گذشته یه زمان مرده است و دیگه وجود نداره. اینده هم یک زمان نیومده است و اصلا وجود نداشته. اگه به گذشته فکر کنیم یعنی خودمونو به چیزی وصل کردیم که مرده. یعنی یه بخش زیادی از خودمونو که زندگیه داریم به مردگی متصل می کنیم و این باعث میشه انرژی زندگیمون هدر بره و این اتصال به زمان مرده باعث درد و رنج ما میشه.
اینده هم اگه بخوایم خودمونو با چیزی در اینده یا به دست اوردن چیزی در اینده هم هویت کنیم یعنی بخواهیم همه چیمونو با اون چیزی که قراره در اینده بیاد تعریف کنیم باعث می شه که این لحظه ی اکنون رو نبینیم. و باعث میشه ما از خود واقعیمون که زندگیه دور شیم. این دور شدن و این هم هویت شدن با چیزی در اینده باعث میشه ما انتظار بکشیم. ما هی بگیم منتظریم تا بعد از فلان کار خوشحال باشیم منتظریم تا بعد از رسیدن به فلان وضعیت شاد باشیم و زندگی کنیم. و اینطوری بازم از زندگی جا می مونیم. چون زندگی همین لحظه ی حال است.
باید در لحظه اکنون وجود داشته باشیم. و فکرمونو از گذشته و اینده جدا کنیم یعنی نباید با گذشته و اینده هم هویت شیم. اینطوری فکرمون سیال و ازاد میشه. و البته پذیرش هم باید داشته باشیم قبلش که گذشته امونو بپذیریم. بعدش که فکرمون ازاد شد میشه یه فکر سالم. این فکر سالم می تونه بهمون کمک کنه تا هدف هامونو بشناسیم. برنامه هم داشته باشیم برای هدف. اما هیچ وقت خودمونو و زندگی مونو و نیروی هستی مونو با این اهداف هم هویت نمی کنیم تا درد و رنج نکشیم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)