سلام.
خانمتون بچه نیست. اتفاقا بر اساس نوشته های شما به نظرم خیلی هم پخته و عاقله و احتمالا همون طور که خودتون گفتید از راهنمایی های یه مشاور هم بهره می گیره.
شمایید که سنتون کمه. اینو بر اساس تک تک نظراتی که از شما در تاپیک های مختلف دیدم میگم. فوق العاده احساسی فکر میکنید. تصمیماتتون آنی و از پیش برنامه ریزی نشده است. قاطعیت ندارید و برای هرچیزی عجولانه و روی هوا و در مورد دخترخالتون با خشونت نظر میدید و بعدش هم کوتاه میاید.
شما نمیتونید مجبورش کنید که به خواسته شما برای عقد (در هر زمانی) تن بده.
نمی تونید مجبورش کنید رفتارهای اجتماعی رو که بهشون خو گرفته به راحتی کنار بزاره.
نمی تونید مجبورش کنید حجاب دلخواه شما رو داشته باشه.
نمی تونید مجبورش کنید بهتون محبت کنه و وقتی طرفش نمیرید ابراز دلتنگی کنه.
نمی تونید مجبورش کنید هم صحبتتون بشه، تلفن بزنه یا حتی تلفنتون رو جواب بده.
شاید هم بتونید اما غصه هاتون تمامی نخواهد داشت. چرا؟ چون نمی تونید شخصیتش رو عوض کنید!
وقتی ریز و درشت رفتارهای این آدم، از نحوه حضورش در جمع تا برخوررهاش با شخص شما، باعث ناراحتیتون میشه؛ دوست داشتن معنایی نداره.
فکر می کنم حتی اگر با همه خواسته های شما کنار بیاد این رفتار احساسی شما، بعد باعث مشکلات بسیاری در زندگی خواهد شد.
حتی اگر مطمئن هستید که همین ولاغیر؛ بازهم همونطوری که ایشون گفتن ازدواج رسمی رو به تاخیر بندازید و طی این مدت به جای این رفتارهای کودکانه، کمی از ایشون فاصله بگیرید و ببینید واقعا از زندگی چی میخواید؟ وقتی سی ساله شدید کجا خواهید بود؟ همسر ایده آل شما در اون موقع این خانمه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)