راستش خیلی چیزها یاد گرفتم.خیلی تغییر کردم اگه بخوام موردی بگم خیلی طولانی میشه.
مهمترینش صبوربودنه!!دیگه ازاون تصمیمهای احساسی توی موقع های سخت خبری نیست.یاد گرفتم الویت اول زندگیم همسرم باشه.هرچند که اخلاقش رو نپسندم.
یادگرفتم زندگیم رو مدیریت کنم البته هنوز خیلی راه مونده.
خیلی ازمهارتهای ارتباطی رو تازه فهمیدم وباید بتونم عملیشون کنم.شاید اگه اونموقع ها بلدبودمشون بهترمیتونستم باهمه ارتباطبرقرار کنم وفقط یه دوست نداشتم که حالا بازادست دادنش تنها بشم.میتونستم کلی دوست پیداکنم!!!
یاد گرفتم با خوب بودنم میتونم بقیه رو وادار کنم که باهام خوب رفتار کنن.
یاد گرفتم که باید درمورد خانواده همسرم هم خوب فکرکنم ودنبال گرفتن امتیازهای منفی ازشون نباشم.کاش اینو زودترمیدونستم!!!
من یاد گرفتم خوب بودن واقعی رو تمرین کنم.
عمر که بی عشق رفت
هیچ حسابش مگیر...
علاقه مندی ها (Bookmarks)