شرر جان به نظر من فکر کنید که اگر این اتفاق خدای نکرده برای مادر خودتون می افتاد چی کار می کردید. و دوست داشتید همسرتون چه نوع واکنش و استقبالی از خودش نشون می داد؟
به نظرم این بیشتر یه جور قضیه انسانیه تا بده بستان فامیلی و دو دو تا چهار تا.
از این گذشته هر چقدر به خانواده همسرتون محبت بیشتری داشته باشید قلب همسرتون رو بیشتر تسخیر کردین و برعکس.
همیشه برای آدم های بزرگ امتحان های بزرگ و سخت پیش می یاد و امیدوارم از این امتحان سربلند بیرون بیاین. پیشنهاد دوستان برای گرفتن پرستار هم خیلی خوب بود. می شه پدرشوهرتون رو مجبور کرد که هزینه رو بپردازه . اینجوری مادرشوهرشون در خانه شون هستن و احترامشون هم حفظ می شه. برای زنانی که مورد ستم واقع می شن و کسی رو ندارن که کمکشون کنه نهادهایی هستن که رسیدگی کنن. حتی شاید با تلفن اورژانس اجتماعی بشه مشورت کرد. اما بهتر اینه که با فرد آگاهی مثل یک وکیل مشورت کنید. اما در همه حال بدونید که مادرشوهرتون شاید توان حرف زدن و راه رفتن ندارن اما دل دارن و دلشون اگه بشکنه ... شاد باشید
شجاعت همیشه غُرّنده نیست. گاهی اوقات صدای آرامی است در پایان روز که می گوید: فردا باز هم تلاش خواهم کرد. مری آن ردمچر
علاقه مندی ها (Bookmarks)