سلام.این چه وضعیه خانمم من چسته گریخته چندتا از تاپیکاتونو خوندم ولی نمیدونم چندسالتونه ببخشید اینطوری صحبت مبکنم ولی شما خیلی دارید بچه گانه احساسی و ضعیف برخورد میکنید واقعا مثل اول زندگی من دارید برخورد میکنید پرش احساسی دارید اگر آرامش دارید یه جورید آرامشتون که بهم میریزه یه مدل دیگه! من فکرکنم برید پیش روانپزشک بذارید روانتون آرامتر بشه تو این مدت هم بذار همسرت بحال خودش باشه قبل از اون هم فقط یک بار باهمسرتون صحبت کنید بهش بگید این تماس آخرمه من میخام زندگیمو بکنم بچمو دوست دارم پدر بچمم درکنارش میخام شماهم فکراتو بکن دوست داری سرزبوتا بیفتیم و مضحکه عام بشیم یا یه زندگی آروم مثل همه داشته باشیم و بچمونم تو آرامش زندگی کنه یا اینکه بچمون وخودمون با مشکلات روحی و عواقب این رفتارامون روز به روز وضعیت زندگیمونو بدتر کنیم. بگو من باهات تماس نمیگیرم میخام آرامشمو بدست بیارم نا روح و روانم آروم بشه تا بتونم به تو و بچم برسم شماهم تواین مدت سعی کن به زندگیمون آینده خودمون و فرزندمون فکرکن وقتی به نتیجه رسیدی باهام تماس بگیر . و واقعا هم باهاش تماس نگیر واقعا خودتو آروم کن بذار اول خودت آروم بشی خودت به آرامش برسی خودتو بسازی بعد نوبت برسه به زندگیت.این گریه زاری کردنا الان به دردت نمیخوره الام تنها چیزی که به دردت میخوره اآرامش و خودسازیه نه شعار دادن و حرف زدن.ایشالا بحق همین ماه عزیز به زودی زود هم خودت به آرامش برسی هم زندگی مشترکتون به آرامش و آسایش برسه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)