نقل قول نوشته اصلی توسط capitan نمایش پست ها
سلام دوست عزیز

گذشته هر کس به خودش مربوطه، مهم اینه که از این به بعد به من وفادار باشه. نتیجه رواج این جمله تو جامعه مقلد ما رواج خیانت و برگشتن به گذشته مربوط به خودمون میشه. بگذریم!!!!!

اونایی که میبینی با وجود تاهل خیانت میکنن بهشون حق بده!!! گذشتشون به خودشون مربوط بوده، بدون مسوولیت با چند نفر بودن حالا انتظار داری با مشکلات زناشویی و ازدواج به یه نفر قانع باشن؟؟؟ مثل این میمونه که 6 تا ماشین داشته باشی حالا اگه بهترین ماشین دنیا رو هم بهت بدن بازم ناراضی هستی اما اگه ماشین نداشته باشی بعد یه ماشین متوسط هم بهت بدن اون ماشین میشه همه زندگیت، ازدواج هم همینجوره وقتی میتونیم انتظار زیاد شدن عمر ازدواجمون رو داشته باشیم که چندین سال مجردی رو غرق در لذت نباشیم که با هر مشکلی یاد گذشته و خیانت بیفتیم.

اینا رو گفتم که اگه میخوای یه ازدواج موفق چند دهه ای داشته باشی با دختری ازدواج کن که گذشته خوبی داشته باشه، کسی باشه که یه حریم هایی واسه خودش قائل باشه. اینکه بگیم الان حال کنیم بعدا وفادار میشیم یه خیال واهیه، تا حدی بهت حق میدم این مسائل داره زیاد میشه.

یه بحث روانشناسی هست اسمشو دقیق یادم نیست اما میگه شما به هر چی فکر کنی مغز ما اون مسائلو گلچین میکنه به خودمون نشون میده، یعنی وقتی فکرت این باشه که زنهای متاهل خیانتکار زیاد شدن مغزت اینا رو گلچین میکنه به خودت فیدبک میده درحالیکه اگه دختر خوبی رو ببینی مغزت کمتر حساسیت نشون میده. پس کمتر به این مساله فکر کن.

سعی کن خودت فرد مناسبی باشی برای همسر بودن و انتخاب آگاهانه داشته باشی .
حرفتون درسته اما من مشکلم اینه نمیدونم کی بده کی خوبه گذشته طرفم که خیلی راحت میتونه بهت دروغ بگه و نفهمی.من مشکل اصلیم الان خانوادم هستن و زیاد اصرار دارن به این موضوع که زودتر این عمل انجام بشه و نمیخام این فشار روم باشه.من واقعا الان راحتر هستم و احساس حاشیه امنیت می کنم.ایا اینکه به خانوادم نظرمو بگم با این دلیل درسته؟ یا شما را حل دیگه ای رو پیشنهاد می کنید.سری اخری که مادرم گفت میخواستم بگم که گفتم بفهمه دلیلم اینه بهم میخنده و باز هم اصرار ادامه پیدا می کنه.واقعا این اصرار برام معضل بزرگی شده و گاهی اوقات به سرم میزنه خخونه مجردی بگیرم چون دوست ندارم تو خونه سر این موضوع بحث و دعوا کنم با خانوادم