به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Threaded View

  1. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مهر 93 [ 00:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-25
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    261
    سطح
    5
    Points: 261, Level: 5
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خیلی ممنون از همه دوستان .
    همیشه این استقلال بعد ازدواج رو قبول داشتم و دارم ولی بیشتر این آزارم میده که با این که رعایت ادب و احترام میکنیم متقابلا چنین رفتاری نمیبینیم و همچنین باید به همون نسبت که خانواده ی عروسمون دخترش رو میبینه ما هم حق داریم پسرمون رو ببینیم.در مورد خودم هم بله ، دختری 29 ساله و مجرد هستم ولی هیچوقت به او حسادت نکردم و نمیکنم ، چون من هم زندگی خوبی دارم و دخالتی در زندگی برادرم نداشتیم حتی از حق خودمون هم در نظر دادن در مورد مراسم (همون طور که خانواده دختر این کار رو کردند) گذشتیم.ولی خیلی وقت ها تعجب میکنم که چرا دختری با این همه غرور و خودپسندی که خیلی هم مادی گرا هست و به سختی میتونه حتی با مهربانی با مادرم برخورد کنه میتونه همسر برادرم شده باشه .در مورد این دختر ، (از طریق خواهر و دامادش که قبلا همکلاس برادرم بودند با برادرم آشنا شد) اوایل برادرم خیلی پیگیرش نبود حتی دفعه اول هم که خواستگاری رفتیم برادرم گفت یکساله که دیدمش ولی هنوز هم میخوام بررسی کنم و نظر شما برام مهمه ولی بعد خواستگاری و نظر منفی مادرم (مادرم میخواست دختر محجوب تری عروسش بشه مثلا پوشش او که با یه دامن خیلی کوتاه روبه رومون نشست ، یا لحن حرف زدن مادرش که میتونست محترمانه تر باشه)این دختر به سختی پیگیر برادرم شد و دیگه با اس ام اس و چت همه ی ذهن برادرم رو به خودش مشغول کرد (برادرم استاد رسمی دانشگاه با حقوق و درآمد خوبی هست و از نظر اخلاقی هم سالم زندگی کرده) بعد چند ماه برادرم گفت که بریم عقد کنیم بهش گفتیم مگه نگفتی جدی نیست ، گفت اونا اصرار دارن اما شما به روی خودتون نمیارین . اگه در ارتباط تعادل باشه و با فکر دو طرف پیش بره خیلی خوبه ولی وقتی یک طرف یه پسر خجالتی و محجوب هست و طرف دیگه یه خانواده پر توقع و خودرای همه چیز با دلخوری میگذره . من مجرد ماندم ولی نه به خواسته خودم واقعا خواستگارهای متناسب با خودم نداشتم . این معضل خیلی از دخترهایی مثل من هست که تا سال های دانشگاه هم همیشه به فکر وقار و نجابتمون بودیم و از ارتباط با پسرها منع شدیم و نه ازدواج مدرن رو یاد گرفتیم و نه ازدواج سنتی جوابگوی ما هست . با این که تقریبا بیشتر دوستان و آشنایان از ظاهر و رفتارم تعریف میکنند و خودم هم قبول دارم رفتارهای پسندیده م زیاده، ولی نشد . در پنج شش سال اخیر همیشه به موضوع ازدواجم فکر کردم و میکنم ولی وقتی گزینه ی مناسب نیست تمرکز چه دردی رو دوا میکنه .

    - - - Updated - - -

    ممنون دوست عزیز .
    خوشبختانه انعطاف پذیری خوبی دارم ولی وقتی به غیر مادیات اخلاق و رفتار خوب هم نباشه ، انعطاف پذیری و گذشت من هم نمیتونه تفاهمی به وجود بیاره

  2. کاربر روبرو از پست مفید saba11 تشکرکرده است .

    khaleghezey (یکشنبه 29 تیر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  4. +تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه
    توسط kamran2007 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 88
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 11:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.