همه در مورد بانک گفتن من در مورد دانشگاه میگم. من خودم تابستان همون سالی که ارشد قبول شدم و میخواستم برم دانشگاه برای یک سازمان امتحان دادم و تو اون سازمان قبول شدم. من شهریور امتحان دادم و مهر رفتم سر کلاسم و آذر برای مصاحبه دعوت شدم تا کارای استخدامیم ردیف شه اردیبهشت من وارد کار شدم. اون موقع فقط یک ماه مونده بود تا کلاسهام تموم بشه و مدیرم باهام خیلی راه اومد و به انواع روشها کمکم کرد که برم سر کلاسهام حاضر بشم. (البته سازمان ما ارباب رجوع نداره و سرپرستی محسوب میشه در سطح استانی)
ولی از طرف دانشگاه اوضاع برعکس بود. من به بچه هایی که غیرحضوری یا پیام نور یا آزاد میخونن کاری ندارم ولی دانشگاههای سراسری واقعا روی بحث کار سخت گیر بودن(البته 4 سال پیش الانم هستن فکر میکنم) من دانشگاه علم و صنعت تهران ارشد میخوندم و با زجر فراوانی کارو درسمو ادامه دادم و مدیرم باهام نهایت همکاری رو کرد تا استادم نفهمه من شاغلم(اگه استادم میفهمید اخراج بودم!!)
کلا دانشگاههای سراسری سعی میکنن نزارن دانشجوهاشون برن سر کار و میخوان 24 ساعته در خدمت دانشگاه باشن(به نوعی بدتر از برده داری) چون بهترین ها در این دانشگاهها جمع هستن و اگه شما نتونی مثل بقیه کار کنی بقیه گوی سبقت رو ازت میگیرن. استاد هم براش رزومه کاریه خودش مهمه و برای یک دانشجوی کم کار اهمیتی قائل نیست. دانشگاههای تاپ پولی از دانشجو نمیگیرن که نگران باشن اگه سخت گیری کنن مشتریشون کم میشه برای همین اصلا اصلا معادلات یک دانشگاه رده بالا را با دیگر دانشگاهها یکی نگیر.
اگه میبینی میرن دانشگاه ازاد ارشد میخونن با کارشون اصلا فکر نکن تو دانشگاه تهران هم همینجوره!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)