سلام ممنونماز راهنمایی و توجهتون اینو خودم میدونم دوستاش که پسر خالشه مثل بچه هاست مثلا حسودی میکنه با دوستاش که دور هم جمعند هربار زنگ میزنه به شوهر من که بیا بریم اونم نمیره یعنی اولاش میرفت ولی چون مجلساشون جای سالمی نیست من مخالفت میکردم و کم کم شوهرمم به این نتیجه رسیده که همون بار اول بهشون میگه نه مثلابهش میگن زن ذلیل زنت نمیذاره بیای از زنت حساب میبری اونم ناراحت میشه من که یه دفعه جلو خودم این حرف رو زدن جوابشونو دادم و اونا دهنشونو بستن گفت زنت نمیذاره بیای ازش حساب میبری زن ذلیل منم گفتم مگه اختیاردارش منم که نذارم بیاد خودش عقل و شعور داره که کجا مناسبه کجا نیست شوهرمم گفت من زن و بچمو تنها نمیذارم که با شما بیام. ولی هرکی جای من باشه این دیگه شوخی نیست یه زن .... زنگ بزنه برات خط و نشون بکشه و تهدید کنه میام ابروتونو میبرم برام گرون تموم میشه که شوهرم زود فراموش میکنه و خودشو میزنه به اون راه و اصلا هم به روی اونا نمیاره.ولی دیشب که دید من سر سنگینم و توهمم اومد گفت من نمیدونم اینا کین منم گفتم مشکل آز خودته خطتو عوض کن حالا قرار شده یعنی خودش گفت که باشه در اولین فرصت که بتونم یه خط خوب بخرم عوض میکنم ولی صبح دیدم گوشیش دوباره رو سایلنته میپرسم چرا میگه خواب بودین گفتم بیدارنشین. خوب ادم حساس میشه دیگه. بعدم رفتار خودش اشتباهه واین رفتارش منو خخیلی اذیت میکنه تبا آقایون مردونه و درست صحبت میکنه ولی تا به یه خانم میرسه مهربون میشه طرز و لحن صحبتش عوض میشه منم میگم باهر زنی نباید اینجوری گرم بگیری و مهربون و خودمونی حرف بزنی چه معنی داره








علاقه مندی ها (Bookmarks)