سلام آقای صحت
می بخشید من یک هفته ای بود که دسترسی به اینترنت پر سرعت خیلی کم داشتم.
به خاطر تاخیرم عذر می خوام.
بعضی سوالات را جا می اندازم تا به طور کلی در یک پست در موردش صحبت کنم.البته خیلی خوب میشه تا همینجا هم نظرتون را بگید تا اون پستم بهتر بشه.
معرف دلسوز نداشتیم چاره چیه؟
اولبه مادر و به خصوص به خواهرتون بسپارید. وقتی تو مراسمات شرکت می کنند حواسشون باشه دختر محجوبی دیدن باب آشنایی را باز کنند. همین خیلی موثره.بسیاری از پیشنهادات خیلی از دختران این طور بوده.اگر خواهرتون مدرسه خوب و مذهبی رفتن می تونه خیلی کمک کننده باشه.از مدرسه و معلمینش می تونید کمک بگیرید. کلا خواهرتون فکر کنم بیشتر بتونه به شما کمک کنه.
این تاپیک هم مطالعه بفرمایید:
مشکل من ترس از تشخیص اشتباه یا پیدا نکردن هست.چون معیارهای زیادی هست تازه اگر درست تشخیص بدیم.
چون شما تجربه نکردین و این تاپیک ها را خواندین اینجوری به ذهنتون می رسه. من که این نکات را گفتم کسی بهم نگفته که. تو تجربه خودم فهمیدم. یعنی شما هم نگران نباشید وقتی تجربه می کنید خودتون می فهمید. اصلا یه چیزایی درک می کنید.نمی خواد پیش زمینه هم داشته باشید حتی! نمی خواد جزء جزء فکر کنید.همین که با طرف مقابل صحبت می کنید خیلی چیزها بر شما نمایان میشه.
توکل به خدا کنید و خواستگاری ها را شروع کنید. تحقیق هم حتما بکنید. از دوستانش به خصوص.
خب وقتی خواستگاری یه دختر میریم که نمیدونیم آیا علاوه بر اون از راه های دیگه هم پیگیری میکنه یا نه؟ یعنی شاید علاوه بر پذیرش خواستگار اگر پیشنهاد آشنایی در دانشگاه بهش داده بشه قبول کنه (با نیت مثبت) و خب طی همین آشنایی وابسته بشه و بعد رها شده باشه
به نظرم تعداد زیادی از دختر ها به پیشنهاد آشنایی در دانشگاه به قصد ازدواج بدون زیاده روی و ... جواب مثبت بدن مگه این که از پسر خوششون نیاد.چون کار بد و حرامی که نیست فکر کنم و عواقبش رو هم آگاه نیستن.
معلومه اشکالی نداره. مهم اینه که دختر با حیا همون روند را میاره زیر نظر خانواده و خواستگاری. یعنی ممکنه تو دانشگاه یکی ازش خوشش بیاد.خب این مشکلی نیست. همون روند را میاره زیر نظر خانواده و طی جلسات خواستگاری می گذرونه. همین جوری نمی ره بدون اجازه پدرش که با یک پسر نامحرم در مورد ازدواج صحبت بکنه که! وقتی این قدر احترام پدرش را داشته باشه که ذکر کردم و با خانواده اش رابطه خوبی داشته باشه بدون اطلاع خانواده که نمیره صحبت کنه.
ببینید شما هم ممکنه کلی خواستگاری برید ان شاالله. ممکنه خودتون هم مدتی درگیر یک مورد بشید و قسمت نشه. مهم اینه که تو جلسات خواستگاری احساساتی رفتار نکرده باشید.(دل و قلوه رد و بدل نشده باشه). اگر این جور باشه خب با خواستگاری های بعدی نفر قبل یادتون می ره.در مورد دختر هم همین طوره. دیگه وقتی همسر آیندش هم بیاد که مثل خواستگار نیست.مثلا شما که مثل خواستگار باهاش صحبت نمی کنید. شما که مطالعاتتون خوبه و فکر کنم بتونید راحت دل خانومتون را بدست بیارید. دیگه وقتی دلش را بدست آوردین کس دیگه ای تو دلش نمی مونه که. استثنائات را رها کنید اگر به استثنائات بپردازید شامل حال شما هم میشه ها!(طبق قانون جاذبه)
فکر کنم بهتره تو خواستگاری نظر طرف مقابل در مورد وجود یه عشق به اسم عشق پاک در کنار همسر رو سوال کنم.نه؟فکر نکنن خودم اهلشم؟)
نه سوال نکنید. اون عشق نیست هوسه. در مورد حیا سوال کنید که چه ابعادی باید داشته باشه.در مورد دیدگاهش به زندگی مشترک و اینکه زن و شوهر چقدر باید نزدیک باشن و... سوال کنید.
ولی یه دختر با ایمان و با حیا باور کنید اینجوری نمیشه. یعنی وقتی یه دختر با ایمان انتخاب کردین خیالتون می تونه راحت باشه.
فکر کنم دیدین تاپیکی که یک خانم گفتن محجبه هستند اما قبل ازدواجشون رابطه داشتن و بعد ازدواج خیلی عذاب وجدان داشتند و مشخص بود که قلبا توبه کردند.
مطمئنا همسرشون بفهمن اگر درک کنند و به روی خودشون نیارن قلبا شکسته میشن.پس از روی حجاب نمیشه مطمئن بود چون گاهی ممکنه یه دختر محجبه از راه احساسی به خیلی جاها کشیده بشه یا فریب بخوره.چیزی که یه دختر رو به راه بد میکشونه فقط بدحجابی نیست ، احساسات هم هست.نه؟
بله دیدم. خیلی هم ناراحت شدم. اما دیدین که همون دختر کمبود محبت از طرف پدرش داشت؟ و رابطه خوبی با خانواده اش نداشت؟( خانم مجرد را می گین ؟) حتی خانوم محجبه هم دیدم بعد ازدواجش عاشق برادر شوهرش شده. چرا؟ چون شوهرش بهش محبت نمی کرد. ظاهرا رابطه خوب بود ولی باطنا از رابطشون راضی نبود.
من که عرض کردم "ولی خب نمیشه" .به نظرتون دختر کم سن تر مثلا 18 سال که به قول شما خیلی مهارتا بلد نیس نمیشه با کمی صبوری کنار اومد و در عوض چون شخصیتش کامل شکل نگرفته تو زندگی مشترک شخصیتش درست شکل پیدا کنه؟
دختر کمتر از 18 بلوغ شخصیتیش شکل نگرفته و بعدا که شخصیتش شکل گرفت ممکنه نظراتش تغییر کنه وحتی نظرش در مورد شما تغییر کنه و بگه ای کاش کمی صبر می کردم. من که سنم کم بود.شاید موردهای بهتری برام میامد. بعد شما که نمی خواهید نقش پدر و مادر براش بازی کنید. می خواهید نقش همسر را بازی کنید. درسته؟پس نباید به امید تربیتش باهاش ازدواج کنید.
این حد دل بدست آوردن بیشتر مال فیلمای عاطفیه.ناخودآگاه ممکنه یه وقتایی مقایسه کنه.مثلا بعد از یه دعوا.بالاخره من صددرصد مطابق میلش نیستم که.یهو یادش بیفته.یا با دیدن نشونه های خاطرات گذشتش مثلا دفترچه خاطرات یا ...
حساس نشید. همین فکر هم همسرتون ممکنه در مورد شما بکنه ها؟! ناراحت نمی شید؟ او از کجا مطمئن باشه شما تو فکرتون چی می گذره؟
اگر ما بخواهیم همین جوری حساس بشیم کلا نمی تونیم زندگی کنیم. فکرهای سطحی مهم نیست. مهم همینه که عمیقا شما را دوست داشته باشه.
تاپیکی ندیدین که دختری مذهبی همین معیارهای شما را داشته باشه؟ دوست داشته باشه شوهرش شاد باشه یا عاطفی باشه .نازش را بکشه یا خیلی این کارها را خوب بلد باشه...
چرا کم دیدم اما اگه منو دعوا نکنیدمیگفتن سر شوهرشون غر و داد میزنن و خلاصه رفتارهایی که مشخص بود مهارت همسرداری ندارن (معمولا آقای خاله قزی از دستشون خیلی حرص میخورد) اما دوست دارن قلب همسرشون رو تصرف کنن.مثلا میاد با لحن وحشتناکی از همسر و خانوادش میگه که رفتارش رو نشون میده بعد میگه چطور قلب همسرمو تصرف کنم؟ (تعمیم نمیدم اما موارد مشابه شما که دنبال مهارت همسرداری باشن و اعتقاداتشون هم این طور باشه من ندیدم)
خب به همان اندازه هم خانم های دیگه که مذهبی نبودن هم مشکلات داشتند. پس نمیشه نداشتن این مهارات را به مذهبی بودن ربط داد.
من هم که اینجا می بینید فکر نکنید دختر خیلی خاصی هستم. یه دختر معمولی معمولیم. مثل خیلی از دخترای دیگه. فقط چون قدرن بیان خوبی داشتم تو این سایت دیده شدم.
معمولا هم کسی نمیاد تاپیک بزنه من زندگیم خوبه چی کار کنم. کسانی که مشکل دارن تاپیک می زنند. خیلی از دخترای دیگه هم میان اینجا تاپیک می زنند و سوال می پرسند. خب شاید خیلی از دخترای دیگه هم که مذهبی هستند مثل شما به عنوان مهمان میان اینجا مطالعه می کنند و مهارت هاشون را بالا می برند ولی حرف نمی زنند. شاید وقت ندارن شاید لزومی نمی بینند. من حالا یکم پرحرفم این جوری دیده شدم.
ولی خیلی از دخترای مذهبی دیگه هم هستند تو همین تالار که از من خیلی بهتر هم هستند :
مثل: دختر بی خیال ، صبوری ، نوپو ، شیدا ،ستیلا، دختر مهربون،ریحانه ب، صالحه، فرشته اردیبهشت و....
حالا فعلا این ها به ذهنم اومده. کاربران قدیمی تر هم بودند.مطمئنا بیشتر از این ها هم هستند.
یک نکته ای هم به شما بگم:
دوران نامزدی بهترین دوران برای بالابردن مهارت هاست. اگر یک دختر با هوش و فهمیده انتخاب کنید. منطقی باشه و انتخابتون براساس کفویت باشه فوقش اگر یک سری سیاست ها هم بلد نباشه در صورت داشتن تفاهم می تونید با کمک هم و حالت همراهی با هم یاد بگیرید.
مثلا بگید فلانی بیا این کتاب را بخونیم. یا بیا تو این سایت عضو بشیم. یا بیا تو این کلاس ها شرکت کنیم و...
اینو بعد از افراط نکردن آوردین مگه بده تفریح؟ چون به نظر من که خوبه.شاید منظور شما هم همین بوده؟
جمله بندیم تو ویرایش اشتباه شده. نه تفریح خوبه. داشتم می گفتم مگه دختر مذهبی ندیدین که بخواد با شوهرش بره تفریح؟ من این قدر دوستان مذهبی دارم که پایه تفریح هستند!
یه نکته ای بگم: وقتی می گم دختر مذهبی انتخاب کنید، منظورم این نیست که از این قدیمی ها باشه که. یا فقط روضه و مسجد بره. اصلا دختر تک بعدی انتخاب نکنید.
دختر باایمان امروزی انتخاب کنید. یعنی دختری که مثلا تحصیل کرده هم باشه. تو اجتماع هم حضور داشته باشه. اهل مطالعه باشه.اهل تفریح باشه و...
البته کلا خانمای محجبه سنگینی دارن که ممکنه رو رفتار داخل مزلشون اثر بذاره.حالا مصداقم رو خواهم گفت.(خدا کنه زودتر برسم به حرفای نزدم)
بفرمایید.
علاقه مندی ها (Bookmarks)