فکر کنم حق داشته باشید. من واقعا خانه های کثیف و شلوغ را دیده ام . یک خانه ای رفتیم که درست مثل محل دفن زباله شده بود از بس که همه چیز درهم ریخته بود. تازه زن جوان هم نبود و دختر نوجوان داشت.
اما راه حلی که به نظر من می رسد : اول بحث آزاد با خود دخترخانم. یعنی به جای سوال پرسیدن در حین بحث کردن و وقتی صحبت داغ شد می توانید به منظور خود برسید. این کار از سوال مستقیم بهتر است.
دوم : از مادر و خواهرتان کمک بگیرید. یعنی وقتی آنها با مادر دخترخانم صحبت می کنند می توانند بفهمند که آیا این مادر دخترش را کدبانو بارآورده است یا نه.
یک مثال می زنم. من خودم ازدواج نکرده ام. بعد کلاس ورزش که می رفتم با خانم های متاهل راجع به آشپزی حرف می زدم یا می گفتم وقتی خانه می روم باید سریع به کارهای خانه برسم و ناهار درست کنم.
حالا به عکس العمل ها و جواب های خانم های متاهل که دختر بزرگ هم داشتند دقت کنید :
- مگر مادرت خانه نیست که شما غذا درست می کنی !!!
- شما ازدواج کرده ای که اینقدر به آشپزی وارد هستی و می دانی چه طوری باید سبزی بخری !!!
- آه مجردی فکر کردم ازدواج کرده ای !!!
- بچه های من هیچ کاری توی خانه نمی کنند و من خودم همه کارها را می کنم.
و جواب هایی از این قبیل.
خوب کاملا مشخص است خانمی که این حرف ها را می زند دختر کدبانو تربیت نکرده است.
از قدیم گفته اند مادر را ببین دختر را بشناس!! این حرف در زمینه خانه داری و آشپزی تا حد زیادی درست است.
مادر و خواهرت سعی کنند به شیوه بحث آزاد ( همان طور که من هم با آن خانم ها بحث آزاد داشتم نه سوال ) به حقایق پی ببرند.






علاقه مندی ها (Bookmarks)