نميدونم مشکل کجاست،گاهی احساس ميکنم نسبت به دوستم خيلی متعهد هستم،حتی اول يه دوست به جای خودم جايگزين ميکنم، بعدکم کم ترکشون ميکنم تا ناراحت نشن،احساس تنهايی نکنند، وقتی اشتباهی ميکنن بهترين راه رو برای فهموندن بهشون پيدا ميکنم ،بعداً هر جا حس کنم به کمکم احتياج دارن دست به کار ميشم،...
اينا باعث شدن جدا شدن ازشون برام خيلی سخت باشه
از قبل نمونه يه دوسته کامل رو تو ذهنم ندارم،که بخوام مقيسه کنم يا تطبيق بدم،اين رو هم قبول دارم که هيچ کس کامل نيست،ولی سفت منفيشون که بروز ميکنه برام غيرقابل تهمل ميشه،
چيزه ديگه اي که نگرانم ميکنه اينه که در مورد ازدواج هم به همچين مشکلی بر بخورم
يه بر به خودم گفتم خوب اگه همسرم هم چنين مسئله اي داشت و بعد از ازدواج فهميده بودم چه کار ميکردم و تمام سعيم رو کردم که تهمّل کنم ولی باز هم نتونستم








علاقه مندی ها (Bookmarks)