به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Threaded View

  1. #7
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مادر شوهرم حتی خیلی به این علاقه داره که من نرم خونشون و پسر ش تنها بره

    ببین خانومی مادربزرگ من هم همین حالت را دارد. یعنی دوست دارد خودش با پسرش که پدر من باشد بدون حضور کسی با هم باشند. البته اوایل ما از این موضوع ناراحت می شدیم اما بعدش قبول کردیم. یعنی اولش فکر می کردم که مادربزرگم از من و مادرم بدش می آید. اما بعد دیدم نه اگرچه نوعی جبهه گیری نسبت به ما دارد اما از ما بدش نمی آید و محبت به ما می کند.

    برای همین مادرم به پدرم گفت : مادر شما دلش می خواهد با شما تنها باشد . بهتر است به خواسته اش احترام بگذارید.

    به هر حال قضیه مفصل است. اما به هر حال پدرم را راضی کردیم که به تنهایی به دیدار مادرش برود. الان پدرم هر شب یک ساعت به مادرش سرمی زند و ما هم اصلا مانعش نمی شویم. اتفاقا مادربزرگم بهتر شده است . برایمان غذا درست می کند و می فرستد. دائما برای ما دعا می خواند ( بیشتر وقتش به دعا می گذرد ). بیشتر به حرف من گوش می کند.
    حتی من دائما به پدرم راجع به مادرش سفارش می کنم: برای مادربزرگ خرید کنید ، دکتر ببریدش ، بهش رسیدگی کنید ، باهاش حرف بزن و...

    الان گاهی که مادرم خانه نیست پدرم می گوید نوپو تو خانه تنها هستی من نمی روم پیش مادرم. اما من می گویم : پدر من جوان هستم و اینجا در خانه ام راحتم. اما مادرت پیر است و نیاز به رسیدگی دارد. برو بهش سر بزن و نگران من نباش.

    البته هر چند وقت به مادربزرگ سر می زنیم و دائما هم بهش تعارف می کنیم که به خانه ما بیایید و پیش ما بمانید. او را به مهمانی های فامیل می بریم و کلا با نرمش و احترام باهاش رفتار می کنیم.

    من و مادرم پذیرفتیم که با مادربزرگم سازگار شویم و در مقابل پدرم نایستیم و با مادرش رقابت نکنیم. نتیجه خوبی هم گرفتیم.

    البته این کار باید حساب شده باشد. مثلا ساعتش معین باشد ، اگر اتفاقی مهمی در خانه خودمان بیافتد آن روز را کنسل شود ، شام و نهار در خانه خودمان و سرسفره خودمان بخورد و... کلا با یک سری شرایطی باشد که در زندگی مان مشکل درست نکند.

  2. 4 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 23 تیر 93), paryam (دوشنبه 30 تیر 93), آرام دل (دوشنبه 23 تیر 93), بالهای صداقت (یکشنبه 22 تیر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من برگشتم و یه کار خلاف قوانین تالار کردم.چیکار کنم؟؟
    توسط Somebody20 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 16 خرداد 93, 18:23
  2. نمی دونم دوسش دارم یانه!؟؟ و البته اونم منو دوست داره!؟؟
    توسط ramin_ad در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 بهمن 92, 00:16
  3. رفتارهاي كلي من در برابر خانواده ي شوهرم چه جوري باشه؟؟
    توسط مريم.م در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 مهر 90, 00:51
  4. آیا به یه خاین حق میدین؟؟
    توسط sogand در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 شهریور 90, 23:01
  5. چکار کنم شوهرم یار و همراهم بشه؟؟
    توسط مهسان-م در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 21:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.