به نظر من موضوع فقط این نیست که این آقا به عقاید شما احترام بگذارد یا نه. بلکه این تفاوت دیدگاه های مذهبی باعث می شود که شما آن احساس نزدیکی و همدلی کاملی را دلت می خواهد با این آقا نداشته باشی. ببین خانم ها خیلی برایشان مهم است که از احساسات و تجربیاتشان برای همسرشان صحبت کنند و همسر بشنود و همراهی کند. هر چه بیشتر عقایدشان نزدیک باشد و شوهر بهتر حرفهای همسرش را بفهمد بیشتر به هم نزدیک می شوند. ته دلشان بیشتر با هم حس همدلی و دوستی می کنند. دوست داشتن و عشق همین طوری به وجود نمی آید بلکه با نزدیک شدن افراد به یکدیگر به وجود می آید. بنابراین وقتی دو نفر درک متفاوتی از مذهب و کلا زندگی دارند و نمی توانند در دلشان به هم نزدیک شوند علاقه آنها کم می شود.
یک مثال برایت می زنم. خانمی در این تالار با همسری ازدوج کرده که تفاوت مذهبی دارند. حالا بچه دار شده اند و این خانم به بچه قرآن یاد می دهد. بچه می رود برای پدرش آنچه را که یاد گرفته با شوق و ذوق می خواند. اما پدرش ناراحت می شود و به مادرش می گوید : این چیزها چیست که به بچه من یاد می دهی ؟ من نمی خواهم اینها را به بچه بگویی. این زن واقعا چه حسی پیدا می کند ؟
خوب حالا اگر برعکس می شد و پدر خوشحال می شد می رفت و با ذوق و شوق از همسرش تشکر می کرد. بعد خانم می نشست و از آیه های دیگری که دوست دارد به بچه اش یاد بدهد حرف می زد و با هم مشورت می کردند. از مطالبی که از قرآن آموخته اند با هم حرف می زدند و بیشتر به هم نزدیک می شدند.








علاقه مندی ها (Bookmarks)