سلام عزیزم
اول بگم این تاپیکو وقتی زدم که حالم بدبودوعیدفطرهم دعوای بدی بین من وشوهرم اتفاق افتادجوری که شوهرم دوشب خونه نیومدوتصمیمش برای جدایی جدی بود
خداروشکرتونستم راضیش کنم وبرش گردونم وخدارو هزاران مرتبه شکرازاون روزتاحالارابطه مون خیلی اروم وخوبه ازخودم خیلی راضی هستم بازمثل قبل عاشق هم شدیم
خیلی دوسش دارم راستش من خیلی بهم ریخته بودم اون موقع تودوره قاعدگیم هم بودکه همسرم اصلااین مسئله رو درک نمیکنه ومیگه اینکه زنهاتواین روزهااعصاب ندارن
تلقینیه که به خودشون میکنن من حتی قصدداشتم برم پیش دکتراعصاب وروان ودارومصرف کنم 1جلسه هم پیش مشاوربالینی رفتم که اصلاخوب نبوداماتصمیم گرفتم
درستش کنم خداروشکرتاالان موفق بودم خیلی حواسم به رفتارم هست نمیخوام این ارامش ازبین بره
نظرلطفته که فکرمیکنی باسیاستم گاهی هستم گاهی هم خیلی احساساتی وبدون فکررفتارمیکنم میخوام بدونی همیشه ازاون منطق وسیاستی که برداشت کردی
خبری نیست
من به شوهرم گفتم حس خوبی ندارم موبایل هامون رمز داره من وتو که چیزی برای پنهان کردن ازهم نداریم رمز من اینه ....وبهش گفتم اونم رمزخودشوگفت البته من چون
چندبارگوشیمو خونه اقوام جاگذاشتم دوست دارم گوشیم رمزداشته باشه اماهمسرم تازگی همون رمزی که به من گفته بودم حذف کرد گفت چیه هربارباید رمز واردکنم
اشنایی من وشوهرم برمیگرده به 31 سال پیش وزمان تولدمن ودوستی خانواده هامون قدمت 36 ساله داره جالبه که ازبچگی پدرشوهرم میگفت من عروسش هستم اما
دوبارکه بصورت سنتی خواستگاری انجام شدمن وشوهرم به توافق نرسیدیم اماهردو ازبچگی رویای ازدواج باهمو داشتیم البته اعتراف بعداز ازدواجمون بوده تااینکه سر
مسئله ای مابهم نزدیک شدیم و6ماه باهم دوست بودیم البته خانواده هاهنوزازدوستی ماخبرندارن وفکرمیکنن ماسنتی ازدواج کردیم
من چادری نیستم اماادم معتقدی هستم شوهرم اهل نمازوروزه نیست امامن هستم البته به عقایدم احترام میذاره ومانعم نمیشه پوشش من مانتوهست اما خیلی
سنگین وساده بیرون میرم بیشترین ارایش وتیپ زدنم توخونه اس من توخونه خیلی شیک ترازبیرونم البته شوهرمم خیلی رو پوشش من توخونه حساسه
- - - Updated - - -
هرچی گشتم ویرایش روپیدانکردم ببخشید اشتباه تایپ کردم شوهرم رو پوشش من تو بیرون خیلی حساسه
ممنونم ازت منم برای شما ارزوی سعادت وخوشبختی دارم عزیزم![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)