درود بانو
خیلی احساساتی هستی و احساس زیبا و پاکی داریخیلی برام جالب بود سرگذست علاقه ای که بین شما و این آقا پیش اومده و حرف شما درسته در این مورد:
ایشون "نتوانسته" نه اینکه "نخواسته" و بینای دو تا تفاوت زیاد هستش.
بعضی وقتا به اون چیزایی که میخوایم نمیرسیم تلاشمان را هم میکنیم ولی بازم نمیشه نمیدونم چه حکمتی توی این موضوع هست که نمیشه یکجورایی انگار همه چیز دست به دست هم دادن که نشه.
بعنوان مرد بخوام منطقی نگاه کنم:ایشون پسر خوبیه و حسن های زیادی داشته که اینجوری حاضرید به پاش به ایستید ولی
شما دختر هستید و توی جامعه ما این پسرها هستند که انتخاب میکنند.
بقول مادر رامین توی سریال شبکه دو:(همیشه خوشگل و جوان نیستی.)خواستگاری هم دورانی داره.
این نوشته شماست:
من اگر ادعا کردم عاشقش هستم نباید به خاطر شرایطی گه در به وجود آمدنش ایون تقصیری نداشته، رها کنم . برم دنبال نفع خودم. شاید خیلی زیادی احساسی هستم. اگر هستم بگید بهم.
خوب متوجه شدی خیلی احساسی دارید تصمیم میگیرید بانو عشق همیشه منجر به رسیدن به همدیگه نمیشه بعضی وقتها به جدایی ختم میشه.شما دنبال نفع خودتان نمیرید بانو به اندازه ای که لازمه صبر کردید و پای علاقه تان به ایشون ایستادید وگرنه اگه خیلی ها جای شما بودند با توجه به مشکلتان ایشون همان اول پاپس میکشیدند ولی شما کنارش موندید این باارزشه
شرایط سختی داره ایشون ولی سنشان کم نیست میتوانند تصمیم بگیرند درسته پدر ایشون سرطان داره و داره میمیره ولی شما حاضرید با این شرایط هم با ایشون بمانید و ازدواج کنید خوب چرا باهاش درمیان نمیزارید چرا ازش نمیخواهید پاجلو بزاره اینجوری تکلیف خودت مشخص میشه مثلا شرایط ایشون برای ازدواج با شما چیه؟
مثلا سربازی خوب عقد کنید ایشون برن سربازی مثل خیلی های دیگه یا اینکه پایان نامه خودش را تکمیل کنه و بره دنبال کار کردن الان توی یکی از آشناهای ما همین وضعیته عقد کردن پسره رفت خدمت و برگشت الان هم داره دنبال شغل میگرده مدرکشم خوبه شغل خوب با درآمدی که بتواند یه زندگی را بچرخاند براش پیدا میشود.
عشق فداکاری دوطرفه شما انرژی زیادی گذاشتی برای نگهداشتن این رابطه و ایشون مشکلات زیادی داره سخته واقعا سخته حرف درستی زده که این نشان میده برای شما و احساسی که بهم دارید ارزش و احترام قائله.
به من گفت که اینده نا معلومی دارم و من میتونم بی خیال گذر عمر خودم بشم ولی نمیتونم بی خیال گذر عمر تو بشم
شما بهش بگو حاضری با این شرایطی هم که داره فعلا عقد کنید و ان شاء الله تا یکی دوسال آینده وضعیت خدمت و پایان نامه و شغلش مشخص میشه ازدواج کنید.سختی هایی داره ولی شدنیه سخت هست ولی وقتی بحث علاقه واقعی باشه خیلی کمبودها را میشود تحمل کرد
اینجوری حداقل تکلیفت با خودت مشخصه.
در مورد این نوشته شما:
مادر خواستگار جدید به مامانم گفتن که پسرشون خیلی عاطفی هستن. می ترسم یک مدت باهاش حرف بزنم جوابم رد بدم ایشون اذیت بشن.(وای مامانم اینا!!!ا)
ببخشید اینو میگم ولی اگه اینجوریه پس ایشون ...... میکنن میان خواستگاری مگه قراره هرجا میرن خواستگاری بهشان جواب مثبت بدن؟!شما هم الکی جوگیر نشو لطفا و عذاب وجدا نگیر اگه میبینی بدرد هم نمیخورید محکم و قاطع بگو نه
http://www.hamdardi.net/thread-33102.html








خیلی برام جالب بود سرگذست علاقه ای که بین شما و این آقا پیش اومده و حرف شما درسته در این مورد:


علاقه مندی ها (Bookmarks)