بهارجان امیدوارباش وامیدت هم به خداباشه.واسه منم پیش اومده که شوهرم اینجوری تهدید کنه یاتصمیمهایی بگیره اماهیچکدوم روعملی نکردوقتی من بهش میگفتم باشه همین کاروکن خودش کم کم آروم میشد.به هیچ وجه باهاش لج نکن وحاضرجوابی نکن.مردهامتنفرن ازاین رفتار
بهارشوهرمن چندین باربهم گفت نمیزارم بری دانشگاه...چندین باربهم گفت حق نداری بری خونه بابات...چندین بارگفت که خودشم هم نمیره دانشگاه چون واسه من مهم بوداینجوری میگفت که اذیتم کنه اما هیچکدوم اینارواجرانکرد.من الان ترم آخردانشگاهم..هرروزنه امادوروزیه باردارم میرم خونه بابام.هفته ای یه بارهم باخودش میرم..خودشم داره درسش رومیخونه وتلاش میکنه.
بهارجان این چیزها میگذره مطمین باش.دلتوقرص کن وبه این ایمان داشته باش که چندوقت دیگه اینا گذشته وفقط خاطره میشه.خدامیدونه که چقدرواست دعامیکنم.شدی اولین دعام.حتمابقیه بچه هاهم واست دعامیکنن.نگران نباش
عمر که بی عشق رفت
هیچ حسابش مگیر...
علاقه مندی ها (Bookmarks)