سلام به همه دوستای عزیز.از دوستای عزیزم فرشته اردیبهشت،آقای فدایی یار و آویژه تشکر میکنم.
بچه ها امروز اولین روز کاریم بود.با اینکه اتفاق بدی نیفتاد ولی کلا دوس ندارم فردام برم.احساس غریبی میکنم تو محیط کارم.اعتماد به نفسم خیلی کم شده.فعلا کلاسا شروع نشده ولی تا اون موقع باید تو اتاق خودمون دنبال سرچ مقاله و نگارش مقاله باشیم.با دو نفر هم اتاقی هستم که اونا خیلی با هم مچن همش با هم میگن میخندن ولی روحیشون اصلا به من نمیخوره و من با این جور آدما به هیچ وجه اخت نمیشم.از طرفی استرس شروع کلاسا رو دارم مخصوصا کلاسای عملی.بعضی از سوالای پیش پا افتادمو از این دو تا همکارم پرسیدم مثل نحوه و مدت مرخصی ها ولی بقیه رو روم نشد گفتم حالا میگن دختره هیچی نمیدونه.دانشگاه عجیبیه یه برنامه اورینتیشن برای پرسنل جدیدشون ندارن خودم باید بیفتم دنبالشون واسه تک تک سوالام.دوس ندارم از فردا دیگه برم فقط از استادام و دوست و آشنا خجالت میکشم.کاش اعتماد به نفس هم دارو داشت تا بخوری و اعتماد به سقف بشی.![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)