به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 62
  1. #51
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به نظر من معیارهایتان اگرچه با طرز فکر بسیاری از اعضای تالار همخوانی ندارد ، اما معیارهای مریخی ای نیستند و در جامعه ما به خصوص شهرستان ها به وفور یافت می شود. پس وقتی می توانید دختری مطابق با معیارهایتان پیدا کنید دلیلی نمی بینم که بر سر خوب یا بد بودنش بحثی با شما بکنم . به هر حال هر دختری باید بتواند ازدواج کند. وقتی در جامعه ما دخترانی با این خصوصیات فراوان هستند پس باید مردانی مثل شما وجود داشته باشند که با آنها ازدواج کنند. دلیل ندارد همه مردان جامعه یک سلیقه مشابه داشته باشند.
    برای همین به شما می گویم : زودتر برای ازدواج اقدام کنید و برای اینکه به نتیجه برسید در انتخاب دختر و خانواده اش به نکاتی که گفتم توجه کنید. در مورد مذهبی بودن نگران نباشید. همین که دختر تربیت سنتی داشته باشد کفایت می کند و فقط دختران مذهبی این خصوصیات را ندارند. من خودم نمونه هایش را فراوان دیده ام. اصلا به بعضی محلات تهران که بروید به راحتی می توانید چنین دخترانی را ببینید. من خودم چون دخترم کاملا می توانم تشخیص دهم. پس نگران نباشید.

    باز هم تاکید می کنم که برای نتیجه بهتر باید از محله هایی که بافت سنتی دارند دختر پیدا کنید. اگر تهرانی باشید کاملا می دانید کدام محله ها را می گویم. دختران شهرستانی به خصوص دختران شهرهای آذربایجان چنین خصوصیتاتی را در حد کمال خود دارند. مثلا من خودم به شهر ... رفته بودم. بعد آنجا از جوی که وجود داشت کاملا متوجه شدم که اوضاع چگونه است. برای مثال بیشتر خانم ها مانتوهایی رنگی تا زیر زانو می پوشند با شلوار معمولی ( ساپورت ندیدم ) و روسری را هم بیشتر از چند سانتیمتر عقب نمی برند. اصلا جو شهر را که نگاه کردم کاملا مشخص بود که دخترها روی خط خودشان راه می روند. در عین حال شهر زیبا و خوش ساختی بود و به هیچ وجه یک شهرستان عقب مانده نیست.
    خوب حالا این نمونه است. شهرهای این مدلی در ایران زیاد است.

  2. 2 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    anisa (سه شنبه 11 شهریور 93), اثر راشومون (سه شنبه 11 شهریور 93)

  3. #52
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 16 اردیبهشت 96 [ 14:25]
    تاریخ عضویت
    1393-2-14
    نوشته ها
    205
    امتیاز
    4,218
    سطح
    41
    Points: 4,218, Level: 41
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 132
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    136

    تشکرشده 378 در 148 پست

    Rep Power
    35
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط اثر راشومون نمایش پست ها
    حدس میزنم که مانند پست اولتان در تاپیک این بار هم پست شماره 2 بنده و همچنین این پست آخرم را مطالعه نکردید, ولی اگر حدسم اشتباه باشد خیلی برایم جای سوال دارد که یعنی استدلالهایم در این پستها در مورد معیار 11 چطور اصلا در نظرتان موجه نیستند؟
    من معیارهایم را به ترتیب اولویت نیاوردم اما اگر این کار را میخواستم انجام دهم قطعا این معیار 11 بین 3 تای اول قرار میگرفت از طرفی خواندن بعضی از تاپیکهای این تالار مرا بر این معیار مصمم تر کرد. اگر در این باره حرفی آوردم به علت پاسخگویی به سوالات دوستان بود که متاسفانه به جای محک سایر معیارهایم بیشتر به این معیار که مانند موارد 1 و 2 برایم غیر قابل چشمپوشی است پرداختند.
    از طرفی همانطور که در پست قبل عرض کردم, معیار اشتغال با خواندن پستهای خانمهای این تالار در همین تاپیک مثل خانم انیسا و در دیگر تاپیکها مثل خانمها مصباح الهدی و نوپو و ستاره 1390, تا حدودی برایم کمرنگتر شده است و سعی در حذف آن از ذهن خود دارم پس اینطور نیست که بی دلیل این تاپیک را جلو ببرم.
    چرا .خوندم.
    صلاح مملکت خویش خسروان دانند.
    انشالله انتخاب بسیار عالی ای داشته باشید و خوشبخت بشید
    به نظرم پست نوپو و معیارایی که گفته بودن شما رو میرسونه به همون چیزی که میخواین.
    موفق باشید

  4. کاربر روبرو از پست مفید فرخ رو تشکرکرده است .

    m.reza91 (سه شنبه 11 شهریور 93)

  5. #53
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 تیر 05 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    215
    امتیاز
    15,085
    سطح
    79
    Points: 15,085, Level: 79
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 265
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,423

    تشکرشده 552 در 189 پست

    Rep Power
    57
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    من یه پیشنهاد برای شما دارم آقایم رامشون :
    به نظر من دخترخانمی با این شرایط می تواند معیارهای مدنظر شما را داشته باشد. من کاری به بد یا خوب بودن معیارهایتان ندارم. اما وقتی معیارهایتان را خواندم به خوبی درک کردم که چه تیپ خانمی مدنظر شما است و البته این دخترخانم ها بیشتر در خانواده های سنتی زندگی می کنند. به نظر من خانمی با این خصوصیات معیارهای مدنظر شما را خواهد داشت :

    1- تحصیلات دیپلم
    2- خانواده سنتی با وضع مالی متوسط . البته نه متوسط روبه بالا. بلکه متوسط رو به پایین.
    3- دخترخانم به فرض که هفت سال از شما کوچکتر باشد می شود بیست و شش ساله. خوب دخترخانم اگر تا این سن برای ادامه تحصیل یا اشتغال اقدامی نکرده باشد به احتمال نود درصد برای شما مناسب است.

    4- دخترخانم علاقه زیادی به خانه داری ، شیرینی پزی ، رقص ، خیاطی ، گلدوزی ، مهمانی های زنانه دورهمی با فامیل و اقوام ، خرید کردن به همراه همسر داشته باشد.
    روحیه لطیف و رمانتیک داشته باشد و عیمقا خواهان مردی باشد که امور زندگی را به آن مرد محول کند و او را تکیه گاه محکمش بداند. همچنین تربیت سنتی این دختر ( از بچگی روی حرف پدرش حرف نمی زند و مطیع و سربه راه است ) از او زنی می سازد که بسیار به دل شوهرش راه می رود و در زندگی شعارش سازش و سازگاری است و فراهم کردن یک زندگی خوب برای دیگران به خصوص نزدیکان. فکر می کنم در اصطلاح روانشناسی بهش می گویند شخصیت مهرطلب. همچنین شخصیت از خودگذشته نیز می تواند این خصوصیات را داشته باشد و برای شما کاملا مناسب است.

    5- من نمی گویم دختر مناسب شما باید مذهبی باشد. اما لازمه چیزی که شما می خواهید این است که این دختر پوشش مناسبی داشته باشد و در مقابل مردان حجب و حیا داشته باشد و به اصطلاح سرش را پایین بیندازد و به کار خودش برسد. روی همه اینها تاکید دارم.

    در آخر دو نکته را اضافه می کنم :
    1- حتما کتاب معجزه صمیمیت را که نسل نواندیش منتشر کرده است و سه جلد دارد تهیه بفرمایید. بسیار برای شما خوب و مناسب است.
    2- چنین همسری که شما می خواهید روحیه بسیار حساس و لطیفی دارد و نیازمند آرامش بسیار ، محبت و توجه فراوان ( از همان نوعی که خانمها انتظار دارند اما آقایان به خوبی درک نمی کنند ) دارند. اگر شرایطی به غیر این برایشان فراهم کنید مطمئن باشید که همسرتان افسرده ، پژمرده و بیمار خواهد شد. پس باید آمادگی زندگی با چنین خانم ظریف و لطیفی را داشته باشید. درست مثل یک گل از او مراقبت کنید.

    3-تاکید دارم که خانواده حتما سنتی باشند که دختری با این خصوصیات که شما می خواهید در خانواده های سنتی به وفور یافت می شود. همچنین بدون اینکه شما درخواست کنید خودشان می روند و گواهی مورد نظر را می گیرند و به شما می دهند.
    از پست مفیدتان بینهایت ممنونم و از اینکه به یکی دو معیار کمتر توجه شده ام نیز پرداختید. در روز گذشته به علت تاثری که از تاپیک آقای جابر برایم پیش آمده بود, مقدور نبود که پستی بگذارم و اولا تشکر کنم و بعد, سوالات خودم را بپرسم.
    مخصوصا از چند آیتمی که در نوشته های خودم نبودند و شما به درستی آنها را نیز در پیشنهادات خود آوردید, ممنونم. اما بعضی از بازه های معیارهای اعلامی بنده را محدودتر کردید میخواهم دلیل لزوم اینکار را بدانم؟
    مثلا معیار تحصیل را که فقط به دیپلم محدود کردید در حالیکه من تا کارشناسی ارشد را نیز بلا اشکال دانستم.
    همچنین سن و سال را تا هفت سال اختلاف مجاز دانستید, اما من تا 10 سال نیز به نظرم مناسب می آید, البته دلیل آن, این نیست که فرصتی برای ادامه تحصیل و اشتغال در اختیارش نبوده باشد بلکه برای این است که خود بنده به شکل ارثی و ژنتیکی, و به گفته آشنایان و دوستان, سن ظاهریم از سن تقویمی حدودا 6 سال کمتر به نظر میرسد و نمودهایی که مردان هم سن و سالم از گذر عمر در ظاهر دارند را هنوز ندارم از قبیل ریزش یا سفیدی موهای سر یا اضافه وزن و از طرفی از آنجا که خانمها به دلایل مختلف از قبیل زایمان, متاسفانه در معرض فرسودگی سریعتری در طول عمر قرار دارند حس میکنم که در طول سالهای عمر کم کم در نظر اطرافیان, این اختلاف سن ما معکوس دیده شود و این شاید باعث ناراحتی همسرم شود که برایم خیلی سخت خواهد بود. البته این مورد را قبلا هم بعضی دوستان در مورد معیار سن پیشنهاد داده بودند و من در اینجا نظرم را گفتم.
    با دلایل بالا گاهی به این فکر میفتم که حداقل بازه اختلاف سنی را نیز از یک سال, بالاتر ببرم.
    و مورد دیگر, وضعیت مالی ایشان را متوسط رو به پایین گرفتید ولی به نظر من فقط بالاتر نبودن وضعیت مالی آنها از خانواده خودم کافی است دلیل شما برای این محدودیت چیست؟
    اما مورد چهارمی که در پست اولتان در تاپیکم آوردید, فکر میکنم که دقیقا یک وضعیت ایده آل برای تمام مردان را مجسم کردید و بعید میدانم که حتی مردانی که با دیگر معیارهای بنده موافق نباشند چنین مواردی را در همسرشان آرزو نکنند.
    در انتهای پست اولتان تاکید بر سنتی بودن خانواده ایشان داشتید, این را باید بیشتر بر رویش فکر کنم و اینکه فرمودید برای گرفتن گواهی مدنظرم لازم است که چنین باشد, موافق نیستم و موافقت با گرفتن این گواهی را از دخترانی از مدرنترین تا مذهبی ترین خانواده ها بارها دیده و شنیده ام.
    راستی اینکه گفتید لازم نیست از هیچکدام از معیارهایم چشم بپوشم, کمی افکار بنده را دو سمته کرد, زیرا با خواندن پستهای بعضی از خانمهای تالار مثل خانم انیسا و شما و خانم مصباح الهدی تقریبا در حال حذف ا معیار اشتغال از لیست خودم بودم.
    ویرایش توسط اثر راشومون : چهارشنبه 12 شهریور 93 در ساعت 22:19

  6. #54
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دلیل اینکه می گویم تحصیلاتش دیپلم باشد این است که دخترانی که تا کارشناسی ارشد و یا حتی کارشناسی ادامه تحصیل داده اند نمی تواند معیارهای شما را تمام و کمال برآورده کند. شما الان سی و سه سال دارید. یعنی افکار شما در این سن تثبیت شده است و به شیوه زندگی خاصی عادت کرده اید. توجه داشته باشید که تغییر افکار و شیوه زندگی یک انگیزه درونی بسیار قوی لازم دارد و زمان بر است. شما وقتی یک فکر را عوض می کنید مجبورید عقاید مرتبط و مشابه با آن فکر را هم عوض کنید. بعد می بینید که رها کردن ارزش هایی که با آنها بزرگ شده اید بسیار مشکل است و زمانبر. تازه اگر هم بتوانید این فرایند را طی کنید نوبت می رسد به تغییر شیوه زندگی و عواطف و احساسات. دقت داشته باشید که این تغییرات بسیار عظیم و عمیق است و خیلی از مواقع موفقیت آمیز نیست و بدتر باعث می شود که فرد سرگردان شود. توجه داشته باشید که من با دقت کافی معیارهای شما را خواندم و به خوبی فهمیدم که افکار شما یک مجموعه به هم پیوسته و نظام مند است. یک سیستم فکری است. خوب وقتی این سیستم می تواند به خوبی کارش را انجام دهد و شما را به نتیجه مطلوب برساند چرا باید آن را تغییر دهیم؟ این سیستم فکری شما چیز بدی ندارد به نظر من و بسیاری از خانواده های ایرانی پسران خود را اینگونه تربیت می کنند. اتفاقا به نظر من شما اگر کنار یک همسر مطابق خودتان قرار بگیرید یک خانواده خوب شکل می گیرد. این نکته را هم بگویم که آدم خیلی وقت ها فکر می کند عقیده اش عوض شده است اما وقتی در موقعیتش قرار می گیرد تازه می فهمد که اشتباه می کرده است و اگر هم تغییری اتفاق افتاده است سطحی بوده است. شما ممکن است الان فکر کنی که نظرتان عوض شده است اما وقتی با یک زن شاغل ازدواج کردید و در آن موقعیت قرار گرفتید تازه متوجه می شوید که عقایدتان تغییر محسوسی نکرده است. نشانه اینکه تغییر فکر شروع شده است این است که عقاید دیگرتان هم تغییر کند. یعنی سیستم فکری باید عوض شده باشد و بعدش هم باید به صورت آزمایشی آن را عملی کنید و در عمل بسنجید.خوب شما الان موقعیت ازدواج دارید و البته مقداری دیر شده است. حالا اگر بخواهید ازدواج را تا زمان تغییر افکار عقب بیندازید سنتان بالاتر می رود و با بالا رفتن سن موقعیت های خوب را از دست می دهید. ببینید شما اولا به خاطر جنسیت مذکر و دوم به خاطر نوع تربیت خودتان و سوم به دلیل اینکه فردی متکی به خود و تلاشگر بوده اید نیاز دارید که احساس برتری و قدرت در مقابل همسرتان داشته باشید. این را من مشکلی نمی دانم و خداوند جنس مذکر را اینگونه آفریده است. منتها شدتش در مردان مختلف متفاوت است که در مورد شما با توجه به نوشته هایتان شدت زیادی دارد. یکی از ویژگی های مردانی با این خصوصیت که در نوشته های شما هم آشکار است این است که اولا غیرتی هستند و دوم نسبت به همسرشان احساس حمایتگری زیادی دارند. خود شما گفتید که اگر همسرتان شاغل باشد و رئیسش او را بازخواست کند بسیار ناراحت می شوید . گواه دیگر همان گواهی است که روی آن تاکید دارید. خوب شما با این خصوصیت به همسری احتیاج دارید که از شما پایین تر باشد و این نکته را درست می گویید. من خودم خانم هستم و احساسات یک خانم را درک می کنم. خانمی که تحصیلات عالیه داشته باشد اولا در بیشتر موارد خواهان اشتغال است و دوم اینکه به آن صورتی که شما می خواهید نمی تواند حس برتری و قدرت شما را ارضا کند. چون تحصیلات شان اجتماعی افراد را بالا می برد ، او را مستقل تر و بی نیاز تر از مردان می کن و همچنین بعد از مدتها تحصیل یک دختر نیاز به این پیدا می کند که در خانواده موقعیتی شبیه به همسرش داشته باشد. چون همسرش را برتر از خودش نمی بیند و نیز به میزان کمتری به همسرش متکی است. من کاری به خوب یا بد بودن این دیدگاه دختران ندارم. بحث من این است که دختری که تحصیلات عالیه دارد به دلایلی که ذکر کردم نمی تواند این نیاز برتری و بالاتر بودن و قدرتمند بودن در خانواده را که شما بسیار روی آن تاکید دارید ، به خوبی تامین کند. آنجور که شما می خواهید تامین کند. برای همین می گویم دختری که دیپلم دارد برای شما بهتر است. اگر تا اینجای حرفم برای شما قابل قبول است در یک پست دیگر ادامه می دهم.

    - - - Updated - - -

    تحول نظام فکری یکدفعه اتفاق نمی افتد و یک فرایند است که در یک بازه زمانی روی می دهد.

    - - - Updated - - -

    دلیل اینکه می گویم تحصیلاتش دیپلم باشد این است که دخترانی که تا کارشناسی ارشد و یا حتی کارشناسی ادامه تحصیل داده اند نمی تواند معیارهای شما را تمام و کمال برآورده کند. شما الان سی و سه سال دارید. یعنی افکار شما در این سن تثبیت شده است و به شیوه زندگی خاصی عادت کرده اید. توجه داشته باشید که تغییر افکار و شیوه زندگی یک انگیزه درونی بسیار قوی لازم دارد و زمان بر است. شما وقتی یک فکر را عوض می کنید مجبورید عقاید مرتبط و مشابه با آن فکر را هم عوض کنید. بعد می بینید که رها کردن ارزش هایی که با آنها بزرگ شده اید بسیار مشکل است و زمانبر. تازه اگر هم بتوانید این فرایند را طی کنید نوبت می رسد به تغییر شیوه زندگی و عواطف و احساسات. دقت داشته باشید که این تغییرات بسیار عظیم و عمیق است و خیلی از مواقع موفقیت آمیز نیست و بدتر باعث می شود که فرد سرگردان شود. توجه داشته باشید که من با دقت کافی معیارهای شما را خواندم و به خوبی فهمیدم که افکار شما یک مجموعه به هم پیوسته و نظام مند است. یک سیستم فکری است. خوب وقتی این سیستم می تواند به خوبی کارش را انجام دهد و شما را به نتیجه مطلوب برساند چرا باید آن را تغییر دهیم؟ این سیستم فکری شما چیز بدی ندارد به نظر من و بسیاری از خانواده های ایرانی پسران خود را اینگونه تربیت می کنند. اتفاقا به نظر من شما اگر کنار یک همسر مطابق خودتان قرار بگیرید یک خانواده خوب شکل می گیرد. این نکته را هم بگویم که آدم خیلی وقت ها فکر می کند عقیده اش عوض شده است اما وقتی در موقعیتش قرار می گیرد تازه می فهمد که اشتباه می کرده است و اگر هم تغییری اتفاق افتاده است سطحی بوده است. شما ممکن است الان فکر کنی که نظرتان عوض شده است اما وقتی با یک زن شاغل ازدواج کردید و در آن موقعیت قرار گرفتید تازه متوجه می شوید که عقایدتان تغییر محسوسی نکرده است. نشانه اینکه تغییر فکر شروع شده است این است که عقاید دیگرتان هم تغییر کند. یعنی سیستم فکری باید عوض شده باشد و بعدش هم باید به صورت آزمایشی آن را عملی کنید و در عمل بسنجید.خوب شما الان موقعیت ازدواج دارید و البته مقداری دیر شده است. حالا اگر بخواهید ازدواج را تا زمان تغییر افکار عقب بیندازید سنتان بالاتر می رود و با بالا رفتن سن موقعیت های خوب را از دست می دهید. ببینید شما اولا به خاطر جنسیت مذکر و دوم به خاطر نوع تربیت خودتان و سوم به دلیل اینکه فردی متکی به خود و تلاشگر بوده اید نیاز دارید که احساس برتری و قدرت در مقابل همسرتان داشته باشید. این را من مشکلی نمی دانم و خداوند جنس مذکر را اینگونه آفریده است. منتها شدتش در مردان مختلف متفاوت است که در مورد شما با توجه به نوشته هایتان شدت زیادی دارد. یکی از ویژگی های مردانی با این خصوصیت که در نوشته های شما هم آشکار است این است که اولا غیرتی هستند و دوم نسبت به همسرشان احساس حمایتگری زیادی دارند. خود شما گفتید که اگر همسرتان شاغل باشد و رئیسش او را بازخواست کند بسیار ناراحت می شوید . گواه دیگر همان گواهی است که روی آن تاکید دارید. خوب شما با این خصوصیت به همسری احتیاج دارید که از شما پایین تر باشد و این نکته را درست می گویید. من خودم خانم هستم و احساسات یک خانم را درک می کنم. خانمی که تحصیلات عالیه داشته باشد اولا در بیشتر موارد خواهان اشتغال است و دوم اینکه به آن صورتی که شما می خواهید نمی تواند حس برتری و قدرت شما را ارضا کند. چون تحصیلات شان اجتماعی افراد را بالا می برد ، او را مستقل تر و بی نیاز تر از مردان می کن و همچنین بعد از مدتها تحصیل یک دختر نیاز به این پیدا می کند که در خانواده موقعیتی شبیه به همسرش داشته باشد. چون همسرش را برتر از خودش نمی بیند و نیز به میزان کمتری به همسرش متکی است. من کاری به خوب یا بد بودن این دیدگاه دختران ندارم. بحث من این است که دختری که تحصیلات عالیه دارد به دلایلی که ذکر کردم نمی تواند این نیاز برتری و بالاتر بودن و قدرتمند بودن در خانواده را که شما بسیار روی آن تاکید دارید ، به خوبی تامین کند. آنجور که شما می خواهید تامین کند. برای همین می گویم دختری که دیپلم دارد برای شما بهتر است. اگر تا اینجای حرفم برای شما قابل قبول است در یک پست دیگر ادامه می دهم.- - - Updated - - -تحول نظام فکری یکدفعه اتفاق نمی افتد و یک فرایند است که در یک بازه زمانی روی می دهد.

  7. 7 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    anisa (پنجشنبه 13 شهریور 93), kamran2007 (پنجشنبه 13 شهریور 93), maryam240 (چهارشنبه 29 بهمن 93), مهرااد (یکشنبه 29 شهریور 94), اثر راشومون (پنجشنبه 13 شهریور 93), تیام (پنجشنبه 13 شهریور 93), شیدا. (پنجشنبه 13 شهریور 93)

  8. #55
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    این پست نه در جواب همه ی متن و تاپیک شما، بلکه فقط بخشی از آن است.

    نظر من این هست که اگر می خواهید خانمتون شاغل نباشد و تحصیلاتش هم از نظر مدرک از شما پایین تر باشد،
    باید دقت کنید که یک خانم اجتماعی، با هوش عمومی بالا و شاداب باشه.
    دختری که علیرغم نداشتن مدرک بالا و تمایل نداشتن به اشتغال، قدرت یادگیری اش خیلی خوب باشه، پویا باشه، دنبال یاد گرفتن و جلو رفتن و به روز شدن و ... باشه.
    اعتماد به نفس، خلاقیت و ویژگیهای شخصیتی اش قوی و برجسته باشه.

    کار شما برای پیدا کردن چنین دختری کمی سخته.
    دختری که همه چیز را در تحصیلات آکادمیک و کار رسمی و .... نبینه.
    البته اگر شما بهش آزادیهای لازم در فعالیتهای دیگه را بدین. بخواد بره کلاس یا انجمن های مختلف عضو باشه یا فعالیت کنه و ...

    با توجه به وضعیت شغلی و تحصیلی و ... شما پیشرفت می کنید. در مسیر شغلیتون با خانمهای شاغل رده بالا نشست و برخاست کاری دارید.
    بعد از ده سال، شب که برمی گردید خونه، خانمتون ضعیفه ای هست که ده ساله داره قورمه سبزی درست می کنه و سالاد تزیین می کنه و با همکارهای اداری شما از جهاتی قابل مقایسه نیست. حرفهای مشترک بینتون کم می شه و .... جسارت نباشه بهتون، اما فکر این که انتخاب بهتری هم می تونم داشته باشما!

    در بلند مدت ممکنه شما نتونید به این خانم وفادار بمونید. البته نه این که همه زندگیتون از دست بره، اما ممکنه طوفانی بیاد، یه چیزهایی را خراب کنه و بره.

    به هر حال،
    خانم خانه دار بد نیست، آشپزی و بچه داری و ... مسئولیت های دوست داشتنی و خوبی هستند.
    اما در کنارش همسرتون باید باهوش تر از حد معمول باشه تا در بلند مدت در کنار هم راحت باشید.

    یه تاپیک توی تالار هست "چه شخصت هایی مناسب ازدواج با هم هستند" اون را بخونید،
    ببینید از نظر شخصیتی باید دنبال چطور دختری باشید.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : پنجشنبه 13 شهریور 93 در ساعت 01:43

  9. 6 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    maryam240 (چهارشنبه 29 بهمن 93), meysamm (پنجشنبه 30 بهمن 93), فرهنگ 27 (پنجشنبه 13 شهریور 93), مهرااد (یکشنبه 29 شهریور 94), اثر راشومون (پنجشنبه 13 شهریور 93), تیام (پنجشنبه 13 شهریور 93)

  10. #56
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 15 آذر 93 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    311
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    958

    تشکرشده 757 در 256 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    47
    Array
    سلام

    من هم با نظر خانوم نوپو موافقم.

    استادی تو دانشگاه دارم که با وجود اینکه همسرش پزشکه مدام تو دانشگاه از اینکه چیزی از موبایل و کامپیوتر حالیش نیست گلایه میکنه.!!!گمان میکنم اختلافات زیادی با هم

    دارند صرفا به خاطر تفاوت رشته و تفاوت ساعات کاری !!! . من همسرشو نمیشناسم ولی گویا خانومی باهوشه و بسیار زیبا و فعال و ورزشکار.

    اما اگه فکر میکنید همه ی معیاراتون باید در یک خانوم جمع باشه چرا به شیوه ی قدیمی ها عمل نمیکنید؟ دختری با سن پایین تر از 18 سال برای شما مناسبه . در واقع شما

    میتونید تربیتش کنید اون جور که شما میخواید باشه. اعتقاد خانواده ی من و خیلی از خانواده های سنتی اینه که دختر باید زود و قبل از فهمیدن خوبی و بدی (یعنی قرار دادن

    بعضی معیارها برای خودش) ازدواج کنه تا کاملا مطیع همسرش بشه و از حرفی که اون میگه در نیاد.
    ویرایش توسط تیام : پنجشنبه 13 شهریور 93 در ساعت 02:29

  11. #57
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 تیر 05 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    215
    امتیاز
    15,085
    سطح
    79
    Points: 15,085, Level: 79
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 265
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,423

    تشکرشده 552 در 189 پست

    Rep Power
    57
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    دلیل اینکه می گویم تحصیلاتش دیپلم باشد این است که دخترانی که تا کارشناسی ارشد و یا حتی کارشناسی ادامه تحصیل داده اند نمی تواند معیارهای شما را تمام و کمال برآورده کند. شما الان سی و سه سال دارید. یعنی افکار شما در این سن تثبیت شده است و به شیوه زندگی خاصی عادت کرده اید. توجه داشته باشید که تغییر افکار و شیوه زندگی یک انگیزه درونی بسیار قوی لازم دارد و زمان بر است. شما وقتی یک فکر را عوض می کنید مجبورید عقاید مرتبط و مشابه با آن فکر را هم عوض کنید. بعد می بینید که رها کردن ارزش هایی که با آنها بزرگ شده اید بسیار مشکل است و زمانبر. تازه اگر هم بتوانید این فرایند را طی کنید نوبت می رسد به تغییر شیوه زندگی و عواطف و احساسات. دقت داشته باشید که این تغییرات بسیار عظیم و عمیق است و خیلی از مواقع موفقیت آمیز نیست و بدتر باعث می شود که فرد سرگردان شود. توجه داشته باشید که من با دقت کافی معیارهای شما را خواندم و به خوبی فهمیدم که افکار شما یک مجموعه به هم پیوسته و نظام مند است. یک سیستم فکری است. خوب وقتی این سیستم می تواند به خوبی کارش را انجام دهد و شما را به نتیجه مطلوب برساند چرا باید آن را تغییر دهیم؟ این سیستم فکری شما چیز بدی ندارد به نظر من و بسیاری از خانواده های ایرانی پسران خود را اینگونه تربیت می کنند. اتفاقا به نظر من شما اگر کنار یک همسر مطابق خودتان قرار بگیرید یک خانواده خوب شکل می گیرد. این نکته را هم بگویم که آدم خیلی وقت ها فکر می کند عقیده اش عوض شده است اما وقتی در موقعیتش قرار می گیرد تازه می فهمد که اشتباه می کرده است و اگر هم تغییری اتفاق افتاده است سطحی بوده است. شما ممکن است الان فکر کنی که نظرتان عوض شده است اما وقتی با یک زن شاغل ازدواج کردید و در آن موقعیت قرار گرفتید تازه متوجه می شوید که عقایدتان تغییر محسوسی نکرده است. نشانه اینکه تغییر فکر شروع شده است این است که عقاید دیگرتان هم تغییر کند. یعنی سیستم فکری باید عوض شده باشد و بعدش هم باید به صورت آزمایشی آن را عملی کنید و در عمل بسنجید.خوب شما الان موقعیت ازدواج دارید و البته مقداری دیر شده است. حالا اگر بخواهید ازدواج را تا زمان تغییر افکار عقب بیندازید سنتان بالاتر می رود و با بالا رفتن سن موقعیت های خوب را از دست می دهید. ببینید شما اولا به خاطر جنسیت مذکر و دوم به خاطر نوع تربیت خودتان و سوم به دلیل اینکه فردی متکی به خود و تلاشگر بوده اید نیاز دارید که احساس برتری و قدرت در مقابل همسرتان داشته باشید. این را من مشکلی نمی دانم و خداوند جنس مذکر را اینگونه آفریده است. منتها شدتش در مردان مختلف متفاوت است که در مورد شما با توجه به نوشته هایتان شدت زیادی دارد. یکی از ویژگی های مردانی با این خصوصیت که در نوشته های شما هم آشکار است این است که اولا غیرتی هستند و دوم نسبت به همسرشان احساس حمایتگری زیادی دارند. خود شما گفتید که اگر همسرتان شاغل باشد و رئیسش او را بازخواست کند بسیار ناراحت می شوید . گواه دیگر همان گواهی است که روی آن تاکید دارید. خوب شما با این خصوصیت به همسری احتیاج دارید که از شما پایین تر باشد و این نکته را درست می گویید. من خودم خانم هستم و احساسات یک خانم را درک می کنم. خانمی که تحصیلات عالیه داشته باشد اولا در بیشتر موارد خواهان اشتغال است و دوم اینکه به آن صورتی که شما می خواهید نمی تواند حس برتری و قدرت شما را ارضا کند. چون تحصیلات شان اجتماعی افراد را بالا می برد ، او را مستقل تر و بی نیاز تر از مردان می کن و همچنین بعد از مدتها تحصیل یک دختر نیاز به این پیدا می کند که در خانواده موقعیتی شبیه به همسرش داشته باشد. چون همسرش را برتر از خودش نمی بیند و نیز به میزان کمتری به همسرش متکی است. من کاری به خوب یا بد بودن این دیدگاه دختران ندارم. بحث من این است که دختری که تحصیلات عالیه دارد به دلایلی که ذکر کردم نمی تواند این نیاز برتری و بالاتر بودن و قدرتمند بودن در خانواده را که شما بسیار روی آن تاکید دارید ، به خوبی تامین کند. آنجور که شما می خواهید تامین کند. برای همین می گویم دختری که دیپلم دارد برای شما بهتر است. اگر تا اینجای حرفم برای شما قابل قبول است در یک پست دیگر ادامه می دهم.

    - - - Updated - - -

    تحول نظام فکری یکدفعه اتفاق نمی افتد و یک فرایند است که در یک بازه زمانی روی می دهد.

    - - - Updated - - -

    دلیل اینکه می گویم تحصیلاتش دیپلم باشد این است که دخترانی که تا کارشناسی ارشد و یا حتی کارشناسی ادامه تحصیل داده اند نمی تواند معیارهای شما را تمام و کمال برآورده کند. شما الان سی و سه سال دارید. یعنی افکار شما در این سن تثبیت شده است و به شیوه زندگی خاصی عادت کرده اید. توجه داشته باشید که تغییر افکار و شیوه زندگی یک انگیزه درونی بسیار قوی لازم دارد و زمان بر است. شما وقتی یک فکر را عوض می کنید مجبورید عقاید مرتبط و مشابه با آن فکر را هم عوض کنید. بعد می بینید که رها کردن ارزش هایی که با آنها بزرگ شده اید بسیار مشکل است و زمانبر. تازه اگر هم بتوانید این فرایند را طی کنید نوبت می رسد به تغییر شیوه زندگی و عواطف و احساسات. دقت داشته باشید که این تغییرات بسیار عظیم و عمیق است و خیلی از مواقع موفقیت آمیز نیست و بدتر باعث می شود که فرد سرگردان شود. توجه داشته باشید که من با دقت کافی معیارهای شما را خواندم و به خوبی فهمیدم که افکار شما یک مجموعه به هم پیوسته و نظام مند است. یک سیستم فکری است. خوب وقتی این سیستم می تواند به خوبی کارش را انجام دهد و شما را به نتیجه مطلوب برساند چرا باید آن را تغییر دهیم؟ این سیستم فکری شما چیز بدی ندارد به نظر من و بسیاری از خانواده های ایرانی پسران خود را اینگونه تربیت می کنند. اتفاقا به نظر من شما اگر کنار یک همسر مطابق خودتان قرار بگیرید یک خانواده خوب شکل می گیرد. این نکته را هم بگویم که آدم خیلی وقت ها فکر می کند عقیده اش عوض شده است اما وقتی در موقعیتش قرار می گیرد تازه می فهمد که اشتباه می کرده است و اگر هم تغییری اتفاق افتاده است سطحی بوده است. شما ممکن است الان فکر کنی که نظرتان عوض شده است اما وقتی با یک زن شاغل ازدواج کردید و در آن موقعیت قرار گرفتید تازه متوجه می شوید که عقایدتان تغییر محسوسی نکرده است. نشانه اینکه تغییر فکر شروع شده است این است که عقاید دیگرتان هم تغییر کند. یعنی سیستم فکری باید عوض شده باشد و بعدش هم باید به صورت آزمایشی آن را عملی کنید و در عمل بسنجید.خوب شما الان موقعیت ازدواج دارید و البته مقداری دیر شده است. حالا اگر بخواهید ازدواج را تا زمان تغییر افکار عقب بیندازید سنتان بالاتر می رود و با بالا رفتن سن موقعیت های خوب را از دست می دهید. ببینید شما اولا به خاطر جنسیت مذکر و دوم به خاطر نوع تربیت خودتان و سوم به دلیل اینکه فردی متکی به خود و تلاشگر بوده اید نیاز دارید که احساس برتری و قدرت در مقابل همسرتان داشته باشید. این را من مشکلی نمی دانم و خداوند جنس مذکر را اینگونه آفریده است. منتها شدتش در مردان مختلف متفاوت است که در مورد شما با توجه به نوشته هایتان شدت زیادی دارد. یکی از ویژگی های مردانی با این خصوصیت که در نوشته های شما هم آشکار است این است که اولا غیرتی هستند و دوم نسبت به همسرشان احساس حمایتگری زیادی دارند. خود شما گفتید که اگر همسرتان شاغل باشد و رئیسش او را بازخواست کند بسیار ناراحت می شوید . گواه دیگر همان گواهی است که روی آن تاکید دارید. خوب شما با این خصوصیت به همسری احتیاج دارید که از شما پایین تر باشد و این نکته را درست می گویید. من خودم خانم هستم و احساسات یک خانم را درک می کنم. خانمی که تحصیلات عالیه داشته باشد اولا در بیشتر موارد خواهان اشتغال است و دوم اینکه به آن صورتی که شما می خواهید نمی تواند حس برتری و قدرت شما را ارضا کند. چون تحصیلات شان اجتماعی افراد را بالا می برد ، او را مستقل تر و بی نیاز تر از مردان می کن و همچنین بعد از مدتها تحصیل یک دختر نیاز به این پیدا می کند که در خانواده موقعیتی شبیه به همسرش داشته باشد. چون همسرش را برتر از خودش نمی بیند و نیز به میزان کمتری به همسرش متکی است. من کاری به خوب یا بد بودن این دیدگاه دختران ندارم. بحث من این است که دختری که تحصیلات عالیه دارد به دلایلی که ذکر کردم نمی تواند این نیاز برتری و بالاتر بودن و قدرتمند بودن در خانواده را که شما بسیار روی آن تاکید دارید ، به خوبی تامین کند. آنجور که شما می خواهید تامین کند. برای همین می گویم دختری که دیپلم دارد برای شما بهتر است. اگر تا اینجای حرفم برای شما قابل قبول است در یک پست دیگر ادامه می دهم.- - - Updated - - -تحول نظام فکری یکدفعه اتفاق نمی افتد و یک فرایند است که در یک بازه زمانی روی می دهد.
    اولا از اینکه پستهای بنده را کامل خواندید بسیار بسیار ممنونم و با توجه به شناختی که از پستهای شما در تالار به دست آورده ام این را غنیمت میدانم که نظرات شخص مجربی مانند شما را از یک زاویه بیرونی به معیارهای خودم, بدانم.
    دوما دلیلتان در مورد عدم لزوم تغییر معیارهایم کاملا منطقی است و به جز ترسی که از روی پستهای بعضی از خانمهای تالار از جمله خود شما در مورد از دست دادن خیلی از خانمهای واجد معیارهای دیگرم برایم ایجاد شده است, حرف دیگری در مورد آن ندارم. فقط یک نکته فکر میکنم مغفول مانده باشد و آن اینکه من همانطور که در پست اول گفتم کوچکترین مشکلی با شغل معلمی در مدارس رسمی آموزش و پرورش ندارم و این شغل هیچ حس بدی را در من ایجاد نمیکند ولی شما آن را نیز استثنا نکردید.
    البته در پست قبلیتان گفتید که چنین دخترانی آنقدرها هم کم نیستند و بعضی از شهرها و محلات تهران را مثال زدید که میتوان چنین مواردی را یافت. من درست است که خودم تهرانی هستم ولی الآن دو سالی است که برای شغلم به تنهایی به اهواز نقل مکان کرده ام و فرصتی برای گشت و گذار و جستجو در تهران را ندارم, به نظرم میاید که اهواز نیز تا حدودی واجد آن خصوصیت سنتی بودن میباشد. مطمئن نیستم ولی حدس میزنم که مجبور باشم فقط از یکی از این دو شهر همسر انتخاب کنم, البته اگر بتوانم از این حس تنفر اهوازیها از تهرانیها جان سالم به در برماما در مورد معیار تحصیل فکر میکنم کمی دچار خطای تعمیم شده باشید,چون خودم به شخصه مثالهای نقض زیادی در خانمهای تحصیل کرده دیده ام که آن حس عدم برتری و قدرتمند بودن در همسرانشان بوجود نیامده است, البته تحصیلات این خانمها, به شکلی که بنده در پست اول عرض کردم, مقید بوده است, بنده نیز به همین دلیل آن قیود را برای تحصیلات مد نظر قرار دادم, یعنی فکر میکنم با رعایت آن قیود در مورد رشته و دانشگاه و ..., آن حس و نیاز مدنظرم به طور کامل تامین شده است. یعنی به نظر شما اینطور نیست؟
    در پایان یک تشکر دیگر را بابت اینکه گفتید بسیاری از خانواده های ایرانی پسرهایشان با من همفکر هستند ادا میکنم چون با خواندن بعضی از پستهای کاربران از جمله یکی دو نفر از آقایان به ایرانی بودن خودم نزدیک بود شک کنم.
    مشتاقانه منتظر ادامه صحبتتان هستم.

  12. کاربر روبرو از پست مفید اثر راشومون تشکرکرده است .

    مهرااد (یکشنبه 29 شهریور 94)

  13. #58
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببینید وقتی دختری به دانشگاه می رود حتی اگر دانشگاه اسم و رسم داری نباشد و حتی اگر یک شهر دورافتاده باشد شرایطش عوض می شود. واقعیت این است که الان خیلی از دخترها برای اینکه جایگاه بالاتری در خانواده داشته باشد و شرایطش از نظر اختیارات و قدرت به همسرش نزدیکتر باشد . من از حرف های شما اینطور استنباط می کنم که میزان نیاز شما به حرف شنوی و همراهی همسرتان با تصمیمات شما خیلی زیاد است. نمی گویم دیکتاتور هستید بلکه می گویم ( با توجه به شرایطی که معین کردید ) نیاز دارید که همسرتان عمیقا و از ته دلش شما را بالاتر از خود ببیند و بیشترین همراهی را با تصمیمات شما داشته باشد. از حرف هایتان استنباط می کنم که غرور هم دارید چون خیلی روی شغل و رشته دانشگاهی تان تاکید می کنید.
    خوب برگردیم به موضوع تحصیلات . گفتم که هر دختری وقتی درس می خواند و کنکور میدهد و در دانشگاه قبول می شود حالا هر رشته ای و هر دانشگاهی برای خودش شان و منزلتی قائل است. اگر شما بیایی و با این دختر طوری رفتار کنید که او حس کند شما موقعیت ، مدرک دانشگاهی و رشته تحصیلی اش را پایین تر حساب می کنید بسیار از شما آزرده خاطر خواهد شد و دلش با شما صاف نمی شود و آن را تحقیر خودش حساب می کند. شغل معلمی در مدارس هم همین طور است. در جامعه معلم ها شان و منزلت زیادی دارند و این شغل خاصی در جامعه ما است.

    پس به شما می گویم که اگر همسر تحصیلکرده یا معلم می خواهید نباید به هیچ عنوان و باز هم تاکید می کنم به هیچ عنوان با این رویکرد و تفکر جلو بروید. نباید با این عقیده جلو بروید که او رشته اش از من پایینتر است و دانشگاهش از من پایین تر است یا چون معلم است موقعیت شغلی اش پایین تر از من است. اگر این کار را بکنید در زندگی همسرتان حس خوبی به شما نخواهد داشت. حتی اگر این عقاید را مستقیما ابراز نکنید اما رفتارتان و نگاهتان این حس را به همسرتان القاء خواهد کرد.
    اگر همسر تحصیلکرده یا معلم می خواهید باید با این رویکرد جلو بروید که : این خانم مثل من تلاشگر است ، مثل من مستقل و متکی به خود است ، تفاوت رشته و دانشگاهش با من به هیچ وجه به معنی پایینتر بودن یا ارزش کمتر تحصیلات همسرم نیست.

    در ثانی همان طور که گفتم معلمی در جامعه جایگاه بالایی دارد و به عنوان یک زن سالم از نظر اخلاقی به این قشر نگاه می شود. من خانواده ام فرهنگی هستند. خوب این را به شما بگویم که اگر از یک خانم معلم انتظار داشته باشید که قبل از عقد گواهی به شما بدهد ، آن خانم این را توهینی بسیار بزرگ تلقی خواهد کرد ( همان طور که خانم هایی که در تاپیک شما پست گذاشتند با این مساله مخالف بودند ) و پذیرشش را نخواهد داشت. همچنین معلمی شغلی است سخت ( برخلاف تصور خیلی ها ) که باعث می شود یک زن قدرتمند و مستقل شود و زنی که این خصوصیات را دارد انتظار دارد به این ویژگی هایش در خانواده بها داده شود و ارزش رای و نظر او تفاوت چندانی با همسرش نداشته باشد.

    در یک کلام به قول استادمان : زن انتظار دارد وقتی موقعیتش و شانش در اجتماع تغییر می کند در خانواده هم همین تغییر اتفاق بیافتد. یکی از علت های طلاق این است که شان اجتماعی زن در جامعه تغییر کرده است اما در خانواده تغییری اتفاق نیافتاده است و این برای خانم ها به سختی قابل پذیرش است.

    برای همین گفتم که بهتر است همسر شما تحصیلات عالیه نداشته باشد و شغلش خانه داری باشد. البته این امر به معنی کم هوشی یا عقب افتادگی یک زن نیست. خانمهای خانه دار زیادی هستند که به دنبال انواع هنرها می روند ، عضو کتابخانه هستند و مطالعه غیر درسی دارند ، اهل ورزش و فعالیت هستند و فکرشان فعال است. به شوهر و بچه هایشان می رسند و یک زندگی آرام و تحت الحمایه یک مرد با موقعیت خوب اجتماعی و مالی را به استرس ها و سختیهای اشتغال ترجیح می دهند. افتخار می کنند که همسرشان بالاتر از آنها است.

    ببینید یک خانواده ای دوست ما هستند که پسرشان متخصص ارتوپد است. اما متاسفانه با اینکه زیاد خواستگاری می روند این آقا که همسن شما است هنوز مجرد است. می دانید چرا ؟ چون تفکر آن پسر بسیار شبیه به شما است اما می خواهد در عین حال که به این خواسته هایش می رسد همسرش تحصیلات عالیه داشته باشد و شان اجتماعی داشته باشد و ... در عین حال مثل دختری که هیچ کدام از اینها را ندارد فکر و رفتار کند.
    مادرم بارها به آنها گفت که همه چیز با هم جمع نمی شود و اگر پسرتان اینقدر روی خواسته هایش اصرار دارد بهتر است روی تحصیلات تاکید نکند و یک دختر خوب و بساز خانه دار و دیپلمه پیدا کند.
    اما این خانواده می گویند که عروس ما باید شان و منزلت زیادی در جامعه داشته باشد و دختری که تحصیلات عالیه ندارد در شان پسرمان نیست . عروس ما باید تحصیلکرده باشدموقعیت اجتماعی بالایی داشته باشد و در عین حال همه اینها را نادیده بگیرد و به خواسته های پسر ما ترتیب اثر دهد.



    به هر حال انسانها خواسته های زیادی دارند. اما همه ما ناگزیر هستیم که که نیازهایمان را اولویت بندی کنیم و خواسته هایی که برایمان بیشترین اثر و اهمیت را دارد انتخاب کنیم و از خواسته های دیگر صرفنظر کنیم. به هر حال با هر انتخاب به چیزهایی می رسیم و از چیزهایی را از دست می دهیم.

    شما بهتر از هر کس دیگر می دانید که اولویت ها و خواسته های قلبی شما در زندگی مشترک چیست. شاید من اشتباه می کنم و تحصیلات و منزلت اجتماعی خانم آینده برایتان اهمیت بیشتری از خواسته هایی که در این تاپیک مطرح کردید دارد. به هر حال خود شما بهتر از درون خود آگاه هستید.

  14. 5 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    anisa (جمعه 14 شهریور 93), maryam240 (چهارشنبه 29 بهمن 93), فرهنگ 27 (یکشنبه 16 شهریور 93), مهرااد (یکشنبه 29 شهریور 94), اثر راشومون (پنجشنبه 13 شهریور 93)

  15. #59
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 تیر 05 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    215
    امتیاز
    15,085
    سطح
    79
    Points: 15,085, Level: 79
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 265
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,423

    تشکرشده 552 در 189 پست

    Rep Power
    57
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    این پست نه در جواب همه ی متن و تاپیک شما، بلکه فقط بخشی از آن است.

    نظر من این هست که اگر می خواهید خانمتون شاغل نباشد و تحصیلاتش هم از نظر مدرک از شما پایین تر باشد،
    باید دقت کنید که یک خانم اجتماعی، با هوش عمومی بالا و شاداب باشه.
    دختری که علیرغم نداشتن مدرک بالا و تمایل نداشتن به اشتغال، قدرت یادگیری اش خیلی خوب باشه، پویا باشه، دنبال یاد گرفتن و جلو رفتن و به روز شدن و ... باشه.
    اعتماد به نفس، خلاقیت و ویژگیهای شخصیتی اش قوی و برجسته باشه.

    کار شما برای پیدا کردن چنین دختری کمی سخته.
    دختری که همه چیز را در تحصیلات آکادمیک و کار رسمی و .... نبینه.
    البته اگر شما بهش آزادیهای لازم در فعالیتهای دیگه را بدین. بخواد بره کلاس یا انجمن های مختلف عضو باشه یا فعالیت کنه و ...

    با توجه به وضعیت شغلی و تحصیلی و ... شما پیشرفت می کنید. در مسیر شغلیتون با خانمهای شاغل رده بالا نشست و برخاست کاری دارید.
    بعد از ده سال، شب که برمی گردید خونه، خانمتون ضعیفه ای هست که ده ساله داره قورمه سبزی درست می کنه و سالاد تزیین می کنه و با همکارهای اداری شما از جهاتی قابل مقایسه نیست. حرفهای مشترک بینتون کم می شه و .... جسارت نباشه بهتون، اما فکر این که انتخاب بهتری هم می تونم داشته باشما!

    در بلند مدت ممکنه شما نتونید به این خانم وفادار بمونید. البته نه این که همه زندگیتون از دست بره، اما ممکنه طوفانی بیاد، یه چیزهایی را خراب کنه و بره.

    به هر حال،
    خانم خانه دار بد نیست، آشپزی و بچه داری و ... مسئولیت های دوست داشتنی و خوبی هستند.
    اما در کنارش همسرتون باید باهوش تر از حد معمول باشه تا در بلند مدت در کنار هم راحت باشید.

    یه تاپیک توی تالار هست "چه شخصت هایی مناسب ازدواج با هم هستند" اون را بخونید،
    ببینید از نظر شخصیتی باید دنبال چطور دختری باشید.
    از حضور شما در تاپیکم بسیار خوشحال شدم, پیشنهادتان, از ایده آلهای مد نظرم در مورد انتخاب همسر است که دختری باشد که همه چیز را در تحصیلات آکادمیک و کار رسمی و ... نبیند و قطعا چنین همسری را برای شرکت در هر نوع فعالیت مانند موارد بند 4 از پست اول خانم نوپو, تشویق خواهم کرد و حتی چیزهایی علاوه بر آنها مثلا کلاسهای آموزش موسیقی. اصلا از فانتزیهای ذهنی من این است که همسرم دستی بر موسیقی نیز داشته باشد و گاهگداری خستگی کار روزانه را با شنیدن نوای ساز همسرم از خود دور کنم. با آنکه این فقط یک فانتزی است و نباید جای ثابتی را در معیارهایم به آن بدهم ولی این صحنه را بارها در ذهن خود مجسم کرده ام و برایم مثل یک رویای شیرین است.
    اما پیش بینیتان صحیح نبود و امیدوارم در مورد هیچ مردی صحیح نباشد, که با پیشرفت خودم این حس که انتخاب بهتری میتوانم داشته باشم برایم ایجاد شود, من فکر میکنم دختری که تمام معیارهای مرا داشته باشد, تا ابد مالک قلبم بماند. از طرفی در شرکت نفت اجازه استخدام از خانمها گرفته شده است مگر در موارد بسیار خاص و به همین دلیل بنده احتمالا تا هنگام بازنشستگی همکار خانم نخواهم داشت تا فیل من را یاد هندوستان اندازد.

  16. 2 کاربر از پست مفید اثر راشومون تشکرکرده اند .

    anisa (جمعه 14 شهریور 93), maryam240 (چهارشنبه 29 بهمن 93)

  17. #60
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 تیر 05 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    215
    امتیاز
    15,085
    سطح
    79
    Points: 15,085, Level: 79
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 265
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,423

    تشکرشده 552 در 189 پست

    Rep Power
    57
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    ببینید وقتی دختری به دانشگاه می رود حتی اگر دانشگاه اسم و رسم داری نباشد و حتی اگر یک شهر دورافتاده باشد شرایطش عوض می شود. واقعیت این است که الان خیلی از دخترها برای اینکه جایگاه بالاتری در خانواده داشته باشد و شرایطش از نظر اختیارات و قدرت به همسرش نزدیکتر باشد . من از حرف های شما اینطور استنباط می کنم که میزان نیاز شما به حرف شنوی و همراهی همسرتان با تصمیمات شما خیلی زیاد است. نمی گویم دیکتاتور هستید بلکه می گویم ( با توجه به شرایطی که معین کردید ) نیاز دارید که همسرتان عمیقا و از ته دلش شما را بالاتر از خود ببیند و بیشترین همراهی را با تصمیمات شما داشته باشد. از حرف هایتان استنباط می کنم که غرور هم دارید چون خیلی روی شغل و رشته دانشگاهی تان تاکید می کنید.
    خوب برگردیم به موضوع تحصیلات . گفتم که هر دختری وقتی درس می خواند و کنکور میدهد و در دانشگاه قبول می شود حالا هر رشته ای و هر دانشگاهی برای خودش شان و منزلتی قائل است. اگر شما بیایی و با این دختر طوری رفتار کنید که او حس کند شما موقعیت ، مدرک دانشگاهی و رشته تحصیلی اش را پایین تر حساب می کنید بسیار از شما آزرده خاطر خواهد شد و دلش با شما صاف نمی شود و آن را تحقیر خودش حساب می کند. شغل معلمی در مدارس هم همین طور است. در جامعه معلم ها شان و منزلت زیادی دارند و این شغل خاصی در جامعه ما است.

    پس به شما می گویم که اگر همسر تحصیلکرده یا معلم می خواهید نباید به هیچ عنوان و باز هم تاکید می کنم به هیچ عنوان با این رویکرد و تفکر جلو بروید. نباید با این عقیده جلو بروید که او رشته اش از من پایینتر است و دانشگاهش از من پایین تر است یا چون معلم است موقعیت شغلی اش پایین تر از من است. اگر این کار را بکنید در زندگی همسرتان حس خوبی به شما نخواهد داشت. حتی اگر این عقاید را مستقیما ابراز نکنید اما رفتارتان و نگاهتان این حس را به همسرتان القاء خواهد کرد.
    اگر همسر تحصیلکرده یا معلم می خواهید باید با این رویکرد جلو بروید که : این خانم مثل من تلاشگر است ، مثل من مستقل و متکی به خود است ، تفاوت رشته و دانشگاهش با من به هیچ وجه به معنی پایینتر بودن یا ارزش کمتر تحصیلات همسرم نیست.

    در ثانی همان طور که گفتم معلمی در جامعه جایگاه بالایی دارد و به عنوان یک زن سالم از نظر اخلاقی به این قشر نگاه می شود. من خانواده ام فرهنگی هستند. خوب این را به شما بگویم که اگر از یک خانم معلم انتظار داشته باشید که قبل از عقد گواهی به شما بدهد ، آن خانم این را توهینی بسیار بزرگ تلقی خواهد کرد ( همان طور که خانم هایی که در تاپیک شما پست گذاشتند با این مساله مخالف بودند ) و پذیرشش را نخواهد داشت. همچنین معلمی شغلی است سخت ( برخلاف تصور خیلی ها ) که باعث می شود یک زن قدرتمند و مستقل شود و زنی که این خصوصیات را دارد انتظار دارد به این ویژگی هایش در خانواده بها داده شود و ارزش رای و نظر او تفاوت چندانی با همسرش نداشته باشد.

    در یک کلام به قول استادمان : زن انتظار دارد وقتی موقعیتش و شانش در اجتماع تغییر می کند در خانواده هم همین تغییر اتفاق بیافتد. یکی از علت های طلاق این است که شان اجتماعی زن در جامعه تغییر کرده است اما در خانواده تغییری اتفاق نیافتاده است و این برای خانم ها به سختی قابل پذیرش است.

    برای همین گفتم که بهتر است همسر شما تحصیلات عالیه نداشته باشد و شغلش خانه داری باشد. البته این امر به معنی کم هوشی یا عقب افتادگی یک زن نیست. خانمهای خانه دار زیادی هستند که به دنبال انواع هنرها می روند ، عضو کتابخانه هستند و مطالعه غیر درسی دارند ، اهل ورزش و فعالیت هستند و فکرشان فعال است. به شوهر و بچه هایشان می رسند و یک زندگی آرام و تحت الحمایه یک مرد با موقعیت خوب اجتماعی و مالی را به استرس ها و سختیهای اشتغال ترجیح می دهند. افتخار می کنند که همسرشان بالاتر از آنها است.

    ببینید یک خانواده ای دوست ما هستند که پسرشان متخصص ارتوپد است. اما متاسفانه با اینکه زیاد خواستگاری می روند این آقا که همسن شما است هنوز مجرد است. می دانید چرا ؟ چون تفکر آن پسر بسیار شبیه به شما است اما می خواهد در عین حال که به این خواسته هایش می رسد همسرش تحصیلات عالیه داشته باشد و شان اجتماعی داشته باشد و ... در عین حال مثل دختری که هیچ کدام از اینها را ندارد فکر و رفتار کند.
    مادرم بارها به آنها گفت که همه چیز با هم جمع نمی شود و اگر پسرتان اینقدر روی خواسته هایش اصرار دارد بهتر است روی تحصیلات تاکید نکند و یک دختر خوب و بساز خانه دار و دیپلمه پیدا کند.
    اما این خانواده می گویند که عروس ما باید شان و منزلت زیادی در جامعه داشته باشد و دختری که تحصیلات عالیه ندارد در شان پسرمان نیست . عروس ما باید تحصیلکرده باشدموقعیت اجتماعی بالایی داشته باشد و در عین حال همه اینها را نادیده بگیرد و به خواسته های پسر ما ترتیب اثر دهد.



    به هر حال انسانها خواسته های زیادی دارند. اما همه ما ناگزیر هستیم که که نیازهایمان را اولویت بندی کنیم و خواسته هایی که برایمان بیشترین اثر و اهمیت را دارد انتخاب کنیم و از خواسته های دیگر صرفنظر کنیم. به هر حال با هر انتخاب به چیزهایی می رسیم و از چیزهایی را از دست می دهیم.

    شما بهتر از هر کس دیگر می دانید که اولویت ها و خواسته های قلبی شما در زندگی مشترک چیست. شاید من اشتباه می کنم و تحصیلات و منزلت اجتماعی خانم آینده برایتان اهمیت بیشتری از خواسته هایی که در این تاپیک مطرح کردید دارد. به هر حال خود شما بهتر از درون خود آگاه هستید.
    از صرف وقت و کمکهای فکری موثرتان ممنونم, از بعد از ظهر و بعد از مطالعه پستتان با بسیاری از صحبتها و پیشنهاداتی که داشتید, خود را موافق دیدم, مخصوصا صحبتهایی که از طرز تفکر و تلقی خانمهای با شغل شریف معلمی داشتید, برایم مهم بودند. اما در مورد دلیل اینکه چرا در پست اولم این شغل را استثنا کرده بودم, دلیلش آنطور که شما فرمودید برای کهتر و کم ارزشتر بودن این شغل شریف از شغل خودم نبود بلکه همانطور که در چند پست دیگر آورده بودم, تنها دلیلش این بود که تنها در این شغل است که یک خانم, رئیس و ارباب رجوع مذکر ندارد و مورد عتاب و بازخواست هیچ مردی قرار نخواهد گرفت.
    البته از آنجا که بارها دیده و شنیده ام که خانمهای شاغل در مشاغل پردرآمدتر و دهان پرکن تر از معلمی با گرفتن گواهی سلامت بکارت, با گذاشتن شرایط معقولی مثل آگاه نشدن خانواده پسر از انجام این معاینه موافقت کرده اند, فکر نمیکنم که همه معلمهای گرامی نیز چنین جبهه ای را در مقابل این معیار بگیرند.
    به هر حال مجموعه صحبتهایتان در مورد این شغل, مرا هم به نتیجه ای که شما گرفتید رساند که حتی شغل معلمی را نیز در مورد همسرم استثنا نکنم, از این بابت هم متشکرم. ولی با صحبتهایتان در مورد مدارک تحصیلی موافق نیستم, من به هیچ وجه داشتن یک مدرک را شرط بالاتر بودن انسانیت یک نفر به طور کلی نمیدانم اما چه بخواهیم و چه نخواهیم و در تمام جوامع و ملتها تفاوتهایی را بین دارندگان مدارک مختلف قائل میشوند. این تفاوتها فقط در زمینه علم و ثروت و پرستیژ اجتماعی و ظاهری ناشی از آن علم وجود دارند و به هییییچ وجه دال بر انسانیت بالاتر نیستند. مثلا از نظر عرف جامعه ایرانی کسی که دارای مدرک مهندسی برق از دانشگاه صنعتی شریف است آیا تفاوتی با دارنده مثلا مدرک مهندسی نساجی از دانشگاه امیر کبیر یا دارنده مدرک فیزیولوژی سلولی از یک دانشگاه آزاد ندارد؟ در تمام دنیا چنین تفاوتهایی را قائل هستند. آیا حسابی که روی فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد میشود با فارغ التحصیل یکی از دانشگاههای مالزی یکی است؟ حال شما انصافا یک وضعیت معکوس را در این معیار وحشتناک نمیدانید؟ یعنی اینکه در یک ازدواج آن مدرک برق دانشگاه شریف خانم باشد و آن دارنده مدرک دانشگاه آزاد آقا باشد, به نظر شما قابل تحمل است؟ به همین دلایل تنها داشتن همان معیار مدرک که در پست اول آوردم را کافی میدانم و سقف مدرک همسرم را به شرط رعایت شدن آن شرایط همان کارشناسی ارشد در نظر خواهم داشت.
    در مورد آن دوست خانوادگیتان نیز با شما موافقم که معیارهای آنها زیادی بسته است. خود من کف مدرک مورد نظرم دیپلم است و دختری با این مدرک و با داشتن سایر معیارهایم برایم ارجحیت بیشتری دارد از دختری با مدرک کارشناسی ارشد و بدون سایر معیارهایم.
    راستی اینکه من دوست دارم که همسرم عمیقا و از ته دلش مرا بالاتر از خودش بداند, کاملا درست حدس زدید اما باید این را اضافه کنم که تنها در چیزهای ملموس مانند مسایل مادی و مدارک دانشگاهی چنین حسی را دارم و مثلا اینکه همسرم از نظر هنر موسیقی از من بالاتر باشد یا از نظر درک مسایل سیاسی یا مثلا بازی شطرنج و ..., اتفاقا باعث احساس غرور در من خواهد بود. همچنین وقتی که در بعضی از تاپیکهای تالار میدیدم که بعضی خانمها که برتریهایی مادی و ملموس را بر همسرشان داشتند, با گفتن چند جمله و یا وانمود کردن چند احساس مصنوعی وابستگی, سعی در کمرنگ کردن این اختلاف با همسرانشان داشتند, درک احساس آن آقایان برایم غیر ممکن بود.
    از صحبتهایی که در مورد شغل خانه داری داشتید واقعا لذت بردم. ای کاش تمام خانمهای سرزمینمان چنین اعتقادی را داشتند و خانه داری را مساوی با عقب ماندگی نمیدانستند البته در حال حاضار نیز خوشبختانه خانمهای بسیاری با شما هم عقیده هستند.
    در انتها باز هم از صرف وقت و دقتتان تشکر میکنم.

  18. 3 کاربر از پست مفید اثر راشومون تشکرکرده اند .

    anisa (جمعه 14 شهریور 93), maryam240 (چهارشنبه 29 بهمن 93), مهرااد (یکشنبه 29 شهریور 94)


 
صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. معیارها کامل است اما باز هم جواب منفـی می شنوم !
    توسط اعتدال در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: چهارشنبه 04 دی 92, 01:50
  2. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 27 آبان 91, 12:01
  3. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20
  4. 2 - آزادی اختصاصی انسان است
    توسط مدیرهمدردی در انجمن انتخاب، اختیار و مسئولیت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 تیر 90, 20:45

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.