نه من اشتباهات بزرگی رو مرتکب شدم،البته من تا حالا به هیچ کسی ظلم نکردم.خیلی سخته ببینی کودکان و افراد بی گناه را قتل عام میکنند و تو هیچ کاری نمی تونی براشون بکنی چون ضعیف هستی.تو به خاطر درد دیگران داری این این آرزو رو میکنی. تو کاری نکردی. هیچ اشتباهی مرتکب نشدی.
من چیزهای عجیبی رو تو این دنیا دیدم و شنیدم چیزهای وحشتناک،دختر سه ساله ای رو دیدم که به زنجیر کشیده بودنش و جلوی چشماش پدر و مادرش رو کشتند،کودکانی رو دیدم که به خون غلطیده بودند و دست و پا نداشتند،زنانی رو دیدم که جنازه کودک چند ماهه اش رو تو دستاش گرفته بود و شیون میکرد،دختر بچه ای رو دیدم که بهش تجاوز شده بود ،دختری رو دیدم که چندین مرد بهش تجاوز کرده بود،انگار که زمین صاحبی ندارد ،چقدر حوادث زمین دردناک و وحشتناک است . دل شیر میخواهد و صبر ایوب.
به تاریخ ما انسانها نگاه کن خیلی خون میریزیم و خیلی جنایت میکنیم و هیچ موجودی هم جلوی ما را نمیگیرد، چون میگویند ما انسانها اختیار داریم.
عده ای با اختیارشان دنیا را چپاول میکنند چون قدرت دارند.
دلم میخواهد بگویم خدایا تو کجایی ، کجای قصه غمنگیز ما ادمها هستی من که قدرتی ندارم تو که داری چرا کاری نمیکنی، این همه جنایت کافی نیست،اختیاری که به این انسان دادی چه ثمری داشت به جز ویرانی چه نتیجه ای داشت،عجب صبری خدا دارد
ملایک به هنگام خلقت انسان گفتند خدایا ایا میخواهی موجودی خلق کنی که در زمین خون بریزد و فساد کند،ملایک میدانستند ما چه کارها خواهیم کرد.خوش به حال ملایک که اختیار ندارند خوش به حالشان.
زندگی من پر بوده از درد های مختلف،من 5 سال هر شب گریه میکردم به قدری اظطراب و ناراحتی داشتم که حد ندارد.آخه من تو زندگیم مرگ عزیز دیدم تنهایی دیدم استرس و نگرانی و ... خیلی کشیدم و واقعا کلکسیونی از درد بودم ولی هیچ وقت همچین آرزویی نکردم.
نمی دونم چرا خدا با افریده هایش چنین برخوردی میکند،نمی دونم چرا خدا به خاطر بهشت این قدر سخت میگیرد،نمی دونم چرا ما رو به حال خودمون رها کرده و خیلی سخت اجابتمان میکند.ای کاش خدا این طوری نبود،ای کاش خدا همیشه در صحنه حضور داشت،ای کاش خدا لا اقل کودکان مظلوم را یاری میکرد،ای کاش خدا جلوی جنایت های هولناک را میگرفت و ای کاش خدا یک جور دیگر بود.
نه من هیچ وقت به خودم این اجازه رو نمیدم که کسی رو اذیت کنمتو هم اختیار داری ولی هیچ کدوم از این کارها رو انجام ندادی. مگه نه؟
اره من دوست دارم همه شاد باشن نه کودکی به قتل برسه و نه به زنی تجاوز شه ،سختی باشه رنج باشه ،اما جنایت نباشه،تو دنیا به حد و اندازه خودش رنج و درد هست دیگه جایی برای جنایت نیست.چطور شاد زندگی کنم وقتی دیگر هم نوعان من در رنج و عذاب باشند.من سیر بخوابم و انها گرسنه ، من خوشحال باشم و انها غمگین من در امنیت باشم و انها در خطر.تو دوست داری همه شاد باشن و اگه نه پس تو هم نباید باشی.
زمین جای عجیبیست.
درسته تقصیر من نیست،اما اونا هم نوعان من هستند،هر چه قدر هم بد باشند انسان هستند ، درد را می فهمند ،گریه میکنند،زجر میکشند،شکنجه میشوند و گناهی هم ندارنداینو یادت بمونه که هیچ کدوم از این اتفاقاتی که بابتش ناراحتی تقصیر تو نیست.
من شکست عشقی خوردم و درد روحی شدیدی داشتم فکر میکردم هیچ کس به اندازه من درد ندارد ولی دیدم درد من در مقابل درد انها هیچی نیست.
من تو ماه رمضان پارسال خیلی تشنه ام شد به قدری که توانم رو ازم گرفت ، اون موقع بود که تنها یک ذره فهمیدم در کربلا چه گذشته .
هر چه قدر بیشتر میفهمی بیشتر درد میکشی.
من عاشقی رو تجربه کردم و یه جورایی میفهمم چیست . امام علی هم عاشق حضرت فاطمه بوده اما تو خونه خودش عشقش رو بین در و دیوار گذاشتند و بچه به دنیا نیامده اش رو شهید کردند ، چقدر دردناک است جلوی چشمات عشقت رو شکنجه کنند ، نمی تونم تصور کنم سخته، خیلی سخته این دنیا جای قشنگی نیست.
من اینجا رو دوست ندارم







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)