به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Threaded View

  1. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 مهر 93 [ 10:09]
    تاریخ عضویت
    1393-4-31
    نوشته ها
    254
    امتیاز
    976
    سطح
    16
    Points: 976, Level: 16
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdrive500 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    156

    تشکرشده 290 در 156 پست

    Rep Power
    37
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط blueberry نمایش پست ها
    سلام. من 20 سالمه. دانشجوام. تو شهری که زندگی میکنیم، رسمه دخترا رو تو همون دوران دبیرستان شوهر میدن. مثلاً کلاس خود ما نصف بیشترشون متاهل بودن... بعد اگه دختری هم سنش از 24-25 گذشت، دیگه پیردختر حساب میشه و نباید انتظار خواستگار مجرد از شهر خودمون داشته باشه...
    من میدونم که با اوضاعی که الآن هست، ممکنه یه دختر تا 30 سالگی هم مجرد بمونه. ولی خیلی دلم میگیره وقتی میبینم هم سن سالام یا کسایی که سنشون از منم کمتره بچه شون بغلشونه،اون وقت از تنها چیزی که ازم می پرسن راجع به درسمه!!! همه میگن فلانی معلدت چند شد؟ دانشگاه کی میری؟ کی میای؟... دیگه حالم از این سوالا به هم میخوره. تو دلم میگم مرده شور هرچی دانشگاه و درسه رو ببره...
    شایعه ست که دوست صمیمیم داره ازدواج میکنه... من و این دختر هم سنیم،هم دانشگاهی هستیم،یه رشته میخونیم،حتی فامیل هم هستیم!!! بخاطر همین نگاه خانواده م از وقتی شنیدن بهم عوض شده. میشینن با هم پچ پچ میکنن. هی ازم می پرسن فلانی چرا ناراحتی؟ بعد یه بار یکیشون برگشت گفت: بخاطر ازدواج دوستشه! یعنی میخواستم همون موقع خودمو بکشم از احساس حقارت... مامانم هم برداشت سخنرانی کرد برام که آره، فلانی از تو باعرضه تره،فلانه و بهمانه که شوهر کرد... به خدا داشتم می مردم...
    حالا جالبش اینه که این دختره اول همه جا آویزون من بود. برا درس و ... همش زنگ میزد گریه میکرد که اگه تو بری دانشگاه و من تنها بمونم میمیرم... میخوام حتماً همه جا باهم باشیم. الآن از وقتی براش خواستگار اومده، جواب سلامم هم به زور میده. جلوی بقیه مسخره م میکنه، از ظاهر و رفتارم گرفته تا همه چی. با دوست مشترکمون که اتفاقا متاهله(!) میرن میگردن بدون اینکه به من خبر بدن. انگار که من شوهراشون رو می دزدم!!!!
    همش به خودم میگم شاید من تا 10-15 سال دیگه هم ازدواج نکردم، نمیشه که همش بشینم غصه بقیه رو بخورم... ولی نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم. همش تو فکر اینم که من و این دختره موقعیتمون شبیه همه،اون وقت من تا حالا حتی یه خواستگارم نداشتم.
    میشه یکم در مورد شهرتون راهنمایی کنید؟
    ایمکه تو کدوم ناحیه ایرانه؟
    کوچیکه یا بزرگه حداقل؟
    حوب چنین فرهنگ هایی یواش یوش از بین میرن
    ولی به هر حال یه نسل فدا میشه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط hajlo نمایش پست ها
    سلام
    ببخشید دوست عزیز وسط تایپیک شما ولی طاقت نیاوردم

    خانم فرخ رو



    خوش به حالتون تو جایی زندگی میکنید که ازدواج برای خوشبختیه!!!

    یه عده آدم مثل من و شاید این دوست عزیز جایی زندگی میکنن که ازدواج از نظرش فقط برای بستن دهن مردم به کار میره چون نمیفهمیم ازدواج یعنی چی!!!

    من خودم که 23 سال دارم به شخصه چیزی از ازدواج نمیدونم ولی دوست دارم ازدواج کنم برای اینکه جایی که زندگی میکنم این یک اصل اساسیه و بعد از ازدواج سریعا باید بچه دار بشم تا

    به موفقیت نهایی و تایید خانواده و فامیل برسم و بتونم یک جور هایی باعث سربلندی خانواده ام بشم.

    این معنیه موفقیته نه تحصیلات خوب نه داشتن شغل نه ....

    یا باید جلوشون کم بیاری و با هر کسی که از دم در رد میشه ازدواج کنی یا اونقدر پوست کلفت باشی که اونم نمیشه مگه یه دختر تنها که همه ی امیدش حمایت خانواده اشه و میبینه که

    اونها هم با بقیه یه جورایی هم نوا شدن چقدر میتونه تحمل کنه؟ مطمئن باشید جوری کم میاره که دیگه حتی اسمشو یادش میره!!!

    دختری که از سن پایین دنبال ساختن آینده شه جوری آینده رو براش سیاه میکنن که چیزی جز جز غم و غصه نمیبینه!!!

    اگه این خانم یا من به بلوغ فکری رسیده باشم و بتونیم حرف آدمای دیگه رو محل نذاریم و با نقشه ی خودمون بریم جلو مطمئنم به جاهایی میرسیم که نه تنها خودمون بلکه دست خیلی از

    آدمها رم میگیریم و میکشیم بالا.

    اما کو آموزش؟

    به من یاد میدن باید ازدواج کنی و بچه دار بشی تا وقتی پیر شدی و شوهرت افتاد زمین مرد یک نفر رو داشته باشی تا ازت حمایت کنه!!!

    به شما یاد میدن تا زمانی که احساس نیاز به ازدواج نکردی مبادا ازدواج کنی.

    به من میگن حیف بچه بودی شوهرت ندادیم تا اینقدر سرکش نشی و اگه بچه بودی شوهرت میتونست تو رو اونجور که دلش میخواست تربیت کنه تا کاملا مطیع اوامرش باشی و هر چقدر

    تو خونه اش عذاب بکشی فکر کنی خوشبختی. حالا چشمات باز شده و عقلت میرسه و دیگه حاضر نیستی با آدم بیکار بی عار بیسواد که فرق بین زن و اسیر جنگی رو نمیدونه ازدواج

    کنی!!!

    این روزها فقط استرس و ناراحتی جای همه ی آرزوهای آدمهایی مثل من رو میگیره. چون دختریم و سنمون بالای 20. گناهمون اینه که دختر متولد شدیم. گناهمون اینه که دختر انسان نیست.

    ترس از حرف فامیل همین.من نه درکی از ازدواج دارم نه درکی از خوشبختی.

    اسارت واقعی یعنی این.

    میشه یکم در مورد شهرتون راهنمایی کنید؟
    ایمکه تو کدوم ناحیه ایرانه؟
    کوچیکه یا بزرگه حداقل؟
    حوب چنین فرهنگ هایی یواش یوش از بین میرن
    ولی به هر حال یه نسل فدا میشه


    ببین حرف فامیل رو کلا باید دایورت کرد
    من مثال میزنم از 4 نفر تو فامیل خودمون
    1- دختر عمو لیسانس ریاضی و خانه دار سن 26 ازدواج کرد و زود بچه دار شد
    2- یه دخترعموی دیگم پزشکی میخوند تا فوق تخصص ادامه داد
    وقتی اون یکی دخترعموم بچه ی دومش رو به دنیا آورد یکی از عموهام با نهایت پررویی به مادر همین دخترعموی پزشکم گفته بود ببین دختر تو هنوز شوهرم نداره
    زن عموم هم خوب جوابش رو داده بود و دو سال تو قطع رابطه بودن
    3- یکی از دختر عموهام 31 ساله ازدواج نکرده اصن به فامیل اجازه ی صحبت نمیده
    4- یکی دیکه هس تو فامیلمون خ30 ساله خودشو تابلو کرده
    هرکی ازدواج میکنه
    میگه عاشق من بود
    نذاشتن به هم برسیم
    فامیل هم خوب پشت سرش خرف میزنن

    میخواستم بگم فرد هودش تعیین میکنه فامیل چی بگن
    ویرایش توسط nafiseh joon : سه شنبه 21 مرداد 93 در ساعت 23:02

  2. 2 کاربر از پست مفید nafiseh joon تشکرکرده اند .

    blueberry (چهارشنبه 22 مرداد 93), تیام (سه شنبه 21 مرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.