شيدا خانم اولاًمن اگه تاپيك زدم چون واقعاً نياز به كمك داشتم هم در مورد خواهرم هم نامزدم
دوماً من اگه جايي جواب دادم نظر شخصى خودم بوده كه به نظر ميومده شايد به كسى كمك كنه مثل بقيه
مرسى از دعات واقعاً نياز دارم شفا چون تو اين سن از زندگى خسته شدم
اما يه نصيحت خواهرانه عزيزم واقعاً اخلاق تند و زبون نيش دارى دارى كه اين واسه يه خانوم خوب نيست ممكنه دل خيلى ها بشكنه كه شيشه شكسته شده رو جمع كردنش دست و زخمى ميكنه
درسته اينجا همه با هم دوست ميمونن و بعد چند سال جدا ميشن اما اين يه شوك بود برا من كه چرا ديگه پيشم نيومد كه حرفامونو بزنيم ش به باباش به بابام گفته بود ايشالا شايد چند سال ديگه باز اينها به هم برگشتن بابام گفته بود يه بار اشتباه كردم ١٠بار كه اشتباه نميكنم
ميدونم منو دوست داره ولى از خانواداش ميترسه اخه حرف زدن اونم دمه شركت ديگه به كسى ربطى نداره كه نيومده
چند
تا تكس داد صبا جان اما توش فقط نوشته بود دوست دارم دلم تنگ شده چندتا جوك و اخريش تبريك شب يلدا
كه خواهرم نزاشت جواب بدم
ينجا تا كسى بحث ميكنه همسايه ها زنگ ميزنن پليس بستگى به صدا نداره بستگى به حسشون داره كه اينا دارن دعوا ميكنن يا نهاصلاً درك ندارن اخه به اونا چه من ميخوام ازادانه بحث كنم اما نميزارن
من مشكلم فراموشى كه نميدونم هر وقات تنهام بدياش يادم ميره و حس پشيمونى بهم دست ميده
خيلى بدى داشت دروغگو بود مشروب خور بود يعنى معتاد به مشروب خورى بود و ميديد و به من اولا گفته بود به دود حساسيت دارم اما ٢تا قيلون تو ماشينش بود تو ماشينش داشت و اصرار داشت منم مثل خودش كنه كه باهاش بحث نكنم
خيلى پولكى بود نميخواست درامدمو خرج خانوادهام كنم در صورتى كه سهام مال بابام كه به من واگزار كرده ىبه خاطر بيماريش كه خونه نشينش كردههم
ش ميخواست پول از خانواده ها پس بگير
ولى خوبيش اين بود باهام خوب بود اهل دعوا كردن نبود دختر باز نبود اهل خيانت نبود
من واقعاً بريدم نياز به يه همراه دارم سختمه يه زندگى رو تنهايي بچرونم و اين جدايى يدفعه كه حتى خودمونم تصميم نگرفتيم فشارو روم بيشتر كرده
خيلى كم حرف شدم ديگه از زندگى خسته شدم همش ميگم خدا دوستم داشته كه جدا شدم چون باهاش يه عمر غمگين بودم از اون ور ميگم بعدى بدتر نباشه
خيلى سختمه چيكار كنم فراموشش كنم








اصلاً درك ندارن اخه به اونا چه من ميخوام ازادانه بحث كنم اما نميزارن

علاقه مندی ها (Bookmarks)