا شعری دررابطه با امام حسین بهش یاد داده بود که
بعد دخترم با ذوق و شوق میاد خونه می خونه و همسرم عصبانی میشه که این چیزا چیه یاد بچه میدن اگه راست میگن بهش ریاضی یاد بدن
هر چی میگم هر چیزی باید سرجای خودش باشه ریاضی به اندازه زبان به اندازه قرآن یا کلا آموزش دینی هم به اندازه خودش قبول نمی کنه میگه به بچه من این چیزا رو یاد ندید ....در کل موضوعات زیادی پیش می یاد که من تو همه جا کوتاه میام وگرنه دعوا میشه
حتی دخترم میگه پیش بابا نمی خونم
خانوادشون عقایدشون مثل خانواده ما هست ولی تاثیر زیادی رو مسئله نداره
ما عاشق هم بودیم اما اگه الان به گذشته برمیگشتم این مسیر رو انتخاب نمی کردم
احساس می کنم انسان کسی که گرایشای اخلاقی و مذهبی مشابه تری داشته باشه خوشبخت تر میشه و عاشقی پایدار تری داره و تو هر چیزی نمی خواد حرص بخوره
خانم و آقا هم نداره مثلا اگه جای ما برعکس شده بود یعنی من آقا بودم ایشون خانم حتما تو یه سری مهمونی ها و مجالس از پوشش گرفته تا برخورد مطمئنا دچار مشکل می شدیم
خانواده ها هم موافق ازدواج ما بودند چون خانواده ایشون که ظاهرا عقایدی مثل ما داشتن و همسرم هم که اینطور به نظر میمومد که دوست داره مثل من باشه . اما نتونست چون قبلش آزادی خیلی بیشتری داشت اعم از مشروب خوردن حتی اگه سالی یه بار بود به هر حال راحت بود . هم دوستی با دختر و ....








علاقه مندی ها (Bookmarks)