به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 33

Threaded View

  1. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 مهر 93 [ 10:33]
    تاریخ عضویت
    1392-11-13
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    889
    سطح
    15
    Points: 889, Level: 15
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    93

    تشکرشده 105 در 44 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شیدا جان حرفتو قبول دارم. یه سری از رفتاراش ممکنه به خاطر عکس العمل رفتارای خودم باشه.
    من یه ایرادی که دارم وقتی عصبانی میشم خیلی فرافکنی میکنم و زیادی عصبانی میشم و این باعث میشه حرفای خیلی تندی بزنم که به طرف حسابی بر بخوره
    البته واقعا بعضی وقتا روی اعصابم راه میرفت ولی میتونستم منطقی تر عصبانی بشم!
    مرسی ویولت جان بابت توجهت
    من تقریبا میتونم با اکثر آدما روابط خوبی برقرار کنم.باورت نمیشه من هیچوقت توی خوابگاه با کسی به مشکل برنخوردم و حتی با کسی هم اتاقی شدم که بخاطر درگیری و زدوخورد با هم اتاقی قبلیش کسی قبولش نمیکرد ولی من باهاش هم اتاق شدم و هیچ مشکلی نداشتیم، هنوز هم به من زنگ میزنه و احوالمو میپرسه!
    اینکه من با مادرشوهرم مشکل داشتم علت داشت. این زنو کل فامیلش میشناختن. قبلا هم گفتم با خواهرهای خودش هم مشکل داشت. کلا آدم بد قلقی بود. خیلی هم نسبت به من حسودی میکرد چون خیلی به پسرش وابسته بود و منو به چشم هوو نگاه میکرد
    البته پسرش هم خیلی به اون وابسته بود
    واقعا احساس میکردم سکان زندگی من به دست اون مادر و پسره و من هیچ نقش تعیین کننده ای ندارم و این برام خیلی سخت بود
    بدتر از همه این بود که هیچ تلاشی من توی این چندماه ندیدم، نه از خودش نه از خانوادش
    البته وقتایی که میدیدمش یه حس هایی بهم میداد که دوست نداره طلاق بگیریم ولی نمیدونم چی مانعش میشد، الته شاید هم میدونم!خانوادش!
    خوشبختانه هیچ درگیری لفظی بین ما و خانواده ها بوجود نیومد و خیلی متمدنانه جدا شدیم ، که این هم برمیگرده به صبر و درک بالای پدرم
    البته اگه برادرمو قاطی جریان میکردم، چون داداشم حسابی از دستشون شکار بود و اگه میدیدشون هر اتفاقی ممکن بود بیوفته
    ایراد دیگه ش اینکه غرغرو بود
    آره احساس کردم شاید بخواد برگرده، من کمتر چون واقعا هیچ کاری برای نگه داشتنم نکرد


    - - - Updated - - -

    شیدا جان حرفتو قبول دارم. یه سری از رفتاراش ممکنه به خاطر عکس العمل رفتارای خودم باشه.
    من یه ایرادی که دارم وقتی عصبانی میشم خیلی فرافکنی میکنم و زیادی عصبانی میشم و این باعث میشه حرفای خیلی تندی بزنم که به طرف حسابی بر بخوره
    البته واقعا بعضی وقتا روی اعصابم راه میرفت ولی میتونستم منطقی تر عصبانی بشم!
    مرسی ویولت جان بابت توجهت
    من تقریبا میتونم با اکثر آدما روابط خوبی برقرار کنم.باورت نمیشه من هیچوقت توی خوابگاه با کسی به مشکل برنخوردم و حتی با کسی هم اتاقی شدم که بخاطر درگیری و زدوخورد با هم اتاقی قبلیش کسی قبولش نمیکرد ولی من باهاش هم اتاق شدم و هیچ مشکلی نداشتیم، هنوز هم به من زنگ میزنه و احوالمو میپرسه!
    اینکه من با مادرشوهرم مشکل داشتم علت داشت. این زنو کل فامیلش میشناختن. قبلا هم گفتم با خواهرهای خودش هم مشکل داشت. کلا آدم بد قلقی بود. خیلی هم نسبت به من حسودی میکرد چون خیلی به پسرش وابسته بود و منو به چشم هوو نگاه میکرد
    البته پسرش هم خیلی به اون وابسته بود
    واقعا احساس میکردم سکان زندگی من به دست اون مادر و پسره و من هیچ نقش تعیین کننده ای ندارم و این برام خیلی سخت بود
    بدتر از همه این بود که هیچ تلاشی من توی این چندماه ندیدم، نه از خودش نه از خانوادش
    البته وقتایی که میدیدمش یه حس هایی بهم میداد که دوست نداره طلاق بگیریم ولی نمیدونم چی مانعش میشد، الته شاید هم میدونم!خانوادش!
    خوشبختانه هیچ درگیری لفظی بین ما و خانواده ها بوجود نیومد و خیلی متمدنانه جدا شدیم ، که این هم برمیگرده به صبر و درک بالای پدرم
    البته اگه برادرمو قاطی جریان میکردم، چون داداشم حسابی از دستشون شکار بود و اگه میدیدشون هر اتفاقی ممکن بود بیوفته
    ایراد دیگه ش اینکه غرغرو بود
    آره احساس کردم شاید بخواد برگرده، من کمتر چون واقعا هیچ کاری برای نگه داشتنم نکرد

  2. 4 کاربر از پست مفید negar1987 تشکرکرده اند .

    maryam240 (یکشنبه 03 اسفند 93), parsa1400 (شنبه 14 تیر 93), Somebody20 (چهارشنبه 18 تیر 93), عسل. (دوشنبه 16 تیر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ادامه ارتباط پس از نه شنیدن از دختر
    توسط medaso در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 03 دی 94, 11:04
  2. آیا طلاق پس از 12 سال ؟ به علت بیماری پارانوئید همسر
    توسط asemani در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 اسفند 91, 12:36
  3. زندگی پس از طلاق من
    توسط gole kaghazi در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 تیر 91, 05:06
  4. ادامه تماس های یکی از طرفین پس از پایان رابطه
    توسط فارسیت در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 اردیبهشت 91, 02:18

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.