دوست خوبمدختر بیخیال مرسی از پستی که برام گذاشتی
دیشب که داشتم فکر میکردم تصمیم گرفتم که برم محل کار همسرم بخش حراست براشون توضیح بدم که این آقا چه بلایی سرم آورده و دخترمو هم نمیذاره ببینم شاید رسیدگی کنن.
یه فکر دیگه هم دارم همسر سابقم هیچ وقت حرف منو گوش نمیداد و تو اون مدت زندگی من واقعا سختی کشیدم و تحمل کردم و الانم بعد طلاق دیگه بدتر!میخوام نامه ای براش بنویسم و از رنجهایی بگم که تو زندگیش کشیدم و زحمتایی که بی ثمر موند از کاراش و حرفاش که زندگی رو برام تلخ کرد منم تقصیر داشتم ولی اون مرد زندگیم بود تکیه گاهم بود امیدم بود....باید تلاش برای حفظ زندگیمون میکرد نه اینکه عاشق بشه و تیشه به ریشه زندگیش و من و دخترمون میزد!!!!!! و الانم که به عنوان یه زن مطلقه دارم روزگارمو سپری میکنم شاید یه کم وجدادن درد بگیره و بفهمه با زندگی یه دختر بی پدر که مادر بچشه چیکار کرد و تا اخر عمرم هم درگیر مشکلاتش خواهم بود.میخوام بفهمه کارش نامردی بود و من دارم چقدر عذاب میکشم و گناهم این بود که دوسش داشتم و باهاش ازدواج کردم و خواستم باهاش زندگی کنم و همه موفقیتاش با من و نتیجه زحمتا و تنهاییا و صبر من بود ولی اون خیلی راحت عاشق شد و هیچیه منو دیگه ندید و خیلی راحت طلاقم داد و زندگی 7 ساله رو گذاشت کنار بخاطر هوس خودش و من اگه تو خوشبختی غرق هم بشم هرگز خاطرات زندگی اونو فراموش نمیکنم و الانم که نمیذاره بچمو ببینم به چه گناهی من مگه چیکار کردم که مستحق این عذابم و اینه اون خوشبختی که بهم قولشو داده بود؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!.....
آنگاه که غرور کسی را له میکنی
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی
آنگاه که حتی گوشت را میبندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی
آنگاه که خدا را میبینی ولی بنده خدا را نادیده میگیری
میخواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز میکنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی......... (سهراب سپهری)







دختر بیخیال مرسی از پستی که برام گذاشتی

علاقه مندی ها (Bookmarks)