من هم همین حالت هارو داشتم.
روحیه ی بسیار لطیف اون موقع و همین افکار که بدون اون می میرم.
اصلا هم بیراه نیست اگه بگم وقتی رفت مردم و زنده شدم.اما طی زمان خودمو پیدا کردم.این اتفاق تقریبا واسه همه پسرایی که جدا میشن و ضربه می خورن می افته پس نگران نباشین. به این آه و ناله ها توجه نکنین.
به سمت مشاوره هدایتش کنین و خودتون هم واسه ازدواج با این خواستگارتون برین مشاوره.
تئوری با عملی خیلی فرق می کنه و قبل از ازدواج با بعد از اون بسیار متفاوته.
من فردی رو می شناسم که به خاطر مخالفت خانواده اش حتی خودکشی کرد و بعد جون سالم به در برد. بالاخره موافقت کردن و شاید بعد از 2 سال می زد تو سرش می گفت غلط کردم چقدر کور بودم هیچی حالیم نبود.
شما هم تصمیمی نگیرین که بعدا پشیمون شین.اگه شما پسر بودین هم من همین حرف رو می زدم بهتون.








علاقه مندی ها (Bookmarks)