به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 18 , از مجموع 18
  1. #11
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    فکر می کنم باید از کسی کمک بگیرید.
    این خیلی ظالمانه است که یک خانم سالها توی زندگیش زحمت کشیده و الان بخاطر بیماری و ناتوانی اینطور باهاش برخورد می شه.

    1- از یک بزرگتر توی فامیل کمک بخواهید. عمو، پدربزرگ، ...

    2- واقعا نمی دونم بهشون مربوط می شه یا نه. اما به شورای حل اختلاف مراجعه کنید و در مورد مشکل توضیح بدین و بگین که می خواین درخواست مهریه و نفقه و اجرت المثل (سالهایی که توی خونه پدرشوهر کار خونه را انجام می داده و بچه بزرگ کرده و ... ) بدین. اگر مبلغش قابل توجه باشه، می تونید بگیرید خرج خودش کنید. مثلا براش پرستار بگیرید. اما از خونه خودش بیرون نبرید. بذارید همون جا باشه تا پدرشوهر زیادی خوش به حالش نشه.

    3- گفتید پدرشوهرتون ایثارگره. به اداره امور ایثارگران شهرتون مراجعه کنید و ازشون کمک و راهنمایی بخواهید.
    اگر ایشون ایثارگره، همسرش هم پابه پای ایشون و چه بسا سختی های بیشتری را تحمل کرده.

    4- با یک وکیل صحبت کنید که چطور می شه حق و حقوق این خانم را گرفت.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  2. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    آرام دل (چهارشنبه 05 شهریور 93)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 اسفند 93 [ 10:05]
    تاریخ عضویت
    1392-12-13
    محل سکونت
    دشت
    نوشته ها
    113
    امتیاز
    1,390
    سطح
    20
    Points: 1,390, Level: 20
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    834

    تشکرشده 492 در 107 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    24
    Array
    من جای شما بودم علاوه بر کارهای که شیدا جان گفتن پناه قلب یک زن تنها می شدم
    همه شرایط شما رو کامل درک کردم
    من حتماً این خانم رو می بردم پیش خودم و تمام تلاشم را برای اون انجام میدادم
    سعی می کردم ارامش رو بهش برگردونم چیزی که الان اصلا نداره
    خدمت خدمت و فقط خدمت می کردم بهش
    فقط به خاطر اینکه یک عمر زحمت کشیده و پسرش رو به اینجای که هست رسونده
    عزیزم شعار نیست

    بد منت / بی چشم داشت/ بدون زخم زبان و غر زدن فقط در راه رضای خدا
    چون ایمان دارم حق اون زن بیشتر و بیشتر از اینها هست و خداوند ناظر بر ما
    بیاموزیم بی قید و شرط عشق بورزیم،

    بی قصد و قرض حرف بزنیم،

    بی دلیل ببخشیم،

    و از همه مهمتر

    بی توقع به انسانها
    محبت کنیم

  4. 2 کاربر از پست مفید fariba s تشکرکرده اند .

    لائورا (یکشنبه 02 شهریور 93), شیدا. (دوشنبه 03 شهریور 93)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 23 اسفند 94 [ 15:07]
    تاریخ عضویت
    1393-4-29
    نوشته ها
    76
    امتیاز
    2,101
    سطح
    27
    Points: 2,101, Level: 27
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    9

    تشکرشده 46 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    فکر می کنم باید از کسی کمک بگیرید.
    این خیلی ظالمانه است که یک خانم سالها توی زندگیش زحمت کشیده و الان بخاطر بیماری و ناتوانی اینطور باهاش برخورد می شه.

    1- از یک بزرگتر توی فامیل کمک بخواهید. عمو، پدربزرگ، ...

    2- واقعا نمی دونم بهشون مربوط می شه یا نه. اما به شورای حل اختلاف مراجعه کنید و در مورد مشکل توضیح بدین و بگین که می خواین درخواست مهریه و نفقه و اجرت المثل (سالهایی که توی خونه پدرشوهر کار خونه را انجام می داده و بچه بزرگ کرده و ... ) بدین. اگر مبلغش قابل توجه باشه، می تونید بگیرید خرج خودش کنید. مثلا براش پرستار بگیرید. اما از خونه خودش بیرون نبرید. بذارید همون جا باشه تا پدرشوهر زیادی خوش به حالش نشه.

    3- گفتید پدرشوهرتون ایثارگره. به اداره امور ایثارگران شهرتون مراجعه کنید و ازشون کمک و راهنمایی بخواهید.
    اگر ایشون ایثارگره، همسرش هم پابه پای ایشون و چه بسا سختی های بیشتری را تحمل کرده.

    4- با یک وکیل صحبت کنید که چطور می شه حق و حقوق این خانم را گرفت.
    سلام شیداجون ،ازراهنماییت ممنونم امادرجوابت بایدبگم که مادرشوهرم هیچ کسیواصلانداره که بخوادهواشوداشته باشه نه پدری نه مادری وخواهروبرادری نداره وفقط چندتاخواهروبرادرناتنی داره که اونام هیچ حقی ندارن چیزی بگن پدرشوهرم اصلامحلی به اونانمیذاره!خانواده خودپدرشوهرمم که همگی طرف اونن کاری نمیکنن که برااین بدبخت!الان باهمسرم رفتیم مرکزمشاوره امامتاسفانه مشاورامروزنبود.میخوایم بریمیش یه مشاورموضوع رومطرح کنیم میخوایم اونجورکه صلاحه رفتارکنیم مثلاهمینجوری نمیتونیم بریم ازپدرشوهرشکایت بلاخره اونم باهمه ی بدیش به زنش بازم پدرهمسرمه نمیخوایم کاربه اینجاکشیده بشه البته اگه به نتیجه ای نرسیدیم مجبوریم که ازطریق قانونی واردشیم البته بایدهمه بچه هاباهم اینکاروکنن که میدونم اوناهمچین کاری نمیکنن چون خرشون پیش پدرشون هنوزگیره پدرشون میگه اگه بریدطرف مادرتون وبرعلیه من بلندشین هم ازارث محرومتون میکنم وهم دیگه خرجی وکاروپول بی پول اینجوری داره دست میذاره رونقطه ضعف بچه هاش ،ولی ماهم توراست میگی نمیخوایم میدون براش خالی کنیم اگه الان مادرشوهربی هیچ چون وچرایی ببریم خونه خب معلومه که اوناازخداشونه یعنی خوشحال میشه وخیلی راهها براش بازمیشه ومانمیخواییم اینجوری بشه واینکارونمیکنیم چون وظیفه اونه که اینکاراروبکنه

  6. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 11 شهریور 93 [ 12:04]
    تاریخ عضویت
    1393-4-22
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    916
    سطح
    16
    Points: 916, Level: 16
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 14 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شرر جان به نظر من فکر کنید که اگر این اتفاق خدای نکرده برای مادر خودتون می افتاد چی کار می کردید. و دوست داشتید همسرتون چه نوع واکنش و استقبالی از خودش نشون می داد؟
    به نظرم این بیشتر یه جور قضیه انسانیه تا بده بستان فامیلی و دو دو تا چهار تا.
    از این گذشته هر چقدر به خانواده همسرتون محبت بیشتری داشته باشید قلب همسرتون رو بیشتر تسخیر کردین و برعکس.
    همیشه برای آدم های بزرگ امتحان های بزرگ و سخت پیش می یاد و امیدوارم از این امتحان سربلند بیرون بیاین. پیشنهاد دوستان برای گرفتن پرستار هم خیلی خوب بود. می شه پدرشوهرتون رو مجبور کرد که هزینه رو بپردازه . اینجوری مادرشوهرشون در خانه شون هستن و احترامشون هم حفظ می شه. برای زنانی که مورد ستم واقع می شن و کسی رو ندارن که کمکشون کنه نهادهایی هستن که رسیدگی کنن. حتی شاید با تلفن اورژانس اجتماعی بشه مشورت کرد. اما بهتر اینه که با فرد آگاهی مثل یک وکیل مشورت کنید. اما در همه حال بدونید که مادرشوهرتون شاید توان حرف زدن و راه رفتن ندارن اما دل دارن و دلشون اگه بشکنه ... شاد باشید
    شجاعت همیشه غُرّنده نیست. گاهی اوقات صدای آرامی است در پایان روز که می گوید: فردا باز هم تلاش خواهم کرد. مری آن ردمچر







  7. کاربر روبرو از پست مفید لائورا تشکرکرده است .

    شیدا. (دوشنبه 03 شهریور 93)

  8. #15
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم اگر پدرشوهرت حاضر نیست حتی یک قران پول برای زنش بده و قصدش شکنجه دادن این زن بینوا است باید هر چه سریعتر این بیمار را به جای امنی منتقل کنید. وگرنه معلوم نیست چه بلایی سرش می یاد. من خوب می دانم که نگهداری از چنین مریضی چه ملزوماتی دارد و چقدر هزینه دارد چون خودمان چند مورد در فامیل داشته ایم و دیده ایم. کار یک نفر نیست و همانطور که گفتم تخصص می خواهد وگرنه مریض آسیب می بیند اگر متخصص از او مراقبت نکند. علاوه بر این شما از نظر مالی هم در مضیغه هستند.

    اما با همه این اوصاف باید هر چه زودتر این زن بینوا را از آن خانه بیرون بیاورید وگرنه اگر بلایی بر سرش بیاید شوهرت تا آخر عمر بیمار می شود و عذاب وجدان می گیرد.

    عجالتا باید یک آسایشگاه خیریه مثلا کهریزک برود تا حداقل بهش غذا بدهند و پوشک برایش بگذارند و شکنجه اش ندهند. این کار به شما فرصت می دهد راه حل مناسبی را با آرامش و نگرانی کمتر پیدا کنید. در ثانی من می توانم حال مادرشوهرت را درک کنم. هر چه زودتر از دست شوهر و پسران بی مروت و بی عاطفه اش خلاص شود و از آنها دورتر شود آسیب روحی و روانی کمتری می بیند و کمتر غصه می خورد. خیلی سخته که شوهر آدم جلوی چشمش این کارها را بکند. برایش بهتره که از این خانواده که فقط اذیتش می کنند دورتر شود. هر چه دورتر بهتر.

    می توانی به این سایت که مال سازمان بهزیستی است مراجعه کنی عزیزم هم آدرس مراکز مددکاری را دارد ( این بانو احتیاج به مددکار دارد ) و هم مراکز خیریه و توانبخشی. در ثانی می توانی تماس با خود سازمان هم بگیری :
    وبلاگ بهزيستي استان تهران

    این هم تلفن انجمن مددکاران اجتماعی ایران که یکی از کارهایشان در رابطه با معلولان است :
    66561669 66561694 زنگ بزن و راهنمایی بخواه.

    چون غذا ندادن و تمیز نکردن و اذیت کردن معلولان مصداق بارز معلول آزاری است می توانی با شماره تلفن 123 تماس بگیری.

  9. کاربر روبرو از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده است .

    روزنه ی امید (سه شنبه 04 شهریور 93)

  10. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 23 اسفند 94 [ 15:07]
    تاریخ عضویت
    1393-4-29
    نوشته ها
    76
    امتیاز
    2,101
    سطح
    27
    Points: 2,101, Level: 27
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    9

    تشکرشده 46 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    عزیزم اگر پدرشوهرت حاضر نیست حتی یک قران پول برای زنش بده و قصدش شکنجه دادن این زن بینوا است باید هر چه سریعتر این بیمار را به جای امنی منتقل کنید. وگرنه معلوم نیست چه بلایی سرش می یاد. من خوب می دانم که نگهداری از چنین مریضی چه ملزوماتی دارد و چقدر هزینه دارد چون خودمان چند مورد در فامیل داشته ایم و دیده ایم. کار یک نفر نیست و همانطور که گفتم تخصص می خواهد وگرنه مریض آسیب می بیند اگر متخصص از او مراقبت نکند. علاوه بر این شما از نظر مالی هم در مضیغه هستند.

    اما با همه این اوصاف باید هر چه زودتر این زن بینوا را از آن خانه بیرون بیاورید وگرنه اگر بلایی بر سرش بیاید شوهرت تا آخر عمر بیمار می شود و عذاب وجدان می گیرد.

    عجالتا باید یک آسایشگاه خیریه مثلا کهریزک برود تا حداقل بهش غذا بدهند و پوشک برایش بگذارند و شکنجه اش ندهند. این کار به شما فرصت می دهد راه حل مناسبی را با آرامش و نگرانی کمتر پیدا کنید. در ثانی من می توانم حال مادرشوهرت را درک کنم. هر چه زودتر از دست شوهر و پسران بی مروت و بی عاطفه اش خلاص شود و از آنها دورتر شود آسیب روحی و روانی کمتری می بیند و کمتر غصه می خورد. خیلی سخته که شوهر آدم جلوی چشمش این کارها را بکند. برایش بهتره که از این خانواده که فقط اذیتش می کنند دورتر شود. هر چه دورتر بهتر.

    می توانی به این سایت که مال سازمان بهزیستی است مراجعه کنی عزیزم هم آدرس مراکز مددکاری را دارد ( این بانو احتیاج به مددکار دارد ) و هم مراکز خیریه و توانبخشی. در ثانی می توانی تماس با خود سازمان هم بگیری :
    وبلاگ بهزيستي استان تهران

    این هم تلفن انجمن مددکاران اجتماعی ایران که یکی از کارهایشان در رابطه با معلولان است :
    66561669 66561694 زنگ بزن و راهنمایی بخواه.

    چون غذا ندادن و تمیز نکردن و اذیت کردن معلولان مصداق بارز معلول آزاری است می توانی با شماره تلفن 123 تماس بگیری.
    سلام دوستان ممنونم ازراهنمایی هاتون . نوپوی عزیزم ازت ممنونم امانوپوجان توشهرماآسایشگاه نداره وماجنوب کشورزندگی میکنیم واینکه امکانش باشه مادرشوهربه کهریزک منتقل کنیم کارسختیه وفاصله خیلی زیادمیشه ومادیگه زیادنمیتونیم اونورابریم چون راه دوریه!!
    برامددکاری واینارفتیم بهزیستی گفته که بهزیستی برای چنین بیمارانی هیچ هزینه ای قبول نمیکنه وبایدممدکارآزادبگیریم که اونم ماهیانه 700حقوقشه!وبااین شرایط ماکه نمیتونیم کاری کنیم مااونوازخونه اش نمیاریم پیشمون بنابه دلایلی ترجیح میدیم که اونجابمونه اماچون خونه های مادیواربه دیواره من هرروزبراش غذادرست میکنم وهمسرم یاخودم میبره بهش میده وحمامی کاری داشته باشه اگه اونجاباشه براش انجام میده فعلاکه اونام چیزی نمیگن وآروم شدن (پدرشوهروبرادرشوهرا)
    امامن یه حسایی میکنم !میدونیداونابهم چیزی نمیگن ولی ازنگاه وطرزبرخوردشون خودم این حسومیکنم که پدرشوهرایناازمنم انتظاراتی فراتردارن مثلاچون توی اون خونه زنی نیس وخونه شون همیشه نامرتب وظرفاناشوروغذاکسی نیس درست کنه احساس میکنم که اوناازمن توقع دارن که اینکاراروبراشون بکنم امامن ببخشیدهااااامگه خدمتکاراونام خوب برن خدمتکاربگیرن!من هروقت میرم اونجافقط به مادرشوهرمیرسم وفقط به اون غذامیدم و.....ولی نه دست به غذابرااونا ونه ظرف ونه هیچ کارخونه ای نمیکنم ...........به من چه ؟؟؟!اماروزبه روزاین حسوبیشتردرک میکنم که اونامنتظرکمکی ازطرف من هستن ولی من خودموبه اون راه میزنم واصلابه روی خودم نمیارم
    دوستان چه کارکنم؟ میترسم یه بارمستقیما پدرشوهریابرادرشوهرازم بخوادکه مثلاروزابرم اونجاغذادرست کنم یاکاری دیگه بکنم (که احتمالش خیلی کمه) امامن میخوام ازقبل خودموآماده چنین موقعیتی بکنم که چجوری باهاش برخوردکنم بهتره؟؟آخه ازطرفی هم خانواده پدرشوهرم اقوامش خیلی این وسط موش میدوونن مثلا به گوششون میخونن که خب بگوعروست بیادکاراتون بکنه عروست براتون غذادرست کنه وهمش عروست عروست میکنن!دوستان همدردی ازتون راهنمایی میخوام من یکی این وسط چه واکنشی نشون بدم بهتره چون میخوام همیشه تواین خانواده احترامم حفظ شه نمیخوام روشون تو روم بازشه ازیه طرفشم خوش نمیادمثل کلفتاکارکنم .عروس اون خونه ام نه کلفت! بهم بگیدوکمکم کنید

  11. #17
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    تا همین جا هم پیشرفت خوبی کرده ای و حداقل دیگر نمی گویند باید او را به خانه خودت ببری.
    در مورد انتظارات خانواده شوهرت هم اصلا خودت را نترسان. خیلی رسمی باهاشان برخورد کن و زیاد آنجا نمان و وقتی کار مریض تمام شد فوری بیا بیرون. یک کلمه حرف اضافه باهاشون نزن و حتی به نظر من وقتی غذای مریض را دادی ظرفش را توی ظرفشویی بگذار و بیا خانه خودت. عزیزم احترام هر کسی دست خودش است . اگر حس کنند آدم محکمی هستی و کوتاه نمی آیی مجبورند انتظاراتشان را تعدیل کنند.
    اصلا نترس و حتی فکرش را هم نکن.
    اگر هم یک وقت حرفی به میان آمد خیلی جدی و مودب جوابشان را بده و بگو که من فقط به خاطر شوهرم و آرامشش و اینکه مادرشوهرم خیلی ناتوان است می توانم در نگهداری او کمکی بکنم. اما برای انجام کارهای خانه از من انتظاری نداشته باشید.

  12. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 23 اسفند 94 [ 15:07]
    تاریخ عضویت
    1393-4-29
    نوشته ها
    76
    امتیاز
    2,101
    سطح
    27
    Points: 2,101, Level: 27
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    9

    تشکرشده 46 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    تا همین جا هم پیشرفت خوبی کرده ای و حداقل دیگر نمی گویند باید او را به خانه خودت ببری.
    در مورد انتظارات خانواده شوهرت هم اصلا خودت را نترسان. خیلی رسمی باهاشان برخورد کن و زیاد آنجا نمان و وقتی کار مریض تمام شد فوری بیا بیرون. یک کلمه حرف اضافه باهاشون نزن و حتی به نظر من وقتی غذای مریض را دادی ظرفش را توی ظرفشویی بگذار و بیا خانه خودت. عزیزم احترام هر کسی دست خودش است . اگر حس کنند آدم محکمی هستی و کوتاه نمی آیی مجبورند انتظاراتشان را تعدیل کنند.
    اصلا نترس و حتی فکرش را هم نکن.
    اگر هم یک وقت حرفی به میان آمد خیلی جدی و مودب جوابشان را بده و بگو که من فقط به خاطر شوهرم و آرامشش و اینکه مادرشوهرم خیلی ناتوان است می توانم در نگهداری او کمکی بکنم. اما برای انجام کارهای خانه از من انتظاری نداشته باشید.
    تقریباهمینجوری هستم وزیاداونجانمیمونم البته بااوناهمبرخوردخوب ومحترمانه ای دارم وهمینم باعث شده که اونام بامن محترمانه رفتارکنن واین اجازه روبه خودشون ندن که خواسته های نابجایی ارم بکنن .
    گرچه که میدونم ته دلشون یه چی دیگه است ولی توظاهراینونشون نمیدن منم عین خیالم نیس میرم اونجاوحتی بااهاشونم خوبم وحرف میزنیم و....اما دست به چیزی نمیگیرم وخودموبه اون راه میزنم واونام تودلشون حرش میخورن !


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا من مقصرم یا اون؟؟؟
    توسط bluee در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 08 مرداد 95, 17:41
  2. امیدم به زندگی کم شده ( چرا من ؟؟؟ کمکم کنید)
    توسط ab96 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 شهریور 94, 13:47
  3. به اين احساس اوليه اعتماد كنم؟؟؟ ... به نظرتون من زود قضاوت ميكنم؟؟؟
    توسط rama25 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 09:00
  4. چطور بهش بگم ؟؟؟
    توسط amir_irani در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 دی 89, 19:33
  5. با شوهر بچه ننه ام چه کنم؟؟؟
    توسط sara62 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 12:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.