ببخشید شاید من کوچک تر از اون باشم که جواب بدم اما تا اونجاکه فهمیدم شما سه تاتون زیر سی سال هستین ،خوب برای این سه تا که نباید مشکل سن باشه !درسته ؟
نمیدونم شاید شما به نوبت توی ازدواج معتقدید !(ممکنه من اشتباه متوجه شده باشم)ولی اگه معتقدید به نظرم اجازه بدین خواهرای کوچک تر ازدواج کنند این طوری چون خانوادتون بزرگتر میشه و طبیعتا آدمای جدیدی توی زندگیتون میان موقعیت برای خواهر های بزرگتر فراهم میشه .
یه چیز دیگه ام که به نظرم اومد اینه که شما پنج تایی نتونستین 2 ملیون تومن رو جور کنید این یه کم عجیب میاد چون حداقل کاری که میشه کرد اینه که بری توی یه کارخونه و کار کنی ،نگین نمیشه چون توی همه شهرا از این کارخونه ها هست (شهر مام خیلی کوچیکه و جمعا پنج تا کارخونه نداره ولی همین پنج تا کارخونه همیشه برای نیروی کارگر التماس میکنن)حداقلم ماهی 400 هزار تومن بهتون میدن که چون شما پنج نفرید یه ماهه میتونستین دو میلیون کاسب شین !
یه کار دیگه ام که میتونیم بکنین اگه پدرتون بازنشسته یا بی کاره تو شهرای بزرگ بگردین دنبال یه جایی که سرایدار شین مثلا تو تهران یا کرج (نگین نیست تهران پر خونه هایی که سرایدار میخوان کرجم پر از باغه و همشون سرایدار میخوان )وقتی با خانواده برین اونجا برای همتون کار هست کرج و تهران برای آدمای بی سوادم بهشته چه برسه به شما که تحصیلات عالیه دارین
یه حسن دیگه ام که داره اینه که از شر حرفا و نگاهای مردم خلاص میشین و دیگه نمیتونن تو کارتون سرک بکشن .
حد اقل توی کارخونه که میتونین کار پیدا کنین دختر خاله خودم راهنماییم نرفته ولی توی یه کارخونه کار میکنه از ساعت هفت صبح تا هفت شب ماهی حدود یه تومن میره تو جیبش (تو کرج)
سخته یه کسی که دانشگاه رفته و رویای یه کار خوب رو تو سرش پرورش داده بره یه همچین کارایی بکنه اما خوب موقتا این کارو میکنین تا موقعیت رو برای کارای بهتر فراهم کنین
بهش به عنوان یه سکوی پرش نگاه کنین که ازش یه استفاده ای میکنین که به اوج برسوندتون .
خیلی حرفیدم ببخشید