به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Hybrid View

  1. #1
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    سلام.

    ممنون که برگشتی نتیجه تاپیکت و موضوع را گفتی.

    27 سال سنی نیست که اینقدر نگران باشی. فقط باید مواظب باشی و هشیارتر عمل کنی.
    رابطه های نامناسب می تونه خیلی برات خطرناک باشه. از نظر روحی شکننده تر از قبل هستی و از نظر عاطفی و سنی هم ممکن هست احساس نیاز بیشتری به یک رابطه داشته باشی. برای همین باید بیشتر مواظب باشی که این نیازها و شرایطت را درست مدیریت کنی. خودت را با دیگران مقایسه نکن. هر کس مشکلات و شرایط خودش را داره. دوستت که عشق سابقش فوت کرده و سالها رنج کشیده و ... براش خوشحال باش که بالاخره تونست به زندگی واقعی و شادی برگرده. اون هم به سهم خودش خیلی اذیت شده.

    خودت را سرزنش نکن. پدرت را هم. تا جایی که می دونسته و می تونسته انجام داده. می بینی که برای طلاق، وقتی به آگاهی رسید مخالفتی نکرد.
    دیدن ناراحتی و مشکلات بچه ها برای پدر و مادر خیلی سخته. مخصوصا طلاق دختر خیلی براشون سخت و سنگینه. همونقدر که شما الان غصه می خوری، اگر پدرت بیشتر غصه نخوره، کمتر نیست.
    دنبال مقصر نگرد. سعی کن در فضاهایی قرار بگیری که شاد باشی. برای مسافرت با همکارها از طرف اداره، اگر دولتی بود و از محیطش مطمئنی کاش پدرت را راضی می کردی. یه مقدار بیشتر در جمع قرار بگیر و به خودت کمک کن.

    خانواده ات تو را رها نکردند. شاید اونها هم مثل تو ناراحتند و توی دلشون می ریزند و نیاز دارند یکی دلداریشون بده. شاد باش و ازشون دوری نکن تا خیالشون راحت بشه که حالت خوبه. ازدواج برادرت فرصت مناسبی هست که بتونی از این افکار فاصله بگیری و زودتر به سلی قبل از این ماجرا برگردی.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : شنبه 15 شهریور 93 در ساعت 22:05

  2. 4 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 17 شهریور 93), solyyy (چهارشنبه 19 شهریور 93), Somebody20 (سه شنبه 18 شهریور 93), بالهای صداقت (چهارشنبه 19 شهریور 93)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 آبان 94 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1392-7-10
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    2,069
    سطح
    27
    Points: 2,069, Level: 27
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 51 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شیدای عزیز ممنونم ازت که تنهام نذاشتی.
    بله عزیزم محیط مطمئن بود ولی نذاشت ،هیچ جای دیگم نمیذاره کلا از اولم اینطور بود ولی الان من احتیاج دارم که یه مدت از خونه دور باشم.
    نه پدرم اصلا هم راضی نبود همین الانم که من بگم برمبگردم کلی خوشحال میشه میگه اون درست میشه!!! اصلا خودشم میدونست که اشتباهه عقد کردن ولی استدلالش این بود که اگه عقد کنین حس احساس مسئولیت بهش دست میده چون اونجوری میبینه که زن دارم!!!!! بعدش وقتی بعد از عقد دید بدترم شد گفت خب حالا دیدیم که این خوب بشو نیست!!! خب اینو من همش داشتم میگفتم حتما باید عملی میدید ویه ضربه بزرگ بمن میزد؟؟؟؟

    درمورد دوستم خوشحالم ،اصلا خودم قبلا کلی باش حرف میزدم که این فکرو بذاره کنار وازدواج کنه ولی از بدشانسی من نامزدیش درست افتادبطلاق خودم ،ناراحتم از اینکه آخرین دوست مجردمو هم ازدست دادم وتنها شدم.

    اما درمورد برادرم اصلا خوشحال کننده نیست ازدواجش برام،وبیشترین کینه رو از اون دارم چون من کلا تو زندگیش همه جوره حامیش بودم اما اون تو بدترین روزای زندگیم ،درست وقتی که من درگیر این موضوع بودم که ایا راحت میتونم جداشم یا نه ایا اذیتم میکنه نامزدم واسه جدایی وکشش میده یا نه وشب روزم با استرس بود، تو خونه دادوبیداد راه مینداخت ونمیدونی چه کارایی که نکرد که همین الان بریم خاستگاری (اون دختره بهش فشار میورد که بیا خاستگاری اونم تو خونه الم شنگه راه مینداخت) وحتی دو هفته صبر نکرد که کار من تموم شه.حالا ک کارشو کرد اروم شده واصلا انگار اون ادم قبلی نیست !!! واسه همین احتمالا اصلا عروسیشم نمیرم.

    مشکل همینه عزیزم :نمیدونم چجوری بایدشادباشم وقتی جایی ندارم برم،جایی نمیتونم برم ودوستی برام نمونده !!!فقط کار وکاروکار

    میشه یه راهنمایی عملی بکنین به شدت میترسم با این اوضاع که یه رابطه اشتباه شروع کنم،هر روز دارم بهش فک میکنم...
    ویرایش توسط solyyy : یکشنبه 16 شهریور 93 در ساعت 09:17


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.