به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 تیر 99 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1391-8-08
    نوشته ها
    271
    امتیاز
    10,375
    سطح
    67
    Points: 10,375, Level: 67
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First Class10000 Experience Points
    تشکرها
    852

    تشکرشده 554 در 206 پست

    Rep Power
    49
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرخ رو نمایش پست ها
    سلام ممنونم عید بر شما هم مبارک.
    یه مشکلی که من دارم دقیقا همینه
    همه عالم و ادم میگن مشکلات پس از طلاق...
    میشه خواهش کنم هر دوستی که اینجا رو میخونه هر مشکلی که به ذهنش میرسه رو عنوان کنه؟
    من هر چی با خودم بالا و پایین میکنم میبینم اعصابم کمتر ساییده بشه شاید به خاطر همین فکر طلاق همیشه تو ذهنمه.

    خواهش میکنم واقع بینانه به من بگید پس از طلاق چی در انتظار یک زنه؟
    سلام دوست عزیز
    من تاپیک شما رو از همون ابتدا خوندم اما تا الان نظری نذاشتم که الان میگم
    اول از همه دوست عزیز از شما بعیده و دور از شان شماست که الان حرف از طلاق بزنید. شما اصلا مشکل اساسی ندارید که بخواید از الان که اول زندگی تون هستید حرف از طلاق بزنید. یه مسئله خیلی معمولی دارید که مطمئن باشید در هر خانواده ای هست. طلاق چه در کشور ما چه در هر جای دیگه ای همیشه آسیب زا هست به خصوص برای طرفین ازدواج. و باید آخرین راه حل باشه.
    من کل تاپیک رو با دقت خوندم شما اصلا با خود همسرتون مشکلی ندارید و مشکل شما فقط با خانواده همسرتون هست که اینم چیز عجیب و خاصی نیست که براش حرف از طلاق بزنید. لطفا مقداری بر احساسات تون مسلط باشید و با صبوری فکر کنید.

    شما باید یه واقعیت رو قبول کنید که مردم همیشه حرف می زنن و درب دروازه رو میشه بست اما دهن مردم رو نمیشه بست. اگر با همین واقعیت کنار بیاید و درکش کنید بسیاری مشکلات شما حل میشن و یه خانواده شاد میشید. لطفا انقدر حرف مردم رو جدی نکنید و برای خودتون از کاه کوه نسازید. مطمئن باشید اگر شما هم مثل اونا بودید (از نظر درجه مذهب) یا اینکه اونا مثل الان شما مذهبی بودن، باز یه سوژه دیگه پیدا می کردن و آخر یه حرفی می زدن. شما نباید اهمیت بدید. سخته اما راه داره و می تونید یاد بگیرید

    ما هم توی خانواده مون مورد مثل شما رو زیاد داریم. یعنی ما خانوادگی مثل خانواده همسر شما هستیم. یعنی توی مهمانی های خانوادگی خانومها حجاب ندارن و همه با هم دست میدن. اما 3-4 تا خانوم یا عروس هم داریم که عین شما مذهبی هستند و رعایت می کنند. یه بار یکی از تازه عروس ها که معتقد و مذهبی بود برای اولین بار خونه ما اومدن، پدرم دستشو دراز کرد که دست بده اما اون عروس مذهبی خیلی محکم و معتد اصلا دستشو دراز نکرد (جلوی همه فامیل هم بود و همه می دیدن) و بعد از چند لحظه هم پدر منم دستشو اورد پایین. اون موقع خیلی افراد خانواده از جمله خود من بدشون اومد و پشت سر اون طرف حرف زدن اما واقعیت اینه اون حرکت خیلی هم برامون ارزشمند بود وقتی دیدیم کسی انقدر اعتماد به نفس داره و به باورهاش اعتقاد داره همه خوششون میاد هر چند به زبان عقاید اون فرد رو مسخره کنن.

    شما اول از همه باید سعی کنید با خودتون صادق باشید. یعنی هر کاری رو که به باور شخصی خودتون فکر می کنید درسته همون رو انجام بدید. اگر فکر می کنید با نامحرم دست نباید بدید، حتما ندید. اگر فکر می کنید اشکالی نداره ، تغییر رویه بدید. این خیلی مهمه که باور شخصی خودتون و چیزی که فکر می کنید درسته عمل کنید.
    دوم هم باید سعی کنید به حرف دیگران اهمیت ندید. باید توی زندگی خودتون برای خودتون هدف داشته باشید. اهداف کوتاه مدت و بلند مدت داشته باشید. و همین طور اینکه به جای اینکه روی حرف و فکر دیگران تمرکز کنید، روی خودتون همسرتون و فرزندتون تمرکز داشته باشید. این طوری به تدریج دیگران میرن به حاشیه
    نکته مهم اینکه انتظار نداشته باشید یک شبه تغییر کنید و یک شبه حرف مردم براتون بی اهمیت بشه. این کار با توجه مداوم و به تدریج محقق میشه. شاید بعد از یک ماه بتونید این تغییر حیاتی رو در خودتون به وجود بیارید.
    سعی کنید برای زندگی تون مبارزه کنید. و به خاطر دیگران و حرف مردم زندگی تون رو از دست ندید
    ما هم از اینجا برای موفقیت تون دعا می کنیم و اگر هم جایی عقل ناقصمون رسید راهنمایی تون می کنیم

  2. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 اردیبهشت 96 [ 14:25]
    تاریخ عضویت
    1393-2-14
    نوشته ها
    205
    امتیاز
    4,218
    سطح
    41
    Points: 4,218, Level: 41
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 132
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    136

    تشکرشده 378 در 148 پست

    Rep Power
    35
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بابک 1369 نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز
    من تاپیک شما رو از همون ابتدا خوندم اما تا الان نظری نذاشتم که الان میگم
    اول از همه دوست عزیز از شما بعیده و دور از شان شماست که الان حرف از طلاق بزنید. شما اصلا مشکل اساسی ندارید که بخواید از الان که اول زندگی تون هستید حرف از طلاق بزنید. یه مسئله خیلی معمولی دارید که مطمئن باشید در هر خانواده ای هست. طلاق چه در کشور ما چه در هر جای دیگه ای همیشه آسیب زا هست به خصوص برای طرفین ازدواج. و باید آخرین راه حل باشه.
    من کل تاپیک رو با دقت خوندم شما اصلا با خود همسرتون مشکلی ندارید و مشکل شما فقط با خانواده همسرتون هست که اینم چیز عجیب و خاصی نیست که براش حرف از طلاق بزنید. لطفا مقداری بر احساسات تون مسلط باشید و با صبوری فکر کنید.

    شما باید یه واقعیت رو قبول کنید که مردم همیشه حرف می زنن و درب دروازه رو میشه بست اما دهن مردم رو نمیشه بست. اگر با همین واقعیت کنار بیاید و درکش کنید بسیاری مشکلات شما حل میشن و یه خانواده شاد میشید. لطفا انقدر حرف مردم رو جدی نکنید و برای خودتون از کاه کوه نسازید. مطمئن باشید اگر شما هم مثل اونا بودید (از نظر درجه مذهب) یا اینکه اونا مثل الان شما مذهبی بودن، باز یه سوژه دیگه پیدا می کردن و آخر یه حرفی می زدن. شما نباید اهمیت بدید. سخته اما راه داره و می تونید یاد بگیرید

    ما هم توی خانواده مون مورد مثل شما رو زیاد داریم. یعنی ما خانوادگی مثل خانواده همسر شما هستیم. یعنی توی مهمانی های خانوادگی خانومها حجاب ندارن و همه با هم دست میدن. اما 3-4 تا خانوم یا عروس هم داریم که عین شما مذهبی هستند و رعایت می کنند. یه بار یکی از تازه عروس ها که معتقد و مذهبی بود برای اولین بار خونه ما اومدن، پدرم دستشو دراز کرد که دست بده اما اون عروس مذهبی خیلی محکم و معتد اصلا دستشو دراز نکرد (جلوی همه فامیل هم بود و همه می دیدن) و بعد از چند لحظه هم پدر منم دستشو اورد پایین. اون موقع خیلی افراد خانواده از جمله خود من بدشون اومد و پشت سر اون طرف حرف زدن اما واقعیت اینه اون حرکت خیلی هم برامون ارزشمند بود وقتی دیدیم کسی انقدر اعتماد به نفس داره و به باورهاش اعتقاد داره همه خوششون میاد هر چند به زبان عقاید اون فرد رو مسخره کنن.

    شما اول از همه باید سعی کنید با خودتون صادق باشید. یعنی هر کاری رو که به باور شخصی خودتون فکر می کنید درسته همون رو انجام بدید. اگر فکر می کنید با نامحرم دست نباید بدید، حتما ندید. اگر فکر می کنید اشکالی نداره ، تغییر رویه بدید. این خیلی مهمه که باور شخصی خودتون و چیزی که فکر می کنید درسته عمل کنید.
    دوم هم باید سعی کنید به حرف دیگران اهمیت ندید. باید توی زندگی خودتون برای خودتون هدف داشته باشید. اهداف کوتاه مدت و بلند مدت داشته باشید. و همین طور اینکه به جای اینکه روی حرف و فکر دیگران تمرکز کنید، روی خودتون همسرتون و فرزندتون تمرکز داشته باشید. این طوری به تدریج دیگران میرن به حاشیه
    نکته مهم اینکه انتظار نداشته باشید یک شبه تغییر کنید و یک شبه حرف مردم براتون بی اهمیت بشه. این کار با توجه مداوم و به تدریج محقق میشه. شاید بعد از یک ماه بتونید این تغییر حیاتی رو در خودتون به وجود بیارید.
    سعی کنید برای زندگی تون مبارزه کنید. و به خاطر دیگران و حرف مردم زندگی تون رو از دست ندید
    ما هم از اینجا برای موفقیت تون دعا می کنیم و اگر هم جایی عقل ناقصمون رسید راهنمایی تون می کنیم
    ممنون از پاسخ شما دوست عزیز.
    شما این تاپیک رو مطالعه کردین اما ظاهرا سایر تاپیکهای مشکلات من رو مطالعه نکردین.قبلا هم گفتم کلکسیونی از مشکلات دارم.
    در ضمن من اول راه نیستم الان 8 ساله ازدواج کرددم.



    مرسری عزیز میشه بفرمایید اون خانمها با چه مشکلاتی مواجه میشن؟
    حرف و حدیث تاثیری روم نداره کلا. همیشه به حس رضایت درونیم نگاه میکنم . مثلا من ادمی ام که اگه حس کنم موسیقی منو اقناع و ارضا میکنه حتی اگه پزشکی هم خونده باشم حاضرم بیخیالش بشم و از موسیقی کار کردنم کیف دنیا رو ببرم ولو اینکه عالم و ادم بگن خل و چله. واقعا هیچ تاثیری روم نداره.


    یه نکته ای رو هم بگم دوستان؛ من هیچ تصمیمی نگرفتم بر طلاق. اما میخوام برای یکبارم که شده بدونم اینهمه عالم و ادم میگن واااااااااااااای طلاااااااااااق..... پشتش چیه این طلاق واقعا؟ هر کسی از دید خودش بگه لطفا.
    سبک و سنگسن کردن و تصمیم نهایی با من.
    ویرایش توسط فرخ رو : چهارشنبه 08 مرداد 93 در ساعت 12:25


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 61
    آخرين نوشته: جمعه 17 اردیبهشت 95, 22:06
  2. ماموریت این دو فرشته چه بود .... ؟؟؟؟؟؟ هاروت و ماروت
    توسط parsa1400 در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 17 فروردین 94, 06:46
  3. مهارت ارتباطی خود را چگونه تقویت کنم؟!
    توسط tanin-91 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 مرداد 93, 02:17
  4. ** پنج هفته تمرین برای تقویت روابط زندگی **
    توسط فرشته مهربان در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 17 مرداد 88, 01:42

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.