خانم احساس بهاری ممنون از جوابتون ولی

هیچ میدونستی یکی از دلایل عدم موفقیت جوانان ما الان چه در خانواده و چه جامعه اینه که پدر مادرشون اونقد بهشون رسیدن و کمک کردن که جوانشون الان یه دستو پا چلوفتی به تمام معنی در اومده
من اعتقاد به تعادل دارم نه خیلی شل بگیری نه خیلی سفت من بابام 16 سالگی پدرش رو از دست داه و از اون موقع خرج خونوادش رو داده حالا میخاد همون چرخه رو من تکرار کنه از این اخلاق هندی بازیش متنفر گاهی بهم میگه من یه قرون هم تو عروسیت نمیدم خودت باید دربیاری اگه بابام 18 سالگی بهم کمک می کرد الان جلوتر بودم خیلی جلوتر بودم
من هرسال که شاگردام یه پایه میرن بالاتر افسرده میشم می بینم اونا یه پایه رفتن جلو ولی من دارم درجا میزنم واقعا این فکر دیوونم می کنه؛ جایی که کار می کنم یه سری دانشجو از دانشگاه های دولتی شهر تهران میان بعضیاشون واقعا بی سوادن طوری که همکارم که استاد دانشگاهه برگشت به یکیشون گفت برو شاش کن تو سوادت، اون موقع من بدبخت با این همه تجربه عملی و زحمت دانشگاه نرفتم که بیشترش هم تقصیر والدینم چون تمام وقتم رو صرف خرحمالی کردم اون تو جامعه ای که مدرک و دانشگاه رفتن واقعا کشکه
من اصلا جوونی نکردم درست به کارم (نه معلمی) عشق می ورزم ولی اصلا یادم نمیاد آخرین باری که بازی کردم یا واسه تفریح رفتم کی بوده!

افرین به تو که در سن 26 سالگی تونستی 30 میلیون بدهکاری بار بیاری!
بدهی بارآوردن که هنر نیست!

توصیه میکنم یه طور برنامه ریزی کنید که در طول 2 یا 3 سال اینده یه دختر از یه خانواده ای با توقعات کمتر رو انتخاب کنید
این دو سه سال رو چیکار کنم با غرایزم؟!