من به عنوان یه مرد وقتی که توی زندگی کم بیارم اگر کسی پشتیبان من و کنارم باشه (همسرم) رو حس کنم بهتر با مشکلات کنار میام
حتما شنیدید که میگن پشت هر مرد موفقی یک زن خوب هست
قطعا شما کارهایی انجام دادید که الان این شرایط واستون پیش اومده
اما همه چیز یادتون نیست
اگه اجازه بدید چن سوال ازتون داشته باشم:
بعد از این حادثه شما چکار کردید؟برخوردتون با شوهرتون چطور شد؟چن بار از زندگی گلایه کردید و دعوا گرفتید؟دعواهاتون معمولا چطور شروع میشد؟به خاطر ورشکستگی اعصاب جفتمون به همم ریخته بود
شما چقدر فضای خانه رو محل ارامشش قرار دادید که وقتی اومد داشت فکر میکرد که چه خاکی باید به سرم بریزم فکرش ازاد باشه ؟
در چه حالتی بهتون این جمله رو گفت؟شما چکار کردید؟ایا این جمله فقط یه حرف بود؟چرا این جمله رو بهتون گفت؟دعواهای بینوم بیشتر شد تا اینکه یه روز همسرم گفت که دیگه هیچ احساسی بهم نداره
چرا؟رتباطش رو کلا با خانوادم قطع کرد و حتی تو مهمترین مراسمها عروسی و عذانمی یومد
ایا از اول اهل اینجور کارا بود؟؟شما واسش کم گذاشتید از عواطف و احساسات ؟بنظرتون چرا اینجور کارارو میکرد؟ از خودش پرسیدید؟جوابش؟سراغ دوست دختر و ... رفت و کلا شد یه آدم دیگه
چکارا کردید؟ نتیجه کارتون چی شد؟با کلی صبر و تلاش سعی کردم همه چی رو درست کنم
به نظرتون درست میگفت؟ منظورش از این حرف ممکنه چیز دیگه ای بوده باشه؟ ازش دقیقا پرسیدید که دوس داره محیط خونه واسش چطور باشه؟؟الان فهمیدم بخشی از مشکلاتمون به خاطر این بود که می گفت باید خونه داریت عالی باشه همه جا برق بزنه
چقدر این جمله باورتون شده؟قلبشو بدست بیاریداما هنوز میگه من دیگه مثل سابق نیستم و ما ارتباط عاطفی نداریم
خسته شدم خیلی تلاش می کنم اما همش میگه تو برای زندگیمون چی کار کردیمنظورش چیه؟میخواد بگه کم گذاشتی؟از نظرش باید چکار میکردی که نکردی؟از صرفه جویی قناعت پایه بودن مهربونی همکاری ... یعنی هیچ چی رو نمی بینه یا به روی خودش نمی یاره
هدفتون از گفتن این جمله چی بود؟چند روز پیش بهش گفتم خسته شدم گفت من مشکلی با این قضیه ندارم
وقتی این جمله رو میگفتید انتظار یه اغوش داشتید که تمام خستگیتون بگیره اما ایا روش خوبی رو برای رسوندن منظورتون انتخاب کردید؟
از چی ناراحته؟چه حسی هست که نمیذاره بیاد سمتت؟خودش هم ناراحته اما میگه دست خودم نیست هر بار سعی کردم سمت بیام نتونستم
کارهای غیر عمدی شما فقط شامل موارد زیر میشه که ظرفیتشو پر کرده؟؟!اگه تمامش نبوده میشه نمونه هایی رو ذکر کنید ....خسته شدم واقعا کارهای من غیر عمدی بوده ولی اون فکر می کنه من دشمنش هستم
مثلا میگه چرا 6 سال پیش فامیلات تو عروسی پول کم دادن چرا 5 سال پیش گوشی منو چک می کردی هرچی میگم اصلا فکر کن فامیلای من جنایتکار ، من که دارم باهات زندگی می کنم یا میگم اوایل ازدواج من تو رو نمی شناختم اگه چند بار گوشیتو چک کردم الان که این کارو نمی کنم میگه همه اینها جمع شده ظرفیت من پر شده .مقصر اصلی رو چه کسی میدونید؟؟راهکارتون برای حل این مشکل چیه؟من از این خلا عاطفی رنج می برم و از اینکه می بینم مهمترین و بهترین سالهای جوونیمون داره اینطوری می گذره خیلی ناراحتم
شما در حل بحران مالی چکار میتونید بکنید؟؟بحرانهای مالی هم داره به ما فشار میاره دنبال آرامشم
در حرفام نمیخوام شمارو مقصر جلوه بدم،میخوام به مساله زندگیتون یه طور دیگه نگاه کنید،شاید برداشت اشتباهی میکردید و تصمیمات اشتباهی میگرفتید
راستی:
مردها اصلا دوست ندارن که ضعیف جلوه کنن واسه همین بعضی هاشون اگه بمیرن پیش مشاور نمیرن و با کسی صحبت نمیکنن چون نشانه ضعف خودشون میدونن!
یادتون باشه تا به مرد ....ندی...... نمیده بهت (جای نقطه چینو هر کلمه ای دوس داری بذار) ارامش،علاقه،حس دوست داشتن
بهتون پیشنهاد میکنم کتاب مردان مریخی و زنان ونوسی رو از اینترنت بگیرید بخونید تا در شناخت همسرتون و روابط موفق تر عمل کنید.
موفق باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)