سلام
من میدونم چرا این حس رو دارید...
مشکل اینجاست که دیگه به پوچی رسیدید ، نه تنها شمابلکه هرفردی وارد این دوستیای بی سروته بشه آخرش قالب تهی میکنه...چون تهش هیچی نیست ... دنبال هدفی درپی این دوستیا نیستید ... شک ندارم که خیلی خوب میدونید که بادختری که باهاتون دوست شده ازدواج نخواهید کرد حالا بماند حرفایی که زده شده.
به نظر شماارزش زندگی همینقدره؟
اینکه از صبح تاشب با یک جنس مخالف دوست باشی و بعضا روزی صدتااس بینتون ردوبدل بشه یا توی بیست و چهارساعت ، دوازده ساعت باهم نهایتاحرف بزنید چی عایدتون میکنه؟
آخرش خسته میشید ... کلافه میشید ... دل زده میشید ...
بهترین راه اینه که این دوستیای مزخرف رو ببوسید و بزارید کنار.
برید سمت معشوق واقعی،وقتی برید سمتش دل زده نمیشید...
اصلا عقل ناقص منو بیخیال ... بهتره برید با یه پسر خیلی پولدار که باصدتادختر دوست بوده و همه لذتی از زندگی رو برده صحبت کنید ... بهتون شاید خواهد گفت : از این لذت ها کلافه شده و دیگه بریده ... من این ماجرارو شنیدم ...
یاعلی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)