سلام دوست عزیز
این حالت سر در گمی و انتظار شما کاملا طبیعی هست و شما دارید دوران سختو متحمل میشید و همینطور زمان بگذره دوران نقاحت و مرمت.شما باید محکم و قوی باشی و این دورانو بگذرونی و اینو بدون التیام تمام زخمها زمان هست.صبور باشید و خودتونو خیلی سرگرم کنید و از حمایت خانوادتون خودتونو بی دریغ نکن.این ازدواج شما از پایه درست نبوده و همش در مورد مسایل مادی بوده و بس .خانوم شما بهتره با همون خانوادش ازدواج کنه و باشه.اختلال شخصیت مرزی باید معالجه بشه البته بستگی به شدت موضوع داره.خیلی رازها نهفته هست و ما در موردشون هیچی نمیدونیم.اینقدر که رادیو تلویزیون میگه مهر باالا نکنید و به عواقبش فکر کنید نمیدونم چرا گوش نمیکنید .مگر شما میخواستید عشق رو با پول بخرید؟ چرا به خانومتون و پدرش نگفتید عشق من رفتار مه و دلخل سینه ام و نمیخوام با پول بخرمش .خواستید خودم و عشقمو قبول کنید نخواستید بسلامت.لطفا برای خودتون ارزش قاعل شید تا دیگران هم اینو بفهمند.اول زندگی که هی دعوا و قشون کشی باشه چه فایده داره؟ شما میگید این خانوم مهربون بودن ولی من مهربونی ندیدم چون اگه مهربون بودن این کارا رو نمیکردن.من نطمعن نیستم تحت تاثیر پدر و از این بازیها باشن ایشون خودشون رفتارشون این هست مگه بچه ۴ سالش که ندونه چیکار میکنه.بنظر من برای طی کردن این دوره غم به روانشناس و یا مشاور مراجعه کن و اونها راه حل و تمرینایی میدن بشما تا خیلی راحت این دوره رو طی کنی.بیشتر بدون و اگاه باش

- - - Updated - - -

بیشترم منوفکر میکنم شما رل فرشته نجاتو میخواهین بازی کنید لطفا دست بردارید از این رل .بدترین خصلت همین دهن بینی و بردن مسایل زندگی به خارج خونه هست.شما فکر میکنید خود خانومتون عقل و درایت نداره و عقلش دست پدرشونه خوب این انسان که عقل و درایت نداره چه فایده برای شما و زندگی داره! متاسفانه شما حقیقتو نمیخوای بپذیری که خانومت نقش اساسی داره و انکار میکنی اینو و همه رو تقصیر پدرش میندازی.عزیز واقعیت اینه که من دارم میگم.موفق باشی