دوست عزیر من چون قبلا این مشکل را داشتم بهتر دیدم برات بنویسم
این مشکل از کمبود اعتماد بنفس و دوست داشتن خود شما است
بزارید اینطور توضیح بدم که هر اتفاقی میفته شما اونو در مورد خودتون تفسیر میکنید،که اگه مثلا شوهرم یا خانوادش اینکارو کرد یا اون کارو دلیلش نادیده گرفتن منه و هدف اذیت کردن منه و ....
از بعد دیگه میگین مشکلات من بخاطر پدر و مادر بوده که ..... پس شما این وسط چیکاره هستید اگه اینطور پیش بره فردا
بچه های شما هم میگن مشکلات ما هم بخاطر مشکل مادرم بوده وهمینطور این دور بیهوده
و اما برای رفع این مشکل اول 10 دقیقه وقت بگذارید و روی یک کاغذ مشکلاتی که فکر میکنید مثلا از طریق پدر و مادر یا هرکسی متوجه شما شده بنویسید،بعد جلوش بنویسید تمام مسئولیت کاراتون بر عهده خودتونه حتی اگه فکر میکنید باعث رنجش شما شدند بنویسید که بخشیدینشون و با تمام وجود اونو تکرار کنید و باور کنید.
بعد از تمام شدنش اونو پاره کنید و دور بندازین
با تمام وجود اینو بخواین چرا که اگه اینو باور نکنید اعلام میکنین به همه و خودتون که آی همه مردم دنیا من یه آدم ضعیف هستم که فکر بقیه داره فکر منو کنترل میکنه فکر بقیه رفتار منو تعیین کرده و ....
و اما مهمترین کار بعدیش اینه که باید برای خودتون جریمه تعیین کنید و بهش پایبند باشین
به این صورت که اگه مثلا اگه از این به بعد اینطور رفتار کردید مثلا به ازای هر رفتار بد اخلاقیتون همون موقع 5 هزار تومن از پول جیبیتون رو میندازین صندوق، اگه مثلا شوهرتون برای مادرش کاری کرد که فکر بد کردین همون موقع زنگ میزنین به مادرش و حاشو میپرسین و به همین ترتیب، اولش خیلی سخته ولی سریع جواب میده باور کنین








علاقه مندی ها (Bookmarks)