آقای صحت ادامه صحبت هام:
در پست قبل یادم رفته بود بهتون سوالاتی هم بگم که حتما بپرسید:
1) در خانه شما مدیریت به چه صورتیست؟ بعد صبر کنید ببینید خودش به چه مواردی اشاره می کنه.
2) به نظر شما مدیریت خانواده باید به چه صورت باشد؟
3)رابطه شما با اعضاء خانواده چگونه است؟ ببینید به چه نکاتی اشاره می کنه. چه مثال هایی براتون می زنه.
جواب این سوالات هم می تونه دیدگاهی به شما در مورد روابط پدر و مادرش و همین طور خودش چه مدل زندگی را دوست داره کمک کنه.
در ضمن مثلا با چه سوالاتی (چند مورد لطفا) حد رابطه با دوستان بعد ازدواج رو میشه فهمید غیرمستقیم؟
ببینید من یه چیز کلیدی بهتون می گم که اگر اون مورد تو دختر خانم بود.دیگه بیش از حد حساس نشید و خیالتون راحت باشه که خودش درک و شعور داره که به شوهرش بیشتر از دوستاش برسه!
ویژگی منطق و انعطاف پذیری و انتقاد پذیری. دیگه وقتی یه دختر منطقی بود به نظرم این ها را می فهمه یا اگر بهش بگید قبول می کنه.تو بحث ها و صحبت ها و نظرات میشه اینو فهمید به نظرم.
ولی این سوال را می تونید بپرسید:
شما اولویت هاتون تو زندگی مشترک به چه صورته ؟
بعد معکوس در مورد خودتون بپرسید: همسر آینده شما چه طور باید اولویت ها را در زندگی رعایت کنه؟ به نظر شما اگر مرد با دوستاش هم تفریح بره اشکال داره؟
بعد ببینید چی می گه. شاید بگه خب با دوستان اشکالی که نداره ولی نباید تبدیل به رفیق بازی بشه!باید مرد برای خانواده اش اول وقت بذاره و...
حجاب را تکلیف عاشقانه ای می بینم که باعث میشه تمام عشق و زیبایی هامفقط و فقط برای یکی باشد و بس!
به خصوص قسمت سبز رنگش رو دوست داشتم و میخوام که همسر آیندم همچین تفکری داشته باشه.شاید اولویت اولم همین باشه.این رو با چه سوالاتی (چند مورد لطفا) میشه مطمئن شد؟
شاید نشه به این غلظت را از همون اول تو طرف پیدا کرد.ولی خب دختر محجبه به این پارامتر لااقل نزدیک تره! اگر هم همچین موردی پیدا کردین و مطمئن شدین زود جا نزنید.ارزش این را داره که مثلا یه سری اشکالات سطحی را نادیده بگیرید.
اما اینم بگم به نظر من اگر انتخاب درست باشه و طرفین واقعا نون حلال خورده باشن (که به نظرم از هرعاملی تو شکل گیری شخصیت مهم تره!) میشه بعد ازدواج عشق خدایی را در همسر ایجاد کرد.یعنی حتی قبلش شاید تو ذهنش فقط یکی یکی نبوده.ولی بعدش با رفتارهای صحیح با محبت های از ته دل با سیاستها و شناخت ها، می شه قلب همسر را تسخیر کرد!!! طوری که اگه خودش هم بخواد نتونه یا عذاب وجدان بگیره به کس دیگه فکر کنه!
من می گم نون حلال خیلی مهمه! اینو تو خانوادشون و تو پدرشون چک کنید.تحقیق کنید.
بعد یه نکته دیگه به نظر من وقتی یکی خودش اینجوریه براش مهم میشه طرف اینجوری باشه.مثلا همش از حیا و... می پرسه یا می خواد مطمئن بشه به نحوی شما قبلا ارتباطی نداشته باشید. حالا اگر چیزی به ذهنم رسید میام میگم.
تو یکی از پست هاتون که لینک دادید خوندم از خواستگاری خسته شدید و میخواید این خواستگار بعد ماه رمضان همون همسرتون باشه درسته؟ در واقع از پیدا نکردن کسی با معیارهاتون خسته شدید انگار؟
به نظرم حس منم همینه البته شما خواستگار براتون اومده و من هنوز نرفتم خواستگاری.
خب من واقعا اون موقع احساس اون لحظه ام را نوشتم.وگرنه نمی تونم برای یه عمرم ریسک کنم.نمی شه هم بگیم خدا هر چی ما خواستیم براورده کنه که!او خداست.ما بنده ایم.ما باید تحت فرمانش باشیم نه او گوش به دعای ما!خدا به من لطف می کنه اگر دعای منو براورده کنه! ولی براورده هم نکرد؛نکرد. ناراحت می شما.ولی حق ندارم چیزی بگم.
آره خب .من خسته شدم. ولی دلایل من با شما فرق داره.واقعا هیچ کس با من جور نشده.چون من دخترم و نمی تونم بگم کی بیاد خواستگاریم. ولی شما می تونید برید سراغ اصل مطلب!
واقعا هم هر کدوم از خواستگارام دلیل مهمی بوده که من رد کردم. ولی فکر هم نکنید که فقط من رد کردم. بعضی ها هم آنها منو نپسندیدن و مثلا فرض ارزش گذاریشون این بوده زن باید خانه دار باشه و خانه داریش عالی باشه.منم صادقانه گفتم من راستش بیشتر درس خوندم از این لحاظ کامل نیستم.ولی بعدا ... همین براش دلیل مهم بوده و نفهمیده که من می تونستم دروغ بگم ولی صادق بودم و اشکال خودم را گفتم.نفهمیده که من مثلا چقدر به حیا اهمیت می دم.این ارزشش بیشتره.خانه داری اصلاح میشه (و نتونسته به حد متوسط من قانع باشه) با توجه به اینکه آدم با حوصله ای هستم .ولی شخصیت که شکل بگیره راحت درست نمیشه که.
مذهبی بوده ولی سیستم ارزش گذاریش یه جور دیگه بوده.راستش خوشحالم شدم منو نخواستن.چون ظاهرا دلیل منطقی برای من نبود که رد کنم ولی خب این سطح از تفکر را هم نمی پسندم.
یکی دیگه هم بوده بعدا به معرف گفته من می خوام غیر این که خانومم سفید باشه چشماش رنگی هم باشه! آقا دکترا می خوند و مثلا مذهبی هم بود.(واقعا گفتن داره این موضوع؟ مگه دلیل خواستیم که می گی؟ نگو.به همین راحتی)خب این سیستم ارزش گذاری ذهنیش واقعا خیلی سطح پایینه. حرف همو هم عمرا نمی فهمیدیم.
این ها باعث خستگی میشه.
خب خیلی ها ادبیات خواستگاری را بلد هم نیستند. شما قبلش یاد بگیرید که دختر مردم را نرنجونید.چون رفتار محترمانه فرق داره به هرحال.چه منفی چه جوابتون مثبت. آدم باید یه ذره خودش را جای طرف بذاره.واقعا این ها هم باعث خستگی من شده. لینک زیر را بخونید.باور می کنید بعضی مردم این جوری رفتار کنند؟ من باور می کنم.چون برای من شده!البته نه زیاد ها. ولی شده.
ادبیات خواستگاری
تازه شرایط من چیزای دیگه هم هست.ولی ببینید من واقعا حق دارم خسته بشم. اما باز هم می گم این ها امتحانه که خدا ازم گرفته! شاید همون اول هم همسرم را پیدا می کردم قدرش را خوب نمی دونستم. یا شاید منی که این قدر عاطفیم مثل الانم محکم نمی شدم. یا شاید لزومی نمی دیدم مطالعه کنم. ولی مطمئنم این قدر هم پخته نمی شدم و نمی تونستم بقیه را این قدر درک کنم و کامل بفهمم که مثلا اومده اینجا مشاوره داره چی می گه؟ و. تونستم خوب راهنماییش کنم.
خسته شدم.ولی راضیم. همین هم که باعث میشه دعام بیشتر از ته دلم بیرون بیاد خیلی خوبه.
شما که امتحان نکردین.پس زود قضاوت نکنید. جلو برید. امتحان کنید. چیز خاصی نیست.تجربتون بالا میره. بالاخره خانومتون را پیداش می کنید.خب خانومتون هم از کجا معلوم منتظر شما نباشه؟ و مثل شما را نخواد؟ بعد شما الکی می گید من می خوام یه دختر غیر شبیه انتخاب کنم!!!؟؟؟ خب اونی که واقعا هم کفو شماست و می تونسته خانم شما بشه چی؟از شما هم ایراد نمی گرفته. شما را هم بیشتر می تونسته دوست داشته باشه.چون همین جوری که هستین قبولتون می کنه. شما هم بیشتر می تونید او را دوست داشته باشید چون همونجوری که هست قبولش می کنید.
ولی می تونید هم این فرصت دوست داشتن عمیق را از خودتون بگیرید و بعدا بسوزید بسازید.و همش از عدم هم کفویتون ناراحت بشید(.چون بالاخره هیجانات اول می خوابه.اون وقته که اگر معیارها درست بود علاقه ادامه پیدا می کنه.) اون دختر هم که می تونسته خانم شما بشه می ره خانم یکی دیگه میشه که شبیهش نیست و نمی تونه خیلی دوستش داشته باشه.
فقط با این فرق که شما مقاومت کردید ولی من از تنهایی (منظورم تنهایی عقیده در بین اطرافیان و در جمع دوستان همجنس) خسته شدم و داشتم راه رو کمی تغییر میدادم که البته مثل اینکه منصرف شدم فعلا با این صحبت ها و ممنون.
خب شما هم مقاوم باشید و هنوز هیچی نشده مایوس نشید.مگه شما نمی خواهید در آینده یک مرد محکم و قوی باشید؟ پس از همین به عنوان یک فرصت برای تقویت اراده و حتی ایمانتون استفاده کنید.تجربتون هم بالا می ره.
اینم بگم شاید جالب باشه مردانی مثل شما که اطرافتون دخترای خوب کمه بیشتر قدر خانوماشون را می دونند و بیشتر دوستشون دارن. بیشتر قدر حیا را می دونند! من اینو قشنگ فهمیدم.
خواستگارم که بعدا فهمیدم خیلی گروه خونیش به من از این لحاظ رابطه با نامحرم نمی خورد کاملا پام وایمیستاد و اصلا جا نمی زد! قشنگ قدر منو می دونست.باور نمی کنید یه جلسه شبیه جلسات فقه شده بود این قدر تاکید می کردم تا مطمئن بشم. با بیشترین سخت گیری هم جا نمی زد!
ولی اونی که تو باغ نیست اصلا متوجه نمیشه و دلیل الکی یا مثلا یه ذره سخت گیری پدر جا می زنه.
شما هم قدر خانومتون را خیلی خوب خواهید دانست و من مطمئنم اگر همچین دختر با حیا و در عین حال واقعا دختر خالص از نظر شخصیتی پیدا کنید جا نمی زنید و خیلی زندگیتون خوب میشه.
همیشه عاقبت به خیری مهمه.و گرنه اول و وسطش به هرحال می گذره.مهمه اینه که پایان خوشی داشته باشید.
ولی خوشحالم که الان احساس می کنم تو رویه درست دارید قرار می گیرید.
الهی عاقبت به خیر بشید
ادامه دارد......







بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای

علاقه مندی ها (Bookmarks)