پیشنهاد خانوم نانا برای هنگامی خوب است که
- شما هیچ علاقه به برادرت و خانواده ات نداشته باشی و عملا فقط جسم شما در خانواده حضور داشته باشد و روحتان هیچ پیوندی با آن خانه و خانواده نداشته باشد.
- شما برادر خود را به طور کامل از زندگی تان حذف کنید. وقتی می گویم کاملا یعنی انگار که هیچ وقت وجود نداشته است. و وقتی این کار را کردید نمی توانید از دیگران یا افراد فامیل پنهان کنید که این قطع کامل پیوند صورت گرفته است. در این صورت در مهمانی ای که برادرتان حضور دارد نمی توانید بروید ، اگر او یا شما ازدواج کنید هیچ شرکتی در هیچ مراسمی نخواهید داشت. اگر هر بلایی به سر شما یا او بیاید نه از یکدیگر انتظار کمک و مداخله دارید و نه کمکی به یکدیگر می کنید. حتی سالی یکبار هم همدیگر را ملاقات نمی کنید. یعنی حذف کامل. یعنی به خاطر این حذف کامل باید قبول کنید که رابطه شما با پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده تان هم تحت شعاع قرار خواهد گرفت.
من چنین تجربه ای را در مورد فامیل خودم داشتم. دو برادر به دلیل مشکلاتی که با هم داشتند این چنین که گفتم کاملا قطع ارتباط کردند و البته تبعات بسیار بدی هم برایشان داشت.
البته تجربه های دیگری هم دارم که افرادی به هر دلیلی تحمل رفتار اعضای خانواده را نداشتند و چنین رویه ای در پیش گرفتند. اول بی اعتنایی و بیرون کردن پیوند و علاقه از قلب. در مرحله بعدی این قطع محبت و بی تفاوتی به طور طبیعی به قطع کامل ارتباط منجر شد.
اما اگر بخواهید با اعضای خانواده خود پیوند عاطفی داشته باشید و آنها را همخون خودتان بدانید و نیز بخواهید رابطه خود را با اعضای خانواده حفظ کنید باید راه دیگری را انتخاب کنید. البته نه این راه و نه راه حل خانم نانا آسان نیست و هر کدام مشکلات خودش را خواهد داشت.
- - - Updated - - -
من الان تجربه خانم نانا را در تاپیکشان خواندم . متاسفانه برادر ایشان هم مشکل اعصاب دارند که اگر به روانپزشک مراجعه می کردند این مشکل تا حد زیادی حل می شد. خانواده های زیادی این مشکل را دارند اما با درمان وضعیتشان بهبود پیدا کرده است.








علاقه مندی ها (Bookmarks)