به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 مهر 93 [ 10:09]
    تاریخ عضویت
    1393-4-31
    نوشته ها
    254
    امتیاز
    976
    سطح
    16
    Points: 976, Level: 16
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdrive500 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    156

    تشکرشده 290 در 156 پست

    Rep Power
    38
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nahid72 نمایش پست ها
    سلام دوستان عزیز
    من یه دختر بیست ساله ام . تا الان بیشتر تمرکزم روی رشته تحصیلیم و درسم بوده .اما متاسفانه من دچار مشکلی شدم که شاید به نظرتون خنده دار باشه ولی من به خاطر این مسئله همه تمرکزم را از دست دادم و دیگه نمیتونم روی درسم تمرکز کنم.
    من الان ترم چهار را تمام کردم .قضیه از وقتی شروع شد که من ترم سوم بودم .اواسط ترم سوم که بودم متوجه نگاههای یکی از پسرای دانشکدمون شدم که با من همکلاسی نبود و ترم هفتم بود.البته ما توی یه کلاس همکلاسی بودیم ولی ایشون معمولا سر اون کلاس نمیومد و خیلی غیبت میکرد. منم از اون پسر بدم نمیومد ظاهر ارومی داشت . اما اصلا تو فکرش نبودم. مثه همیشه درسمو میخوندم .البته اینم بگم که منم گاهی به نگاهاش جواب میدادم (شاید اشتباهمم همین بود)تا اینکه دقیق روز 24 دیماه بعد از امتحان همون درس مشترکمون ، به من پیشنهاد اشنایی بیشتر داد. دقیقا حرفی که زد این بود که اگه مایل باشین با هم بیشتر آشنا بشیم.راستش من هیچ وقت اهل دوستی نبودم .بهش گفتم که من اهل اینجور دوستیای دونفره نیستم.اونم معذرت خواهی کرد ورفت.راستشو بخواین از همون لحظه ای که رفت از جوابی که بهش دادم پشیمون شدم چون ته دلم ازش خوشم میومد .به نظر پسر خوبی بود اهل جلب توجه وسبک بازی نبود.از همون روز کارم شد فکر کردن بهش .حتی فکر میکردم ترم جدید که شروع بشه ودوباره ببینمش ممکنه دوباره پا پیش بذاره. فکر میکردم چون من بهش گفتم اهل اینجور دوستیا نیستم ممکنه بیشتر بهم علاقه مند شده باشه و بهم پیشنهاد ازدواج بده(چقدر من ساده و نادان بودم) ترم جدید که شروع شد بیشتر ازترم قبل سرکلاس میومد حتی زودترم میومد .اوایل ترم هنوز با نگاهش منو دنبال میکرد ولی من دیگه به نگاهشم جواب نمیدادم.(با اینکه خیلی دوستش داشتم از نگاه کردن بهش فرار میکردم) .تا اینکه بعد از عید بود که فک کنم دیگه ناامید شد ودید من بهش پا نمیدم یه روز وقتی وارد کلاس شدم دیدم داره با یکی از دخترای کلاس حرف میزنه .داشت راجب به دوست دخترش حرف میزدوباورم نمیشد.داغون شدم.تمام اون روز ر گریه کردم. جالب اینجاست که بعداز اون روز دیگه سر کلاس نیومد و دوباره شروع کرد به غایب کردن.

    داغون شدم ولی هنوز تو فکرشم نمیدونم چرا بهش فکر میکنم اون فقط دنبال یه دوست دختر بود ومن این همه بهش فکر کرده بودم.از اون روز تا الان همش به اون فک میکنم.باورتون نمیشه ولی هر روز میرم فیس بوکشو چک میکنم و پستایی که میذاره را میخونم حتی کسایی که پستشو لایک میکننم چک میکنم. میبینم اون واقعا خوشه کلی دوست داره. ولی من چی همش دارم به اون فکر میکنم از خودم بدم میاد الان هفت ماهه که دارم به یه همچین ادم بی ارزشی فکر میکنم.اهنگ گوش میدم به اون فکر میکنم . وقتی کتابمو باز میکنم و شروع میکنم به خوندن حواسم پرت میشه یاد نگاهش میافتم و با خودم میگم کاش هیچ وقت بهش نگاه نکرده بودم اعصابم خرد میشه چون میدونم اون فهمید که من ازش خوشم اومده .ای کاش حداقل این قضیه را نفهمیده بود.با خودم میگم تو دلش کلی به من خندیده.با خودم میگم نکنه به بقیه بچه ها چیزی گفته باشه اعصابم خرد میشه.هنوزم بهش فک میکنم مخصوصا به نگاهی که بهش کردمو ونباید میکردم.

    باورم نمیشد انقدر احمق باشم و اولین بار که به یه نفر دل میبندم اینجوری بشه
    الان فقط میخوام رو درسم تمرکز کنم .آخه من یه سال ونیم دیگه کنکور ارشد دارم .ولی نمیتونم بهم بگید چی کار کنم که فقط بتونم رو درسم تمرکز کنم و اون آدم را فراموش کنم.

    میدونم ممکنه بگید چقدر ساده لوحی ولی باور کنیدمن خیلیم ساده نیستم .قبلنم چندتا مورد اینجوری بود ولی من هیچ وقت به هیچ کدومشون فکر نکرده بودم چون من واقعا به دوستی اعتقاد ندارم .ولی این پسررو فکر میکردم پسر خوبیه.

    اعصابم خرده از اول تابستون هیچی درس نخوندم .تو را خدا راه حل بدین...
    ببین این پیشنهاد آشنایی بیشتر همه جا پیش میاد
    یه بدی ما دخترا اینه که فک میکنیم هودمون خوبیم بقیه ی دهترا خوب نیستن
    پس هر پسری که به ما پیشنهاد بده ما رو واسه ازدواج میخواد

    ببین عزیز دلم
    دختر خوب کم نیس زیاد هس
    همون دخترایی هم که دوس پسر دارن و از نظر شما بد
    با پیشنهاد اول پا نمیدن
    پسر هم اینجوری نیس که همین دختر رو دید بعد پرسید با من دوست میشی؟ نتیجه بگیره دختره پاکه و یاالله عروسی کنه
    هزار جور معیار هس که باید در نظر گرفت
    بهد اون بیچاره ها فکر هودشون رو هم میکنن
    اونا فراره مسئوله یه زندگی باشن ..... فردا روز کسی به شما نمیگه که چرا سربازی نرفتی و کار نداری و .....
    پس فک نکن هر پسری که طرفت اومد یکم رفتارش موجه بود واسه ازدواج هس
    تنها راه مصون ماندن از ناراحتی دوری از هرگونه دوستی قبل از ازدواج هس تا زمانی که کسی نیومده صریح در مورد ازدواج حرف نزده فکر نکن که مورد بره ازدواج هس ولی رفتارت متین باشه با همه

    بعد اون بیچاره آدم بدی نیس
    اصن چرا باید به شما بخنده
    آره شاید با نگاهت فهمیده که تو هم ازش خوشت میاد
    جرئت کرده اومده پیشنهاد دوستی داده
    تو هم وقار و شخصیت خودت رو حفظ کردی به پیشنهادش جواب رد دادی
    تا اینجا که همه چی به نفع تو هس
    برخلاف میل باطنیت با اراده ی کامل به پیشنهاد یک پسر جواب منفی دادی پس آقرین بر تو

    اون بیچاره هم فکری در مورد تو نمیکنه
    اگرم بکنه
    میگه بهم پا نداد

    حالا تو الان دل بستی اونم چیز زیادی نفهمیده
    با 4 تا نگاه کسی نمیفهمه عمق دوست داشتنت
    از این به بعدم از یادت ببرش

    موردت یه مورد پیش پا افتاده است

    ولی ادامه اش نده



    اینقدر وسواس فکری نداشته باشین تو رو خدا
    شما با 4 تا نگاه فهموندی آره منم هستم
    ولی بعد دیدی دوستی هس ادامه ندادی
    شما به فکر اون چه کار داری
    اگه بخوای انقدر ناراحت باشی
    پس امثال ما باید خودکشی کنیم
    ویرایش توسط nafiseh joon : یکشنبه 19 مرداد 93 در ساعت 19:20

  2. 3 کاربر از پست مفید nafiseh joon تشکرکرده اند .

    nahid72 (یکشنبه 19 مرداد 93), محمد هم دل (سه شنبه 01 مهر 93), برنده 1988 (شنبه 12 مهر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دست دادن دختر به پسر عمو و پسر خاله ها
    توسط Amir ali1234 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 فروردین 97, 12:35
  2. تیکه انداختن پسرم وسط کلاس درس...بازیگوشی بی اندازه پسرم
    توسط آرام دل در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: جمعه 18 مهر 93, 00:57
  3. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 خرداد 92, 09:21
  4. علاقه ی شدید پسر به پسر از نوع دیوانه وارش
    توسط hadimoradi38 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 آبان 90, 10:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.