به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مهر 94 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1392-12-02
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    2,764
    سطح
    32
    Points: 2,764, Level: 32
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    839

    تشکرشده 437 در 171 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام آقای فدایی یار ممنونم از جوابتون .استعدادمن در زمینه ای بود که الان دیگه نداررم اون استعداد رو از گفتنش ترسیدم اینکه بی استعداد شدم واقعا وحشتناکه میخوام کارای جدید تر یاد بگیرم اما جنبه ی زمین خوردن رو ندارم. درباره ی اعتماد بنفس من هر چی سعی میکنم نمیشه عادت کرده ذهنم به تلقین منفی که من زشتم بی استعدادوبی عرضه ام هر کی هم ازم تعریف میکنه به نظرم لطف و تعارف و این چیزاست. شاید باید صبور تر باشم . اعتماد به نفسم چیزی نبوده که زود از دست بره که الان زودم به دست بیاد یادم نمیاد کی اعتماد بنفس داشتم انگار از بچگی همینجوری بودم !

    من باز هم تلاش میکنم ولی از خدا میخوام که کمکم کنه حداقل به من ثابت کنه که من هم بهترینم دیگه خودم که با خودم تعارف ندارم الکی از خودم تعریف کنم .شاید دیگران هم از ته دل بگند . من فکر میکنم تعارفه.

    سلام آقای خاله قزی من که نمیتونم ازینجا دل بکنم مشکلاتم با اینکه کوچیک هست ولی وقتی ررو دلم سنگینی میکنه اینجا راحت خودمو تخلیه میکنم حرفایی که نمیشه به مادر یا پدرت بگی چون میگند لوسی و چقدرممنونم از همتون که وقت میزارید و دردودل طولانی منو میخونید

    شاید من لوسم؟! اما نه نه از من لوس تر زیادند وقتی دخترای دیگرو میبینم میفهمم من خیلی مرد م یه ناخن نمیتونم بلند کنم ! یا یه ملخ رو بادستم بلند کردم انداختم اونور یکی دید گفت مگه میشه یه دختر همچین کاری کنه خب یه ملخه کوچولو و خوشگل بود یعنی من انقدر ترسو، سوسول ونازنازی به نظر میام ؟! خدا نکنه .

    یا شایدفکر کنید خیلی بابا مامانم لوسم کردن ناز ونوازشم کردند که من لوس شدم اصلا هیچوقت یادم نمیاد فقط عید به عید همدیگرو بغل میکنیم روبوسی میکنیم . بابای من دخترای مردم داخل شهر تهران رو چه پایین شهر چه بالا چه مرکز شهر رو ندیده چون شغلش جایی هست که همش مرد میبینه محل کارش خارج از شهره تو یه دنیای کاملا مردونه . من رفتم به اون روستا گفتم چرا خدا منو اینجا به دنیا نیاورد ه . اگر یه دختر سوسول ناز نازی بودم دوست نداشتم توی روستا زندگی کنم .

    به ازدواج هم اگر فکر کردم بهش به خاطر اینه که میخوام تنها نباشم چون خانوادم منو نمی بینند چون پیششون ارزشی ندارم . ولی تا اعتماد بنفسم رو نبردم بالا ،تا یه هدف خوب پیدا نکردم ، تا سر کار نرفتم و تا واقعا عاشق نشدم اونم عشق از روی شناخت؛ ازدواج نمی کنم که من هنوز زن زندگی نیستم نمیخوام کسیو بدبخت کنم !

    آخیش بالاخره موفق شدم جوابمو ارسال کنم !
    ویرایش توسط پونیو : پنجشنبه 02 مرداد 93 در ساعت 01:39

  2. 2 کاربر از پست مفید پونیو تشکرکرده اند .

    meinoush (پنجشنبه 02 مرداد 93), تیام (پنجشنبه 02 مرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خواسته ای که به رویا تبدیل شد:خارج رفتن
    توسط ساره1 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: دوشنبه 02 اردیبهشت 92, 23:42
  2. پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 23 اردیبهشت 91, 13:44
  3. خواسته‌ها‌ی ویران‌کننده و راه‌های دوری از آن‌ها
    توسط shad در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 23 خرداد 89, 16:37
  4. چرا در خواستگاری مهریه بالا می گوید
    توسط محمدابراهیمی در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 182
    آخرين نوشته: جمعه 27 آذر 88, 11:02

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.