به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 35

Threaded View

  1. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 تیر 93 [ 15:26]
    تاریخ عضویت
    1393-3-28
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    112
    سطح
    2
    Points: 112, Level: 2
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 16 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست خوبم دختر بیخیال مرسی از پستی که برام گذاشتی

    دیشب که داشتم فکر میکردم تصمیم گرفتم که برم محل کار همسرم بخش حراست براشون توضیح بدم که این آقا چه بلایی سرم آورده و دخترمو هم نمیذاره ببینم شاید رسیدگی کنن.
    یه فکر دیگه هم دارم همسر سابقم هیچ وقت حرف منو گوش نمیداد و تو اون مدت زندگی من واقعا سختی کشیدم و تحمل کردم و الانم بعد طلاق دیگه بدتر!میخوام نامه ای براش بنویسم و از رنجهایی بگم که تو زندگیش کشیدم و زحمتایی که بی ثمر موند از کاراش و حرفاش که زندگی رو برام تلخ کرد منم تقصیر داشتم ولی اون مرد زندگیم بود تکیه گاهم بود امیدم بود....باید تلاش برای حفظ زندگیمون میکرد نه اینکه عاشق بشه و تیشه به ریشه زندگیش و من و دخترمون میزد!!!!!! و الانم که به عنوان یه زن مطلقه دارم روزگارمو سپری میکنم شاید یه کم وجدادن درد بگیره و بفهمه با زندگی یه دختر بی پدر که مادر بچشه چیکار کرد و تا اخر عمرم هم درگیر مشکلاتش خواهم بود.میخوام بفهمه کارش نامردی بود و من دارم چقدر عذاب میکشم و گناهم این بود که دوسش داشتم و باهاش ازدواج کردم و خواستم باهاش زندگی کنم و همه موفقیتاش با من و نتیجه زحمتا و تنهاییا و صبر من بود ولی اون خیلی راحت عاشق شد و هیچیه منو دیگه ندید و خیلی راحت طلاقم داد و زندگی 7 ساله رو گذاشت کنار بخاطر هوس خودش و من اگه تو خوشبختی غرق هم بشم هرگز خاطرات زندگی اونو فراموش نمیکنم و الانم که نمیذاره بچمو ببینم به چه گناهی من مگه چیکار کردم که مستحق این عذابم و اینه اون خوشبختی که بهم قولشو داده بود؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!.....

    آن
    گاه که غرور کسی را له میکنی
    آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
    آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی
    آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی
    آنگاه که حتی گوشت را میبندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی
    آنگاه که خدا را میبینی ولی بنده خدا را نادیده میگیری
    میخواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز میکنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی......... (سهراب سپهری)
    ویرایش توسط چیچک : سه شنبه 17 تیر 93 در ساعت 09:12


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.