با سلام؛
شاید مشکل شما چندان بزرگ نباشه ؛ حداقل هنوز بزرگ نشده که با چند هنر میتونید جلو بیشتر شدنش را بگیرید.
البته من تنها نظر میدم و اجراش به نظر خودتون بستگی داره:
1. به نظر من شما نباید زیاد به شوهرتون گیر بدید؛ ممکنه اون تو این شرایط کاریش فشار زیاد تحمل کنه؛ با توجه به اینکه خودم مدرس دانشگاه میدونم تو تدریس؛ انرژی آدم زیاد تحلیل میره و ممکنه تو شلوغی کلاس هم تاثیرگذار باشه.
2. آیا واقعا شوهرتون زود جوش میاره و عصبانی میشه و عکس العمل نشون میده ؛ یا ممکنه شما هم روی این حرکتش تاثیرگذار باشید... بهتره سر صحبت رو مواقع آرامش با ایشون باز کنید و قبلش هم بگید میشه چند دقیقه باهم تو آرامش راجع به مسائلی صحبت کنیم؛ امادگیشو داری؛ قول میدی زود تصمیم نگیری و صحبت هایی که به همسرتون آرامش بده.
3. خب در رابطه با مثال اول؛ واقعا ممکنه شوهرتون لجبازی نکرده و بنابه شرایط خواسته که شاگرد رو ساکت کنه که وقت کلاس رو نگیره؛ چون اولویت رو احتمالا به آموزش کل درس دیده نه فقط حل یک سوال برای یک شاگرد.
4. در مورد اعتماد شوهرتون به توانایی های شما = این امر به مرور زمان پیش میاد و شما هرگز نباید بهش بگید که دست حمایتت رو از من بردار تا منم توانایی هامو نشونت بدم؛ با این شرایط شوهرتون؛ اولین فکری که میکنه اینه که شاید شما میخاید به اون نشون بدید که به تنهایی توانایی استقلال داشتن رو دارید و این حرف ممکنه شوهرتون رو اذیت کنه که نکنه منظور شما بی تفاوتی نسبت به بود و نبود ایشون در کار و مسائل اقتصادی خانوداست.








علاقه مندی ها (Bookmarks)