به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 48

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 خرداد 96 [ 08:11]
    تاریخ عضویت
    1392-1-27
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    4,855
    سطح
    44
    Points: 4,855, Level: 44
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    129

    تشکرشده 303 در 118 پست

    Rep Power
    36
    Array
    خیلی ممنونم از مدیر همدردی و جناب خالقزی.
    ممنون از راهنماییهاتون من با توجه به راهنمایی های قبلیتون سعی کردم تو این مدت اصلا رابطه ی احساسی شکل نگیره و حداقل در مورد خودم موفق بودم و خوب خوشبختانه بخت هم یارم بود و دانشگاه تموم شده و من بعد امتحانا اصلا ایشون رو ندیدم.فقط بعضی اوقات پیام میداد و مثلا در مورد کتاب یا مسائل درسی می پرسید منم مثل همیشه مودبانه جوابش رو میدادم البته با رعایت تمامی حریم ها.البته تعداد پیامهاش هم زیاد نبود مثلا فکر کنم دوهفته ای یه پیام و در این حدودا بود فقط هم درسی بود نه چیز دیگه ای.
    اونروز هم که زنگ زد خیلی مودبانه خواسته اش رو مطرح کرد و ازم خواست فکر کنم و جواب بدم صداش یه جوری بود از پشت گوشی هم کاملا معلوم بود استرس داره.
    منم چیزی نگفتم گفتم باشه.انگاری منم حول کرده بودم اخه تاحالا از این اتفاقا نیوفتاده بود برام(ندید بدیدم دیگه).تازه بعدش که قطع کردم تازه مغزم شروع کرد به کار کردن که ای وای دختر تو چت شده.ولی عوضش صبح که زنگ زد منم در کمال ادب مثل همیشه(خانمانه و محترمانه)گفتم من الان نمیتونم جوابی بدم جواب من صد در صد در گرو جواب خانواده امه اگه اونا قبول کنن اونموقع من رو پیشنهادتون فکر میکنم. اونم گفت درست متوجه منظورتون نشدم که منم گفتم اگه قصدتون جدیه میتونید با خانواده بیان اگه از نظر خانواده ها اوکی بود اونموقع من به خودم اجازه میدم رو خواستگاریتون فکر کنم.که اونم گفت پس بی زحمت شماره و ادرس منزلتون رو بهم بدید منم گفتم.
    خوب کاری کردم نه؟اخه خداییشم من هیچ جوره نمیتونم با این دوستیا کنار بیام بعضی اوقات میگم خوش به حالشون حداقل تنها نیستن ولی بعدش میگم نه این خیانت به اعتماد مادرم و به خدای خودمه.
    حالا دیگه نمیدونم چی میشه.فقط لطفا بگید جوابهام بهش خوب بوده یا نه؟اخه می ترسم بگه عجب دختر پرروییه... . و اینکه اگه اومدن من باید دقیقا چه چیزهایی رو بررسی کنم؟؟پستی که مدیر همدردی معرفی کردن رو خوندم و اینکه قبلا جایی خونده بودم که اگه پسره از 25 سال به بالا باشه زیاد مورد دار نیست ولی زیر 25 یکم خطرناکه نمیدونم درسته یانه اگه درسته چرا؟؟؟لطفا در این موردها کمکم کنید و بگید باید دقیقا چیکار کنم و چه جوری بهشون پی ببرم؟؟؟؟

  2. 2 کاربر از پست مفید setareh 1390 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 06 شهریور 93), مدیرهمدردی (پنجشنبه 06 شهریور 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. صبر کردن برای بهبود اوضاع مالی پسر؟؟
    توسط sara.bahari در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 00:10
  2. رابطه ی پسر 18 ساله با دختر 5 سال بزرگ تر برقرار میشه؟؟
    توسط mehrdad95 در انجمن تفاوت سنی در ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 19 خرداد 91, 01:28
  3. +چگونه تمام کردن یک ارتباط دختر و پسر(چه درست چه نادرست) ؟؟
    توسط setare_tk در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: پنجشنبه 17 تیر 89, 16:18
  4. چگونه تمام کردن یک ارتباط دختر و پسر(چه درست چه نادرست) ؟؟
    توسط setare_tk در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 17 اردیبهشت 87, 11:52

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.