مردی که اینقد منفعل باشه و پا روی خط قرمزاش بزاره به مرور جذابیت خودشو از دست میده.خانوم ها نیاز دارن گاهی مردشون باهاشون مخالفت کنه.قاطعیت داشته باشه.نه اینکه هرچی خانوم گفت بگه چشم.
تشکرشده 268 در 91 پست
مردی که اینقد منفعل باشه و پا روی خط قرمزاش بزاره به مرور جذابیت خودشو از دست میده.خانوم ها نیاز دارن گاهی مردشون باهاشون مخالفت کنه.قاطعیت داشته باشه.نه اینکه هرچی خانوم گفت بگه چشم.
Eram (پنجشنبه 02 مرداد 93), mordad (پنجشنبه 26 تیر 93),pasta(یکشنبه 29 تیر 93), redalatkhah (شنبه 28 تیر 93), salehe92 (پنجشنبه 26 تیر 93), فرهنگ 27 (پنجشنبه 26 تیر 93), واحد (چهارشنبه 08 مرداد 93), معاون کلانتر (پنجشنبه 26 تیر 93), مصباح الهدی (پنجشنبه 26 تیر 93)
تشکرشده 1,769 در 422 پست
آقا سعید خودتون رو سرزنش نکنید ... کسی شما را مقصر نمیداند
من احساس میکنم شما مسائل را سطحی بررسی میکنی ولی دوستان راهنمایی های عمقی دارند ...
این که شما سریعا تغییر نظر میدی و به خاطر همسرت کوتاه میای درست نیست ...
شما برای کسب آرامش ازدواج میکنی و گذشتن از خواسته قلبی و نادیده گرفتن اعتقادات قلبی شما شاید در کوتاه مدت مسایل شمارو حل کنه ولی در آینده مانع از ایجاد آرامش و همچنین سلب آرامش در شما و همسرتون میشه
متقابلا برای همسرتون هم همین حالت رو داره ...
بهتره قبل از عقد راجع به همه این موارد با هم به تفاهم برسید و مشکلاتتون رو با مباحثه حل کنید در غیر این صورت بعد از عقد و ازدواج رسمی حل اینگونه مسائل انرژی زیادی از شما خواهد گرفت ....
موفق باشی![]()
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند
دست خطی که تورا عاشق کرد، شوخی کاغذی ماست بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی، به خدا مثل تو تنهاست بخند ...
mordad (پنجشنبه 26 تیر 93),pasta(یکشنبه 29 تیر 93), redalatkhah (شنبه 28 تیر 93), salehe92 (پنجشنبه 26 تیر 93), tanin-91 (پنجشنبه 26 تیر 93), فرهنگ 27 (پنجشنبه 26 تیر 93), واحد (چهارشنبه 08 مرداد 93), مصباح الهدی (پنجشنبه 26 تیر 93),آرام دل(پنجشنبه 26 تیر 93), آزرم (پنجشنبه 26 تیر 93)
تشکرشده 2,704 در 676 پست
سعید جان سلام و طاعاتت قبول
باز خامی کردی چادر بهانه کردی قدرتتو به همسرت ثابت کنی پسر خوب بزار پات به حجله برسه بعد گربه رو بکش
شوخی کردم چطوری خوبی ارتباطت گویا بهتر شده هنوز هیچی نشده امر و نهی هم میکنی
من نظر مصباح خانم برام قابل احترام در معیار اصلی تصمیم با شماست و احساسی جلو نرو منطقی باش
ولی از طرف دیگه با ترمه خانم موافقم ببینید پوشش تو هر دهه متفاوت چه برا اقایون چه برا خانمها به نظر من زات آدم باید پاک و خالص باشه ولی معنای حرف من برداشت حجاب نیست اصل قضیه و احکام اولیه پا برجاست
میشه تو بعضی مهمونیها با چادر شرکت کرد و تو بعضی با مانتو البته ما مدل های مانتوهای خوبی داریم والان در سطح دانشگاها و شغلهای دولتی مثل بانکها و مهماندارها داره استفاده میشه و حجاب خوبی داره
در کل به شخصیت معنوی خانمت برمیگرده دخترا خونه پدرشون چادریا خونه شوهرشون میخوان کمی آزادتر باشن دختر همون دختره شک نکن
سعید چون تو هم احساسی هستی سر به سر نامزدت نذار قهر میکنه میای پس می افتی تو تالار کاری هم نمیشه کردا وخودت درد میکشینامزدت ندید دختر خانمیه خودتم میدونی یه چیز دیگه خودتم دست پایین نگیر قرور زیادش خوب نیست ولی خودتو نگهدار
اگه خواستی صحبتی با خانمت داشته باشی دستور نده با زبون واحترام باشه وبگو برا من اینچیزا ارزش داره و ازاون بخواه بگه تورو چه جوری دوست داره با چه لباسی ؟
.بدرود
mordad (پنجشنبه 26 تیر 93)
تشکرشده 1,336 در 399 پست
ببینید من خودم یک دخترم و چادری هم نیستم و به نظرم میشه با مانتو و روسری هم حجاب را رعایت کرد. و به نظرم هیچ وقت با اجبار به نتیجه مطلوب و واقعی نمی رسیم.
اگه در کنار امر به معروف سعی کنید اطلاعات و شناخت ایشون و خودتون را بیشتر کنید بهتر نتیجه می گیرید. و به طور کلی مهربانی و دوستی بیشتر نتیجه میده.
ولی موضوع مهمتر اینه که شما به طور کلی سریع از موضع تون کوتاه نیاید.
من با دیکتاتوری مخالفم و اعتقاد دارم که دو طرف باید به نظر همدیگه احترام بذارند. و اینکه به نظر ایشون احترام میذارید خوبه ولی تا کجا؟ حاضرید از انچه که بهش اعتقاد دارید هم کوتاه بیاید؟ (به طور کلی و نه فقط موضوع چادر.) ان وقت این کوتاه امدن باعث دلخوری شما نمیشه؟ در باطن چه قدر ناراحت هستید که بروز نمیدید؟ ان وقت تا کی حاضرید تحمل کنید؟
ببیند رعایت احترام و حقوق یکدیگر یک موضوع، پای بندی به اعتقادات و افکار خود نیز یک موضوع.
اینکاری که شما الان می کنی احترام به نظر ایشون نیست.... ندیدن حقایق برای رسیدن به ایشون.....
ضمنا ایشون هم باید به نظر شما احترام بذاره..... و نه فقط شما یک طرفه.....
اول باید ببینید که واقعا مناسب هم هستید ..... تا بعد هر دو بتونید بدون دلخوری به حقوق همدیگه احترام بذارید....
شما دو نفری مشاوره ازدواج رفتید؟من کلا شخصیتم این جوریه
شما خودتون کی متوجه شدید؟ تا حالا برای به تعادل رسوندنش کاری کردید؟دوستان تازه فهمیدید من احساساتیم.؟؟؟؟؟؟؟؟؟اینکه مثه روز روشنه
نظر شما درباره احساسی بودن چیه؟ به نظرتون خوبه؟
«آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.
« من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »
« مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »
http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg
ویرایش توسط salehe92 : پنجشنبه 26 تیر 93 در ساعت 16:48
asemaneabi222 (جمعه 27 تیر 93), mordad (پنجشنبه 26 تیر 93),pasta(یکشنبه 29 تیر 93), redalatkhah (شنبه 28 تیر 93), reihane_b (پنجشنبه 26 تیر 93), فرهنگ 27 (جمعه 27 تیر 93), مصباح الهدی (پنجشنبه 26 تیر 93)
تشکرشده 333 در 122 پست
سلام دوست عزیز.به نظرتون با کوتاه اومدن بیشتر دل نامزدتونو میبرید؟من فکر نمیکنم مرد باید کمی قاطعیت داشته باشه.حالا با مانتو هم میشه تا حدودی حجاب کامل داشت اما بحث رقصیدن هضمش برای شما سخته چرا میخای کنار بیای؟صرف دوست داشتن؟شما الان نامزدید و هم شما و خانومتون سن کمی دارید پس احساسات بیشتری به شما حاکمه تا منطق اما وقتی ازدواج کردید این اختلافات کوچیک که همسرانو از هم دور میکنه.شما حرفتو زدی پس صبر کن تا جواب ایشونو بشنوی راجب اولویت های ازدواج بیشتر کن فاصله عشق تا بیتفاوتی نفرت زیاد نیس پس سعی کن منطقیتر تصمیم بگیر خانومت تو سنی هست که تاثیر پذیری زیادی از محیط داره.محکم تر عمل کنید شما نمیتونید ایشون امر ونهی کنید شخصیتشون هنوز کامل نشده سنگارو وا بکنید شاید فردا خیلی راحتتر بخاد راجب مسائل دیگه رفتار کنن.موفق باشی
parsa1400 (جمعه 27 تیر 93), reihane_b (پنجشنبه 26 تیر 93), مصباح الهدی (پنجشنبه 26 تیر 93)
تشکرشده 6,499 در 1,515 پست
من برام یه سوالی پیش اومده.
به نظرتون یه دختر 15 ساله هنوز نباید بازی کنه؟
من خودم 15 سالگیم یادم میاد خیلی بچه بودم. اصلا از نظر اعتقادی و حجاب و این ها نمی گم ها!(چون از اول همین جوری بودم.) از این نظر دارم می گم که من اون موقع اصلا نمی فهمیدم آدم باید برای چی ازدواج کنه! هدف ازدواج چیه و...
اون موقع انتخاب نمی تونستم بکنم. اگر انتخاب می کردم قطعا از روی منطق و... نبود .بعد ممکن بود پشیمون بشم.
شاید دختر خوب و باهوشی محسوب می شدم ولی قطعا همسر خوبی نمی شدم.
می گم شاید این ازدواج شما از اساس تو این سن اشتباه باشه. این احتمال هم باید بررسی بشه.
تو تهران که دختر 15 ساله باید بازی کنه.من که اون موقع ها به فکر مدرسه، بازی و... بودم. ازدواج را نمی فهمیدم.
الان هم انگار از نظر قاونی ازدواج زیر 18 سال ممنوعه و شناسنامه های بچه های جدید زیر 18 سال صفحه مربوط به ازدواج را نداره.
دوستان این موضوع واقعیت داره؟
اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرطبدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای
یا ضامن بی ضامن ها...!!!
حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛
کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟
با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه
asemaneabi222 (جمعه 27 تیر 93), mordad (جمعه 27 تیر 93), redalatkhah (شنبه 28 تیر 93), terme00 (پنجشنبه 26 تیر 93), فرهنگ 27 (جمعه 27 تیر 93), واحد (چهارشنبه 08 مرداد 93)
تشکرشده 6,499 در 1,515 پست
در ضمن آقا سعید من موافقم که خوبه آدم با احساس خوب و پذیرش قلبی حجاب را بپذیره!
شما می تونید به نامزدتون کتاب ( چرا حجاب) شهید مطهری را هدیه بدین که خیلی عالیه.
همین طور پیشنهاد می دم کلیپ زیبای زیر را اول براش بفرستین. که زیبایی و لطافت این کلیپ آدم را به فکر می اندازه و می تونه برای اول کار نامزدتون را از جبهه گیری در مورد این مساله دور کنه.2 دقیقه هم بیشتر نیست.توصیه می کنم که همه دوستان این کلیپ را ببینند.
اسم کلیپ هست: شما با حجاب چه شکلی هستید؟
نشون می ده که یه جا هست و تابلویی زدن که می گه : شما با حجاب چه شکلی می شید؟
بعد زنان غیر مسلمان که تا حالا حجاب را امتحان نکردند برای امتحان و کنجکاوی میان و حجاب را امتحان می کنند و بعد از حجاب گرفتن ناگهان تصویر خودشون را تو آینه می بینند و حس جدیدی را تجربه می کنند! که خیلی جالبه!
و حتی به نظر من زیبا تر و معصوم تر هم می شن! و خودشون می گن حجاب براشون حس خوبی داشته!
اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرطبدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای
یا ضامن بی ضامن ها...!!!
حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛
کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟
با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه
parsa1400 (جمعه 27 تیر 93)
تشکرشده 312 در 141 پست
سلام دوستان.از حسن توجهتون ممنون.اگه جواباتون رو سریع ندادم ببخشید آخه بیشتر از سه تا پست نمی تونم بزارم .
خب الآن قصد دارم جواب تک تک سوالاتتونو بدم تا وضعیت منو بهتر درک کنید و در نتیجه مشاوره هاتون بهتر باشه.قبلا از همه تشکر می کنم.
ترمه خانوم.سلام.پرسیده بودید که نامزدت قبل از اینکه با شما نامزد کنه تو مهمونیایی که نا محرم حضور داره می رقصید؟باید بگه که خیر.اصلن من تا حالا رقصشو ندیده بودم.بار اول بود واسه همینم اینقد تعجب کردم.از دختری مثه اون بعید بود.وگرنه واسه اون دختر فامیلمون که اول شروع کرد به رقصیدن اینقد تعجب نکردم آخه خیلی واسه اون بعید نبود.اون دختره که میگم تازه ازدواج کرده.اصلن چادری هم نیست.اکثر دخترای فامیلمون چادری نیسن.فکر کنم واسه همینم هست که نامزدم می خواد چادرشو بزاره زمین.
سپیده تاریک خانوم
از شما هم ممنونم بابت نظرتون.گفتید که همین که نظرتو بهش گفتی کافیه.منم موافقم .هنوز خیلی سنش کمه.باید بهش فرصت بدم.گفته بودید مجبورش هم نکن.اینو که باید بگم عمرا.اصلن تو اخلاقم نیست.مگر موارد خیلی خیلی نادر که خیلی عصبی باشم که اونم بعدش پشیمون می شم.اصلن به نظر من کار زوری اصلن ارزشی نداره.انجام کار باید با بصیرت باشه نه اجبار.
مهستی خانوم از نظر شما هم ممنون.
راستش بد زدی تو پرم.اضلن یه لحظه از خودم نا امید شدم.شوخ کردم.واقعا از اینکه اینقد موشکافانه شخصیت منو تحلیل کردی ممنونم.راستش بیراه هم نمی گی.بچه که هستم.ولی یه خرده از اطلاعاتت در مورد من اشتباهه .نامزد من فقط دو بار رفته مشاوره.اونم نه تخصصی.یعنی از مشاور مدرسشون مشاوره گرفته.اونم فقط دو بار و نه برنامهریزی شده.پس خیلی رو مشاور حساب نکن.احساسی هستم ولی اینکه گفتی در مورد دختر خالت با خشونت نظر می دی عمرا قبول ندارم.خوبه راه به راه دارم قربون صدقه اش می رم وگرنه اون وقت چی می گفتی دیگه.دوستان همدردی من جونم واسه نامزدم در میره.از این بیشتر دیگه مهستی خانوم.امان از دست شما زنا.نوشتی که تو نمی تونی در باره عقد و حجاب و ابراز علاقه نسبت به خودت،نامزدت رو مجبور کنی.من قبلا هم گفتم من نمی خوام به هیچ.کاری مجبورش کنم.ولی خب دلم می هواد اونم زیاد دوسم.داشته باشه.به خدا هر کاری هم می کنم واسه همینه.واسه اینه که خوش بختش کنم.مهستی جان برام نوشتی که وقتی ریز و درشت رفتارهای این آدم،از نحوه حضورش در جمع تا برخورد هاش با شخص شما باعث ناراحتیتون میشه دوست داشتن معنایی نداره.باید بگم که شما از کجا فهمیدی ریز و درشت کاراش منو ناراحت می کنه؟؟؟؟؟؟؟من عاشق کاراشم اصن اخلاقو منشش منو شیفته خودش کرده ولی گیر من فقط همین رقصیدنشا.با بقه کاراش مشکلی ندارم آخه.در جواب سوال آخرتون هم باید بگم که من اگه دویست سالمم بشه فقط همین دخترو می خوام.من یه آدم احساسیم و تموم این احساسم فقط واسه همین دختره.حتی اگه با هم ازدواج نکنیم به هیچ وجه به هیچ دختر دیگه ای فکر نمی کنم.ایشون اولین دختر زندگی من هست آخریش هم هست.در این مورد هم صحبت نکنید که به هیچ کس ربطی نداره حتی شما دوستان عزیزم.دوستان واقعا عزیزم.
- - - Updated - - -
معاون کلانتر جان.گفته بودید به فکر تغییر دادن شخصیت و طرز تفکر همسرت در آینده و در دوران پس از ازدواج نباش و با این بهانه باهاش ازدواج نکن.معون جان آخه واسه بهانه به این کوچیکی ازش دل بکنم.من فقط نمی خوام واسه نامحرم برقصه.همین.واسه این اختلاف نظر ولش کنم.خنده دار نیست.در ضمن توجه داشته باش که من بعد این دختر نمی تونم زندگی کنم.
مصباح الهدی جان از شما هم واقعا ممنونم.
شما می گید نامزدت بچست.مهستی خانوم می گن تو یچه ای.نامزدت خیلی هم عاقل و پخته است.الآن من و نامزدم شدیم عین دو تا علامت سوال.گیجم کردید.مصباح جان اشتباه نکن.نامزدم حجاب داشت و رقصیید .دیگه تا این حد که بی بند و بار نیسیم.می دونین تزش چیه؟می گه اینا فامیلمونن.غریبه که نیسن و این حرفا.پرسیدین که تو دوران خواستگاری با هم صحبت کردین در باره معیار هاتون یا نه؟باید بگم ما هنوزم بعد شش ماه باهم درست جسابی حرف نزدیم.من از رو سابقه اش انتخابش کردم.چیزایی کا ازش دیده بودم.من بعضی وقتا شبا خونه اونا می خوابم.یعنی تا این حد نزدیکیما.معیارهام خدا هست و نامزدم.نه که بخوام اونو همسنگ خدا قرار بدم بلکه دلم می خواد اون دنیا دستش و بگیرمو سر افراز برم پیش خدا .و اهل بیت.بگم این زنمه.یه تار موشو به صد تا حوری نمی دم.دلم می خواد اون دنیا هم با هم باشیم به توصیتون عمل می کنم.سعی می کنم قانعش کنم بریم پیش یه مشاور.
شیما خانوم از شما هم ممنون.گفته بودید با سیاست باهاش رفتار کن و دستور نده.چشم.اون حرفایی رو که گفتید بهش بگو قبلا بهش گفته بودم. ولی جواب داد که من کلا شخصیتم این جوریه.می دونید چه فکری می کنه؟فکر میکنه حالا اون عند حال و حوله و من یه آدم پخمه و منزوی.ولی نه به خدا .منم حال و صفا سیتی رو دوس دارم ولی کنترل شده.گفتید بهش بگم با حجاب خوشکل تره.خب من نمی تونم بهش دروغ بگم.بدون حجاب خوشکل تره.ولی چی کار کنم دستور خدا و پیغمبره.نمی خوام شرمندشون باشم.آخه زن که حجابشو نگه نداره و برقصه ننگش واسه مردشه.
در مورد تاپیک دومم که همتون نسبت بهش جبهه گرفتید که چرا از خواستت سریع پایین اومدی.در واقع می خواستم شما رو امتحان کنم و هدفم این بود که بفهمید تو این قضیه واقعا حق با منه.بعضی از دوستان کلا این ازدواجو غلط دونستن که باید بگم عمرا من این دختررو ول کنم.اصلن آقا من احساسیم.زنمم می خوام.به هیچ کسم.ربط نداره
شوخی کردم.ولی لطفا تو دلمو خالی نکنید دیگه.بازم لطفا نظر بزارید. و یه راه حل اساسی بدید
تشکرشده 352 در 135 پست
خودم تو 15سالگی حجاب برام معنی نداشت ، تازه تو سن24 سالگی دارم کم کم میفهمم ، شما نظراتت رو بگو کسی نگفت از خواستت کوتاه بیای ، ولی درست و با محبت و علاقه که مثلا میخوام حس کنم فقط مال خودمی و دوس ندام نگاه بد روت باشه و ازینجور چیا بگو ، نه تحمیل و اجبار . اصل موضوع سن شما ۲نفره که برام خیلی جالبه که چطور تو این سن میخواین زندگی مشترک رو شروع کنید ، واقعا نیاز به تجربه بیشتر و پختگی دارین که لازمش گذشت زمانه ، در هرصورت امیدوارم خوشبخت و از همه مهمتر متعهد به زندگیتون باشید...
تشکرشده 312 در 141 پست
سلام.دوستان با توجه به توضیحاتی که دادم نظر دیگه ای ندارید؟
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)