سلام دوستان دیروز رفتم خونه گل هم خریدم البته خداروشکر اون چیزی که انتظار داشتم اتفاق نیفتاد و اوضاع ارومتر بوود اولش یه ذره بد خلقی کرد بعد گفت زندگیت داره به بطالت میگذره فکر کردی زندگی همینه که صبح بری سرکار غروب بیای بعد با دوستات بری گردش شب بیای خسته و کوفته بخوابی دوباره همینطور نخیر اینطوری جدیدا رفیق باز شدی دور دوستاتو تا جایی که شده خط میکشی میچسبی به درست کلاس زبان هم میری ثبت نام میکنی اسم ازدواجم دیگه نمیاری باید درست بشی سر به راه بشی بشین 4تا کتاب فلسفی بخون همه زندگیت شده روابط زن و شوهر این چیزا الان به دردت نمیخوره تو فقط باید علم کسب کنی همین .... زندگی منم زوره دیگه چیکار کنم من از درس متنفرم








علاقه مندی ها (Bookmarks)