سلام
سلام.ممنون از راهنماییتون
دقیقا همینطوره.با عقلم کامل ردش میکنم.اما نمیدونم چرا دلم راضی نمیشه بذارمش کناربخاطر اینکه هنوز با خودت تصمیم قطعی رو نگرفتی با خودت رودرواسی داری باعقل پس میزنی با دل و احساس پیش میکشی یه جور درگیری درونی
فقط در این مورد میتونم بگم که کسایی که شرایط این اقا رو داشتند و خواستگاریم اومده بودند من همه رو رد کردم . چون واقعا بهم نمیخوریم.فقط نمیدونم چطوری باید دلمو راضی کنم، که باید فراموش کنم.بشین مزیت ها و کمیت ها رو برسی کن و با خودت تصمیم قاطع بگیر وبعد از تکنیک فراموشی استفاده کن
بخاطر امتحان رانندگی، بعضی روزا میرم محل آزمون تمرین، بعد از اینکه منو اونجا با نامزدش دید. روز بعدش که واسه تمرین رفتم، تنها اومده بود همونجا .جالبه وقتی با نامزدش بود با لباس خونه بود.ولی اون روز که تنها اومده بود کاملا بخودش رسیده بود.(خواستم بگم صرفا بخاطر فخرفروشی یا اذیت کردن من با نامزدش نمیومد)به نظر من اون مرد زندگی شما نیست به دلایلی که خودتون گفتین بخصوص نامزد داشتن یا در حال فخر فروشی به شماست واینکه با نشان دادن خوشبختی با نامزدش در حال ضربه زدن به شماست
من نمیخوام اویزونش باشم واسه همین باهاش رابطمو تموم کردمازش دوری کن نذار از درونت وحال روزت پی ببره به آینده فکر کن و دوباره به سمت خوشبختی حرکت کن البته با تجربه خوبی هم که داری موفق خواهی شد
چرا میخوای هنوز آویزون کسی باشی که به راحتی جاتو بایکی پر کرده اون لیاقتت رو نداره .
ممنون از راهنماییاتون و انرژی مثبتی که بهم دادید








علاقه مندی ها (Bookmarks)