به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 13 نخستنخست 123456789101112 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 122
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 دی 94 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1392-7-22
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    3,383
    سطح
    36
    Points: 3,383, Level: 36
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 443 در 158 پست

    Rep Power
    39
    Array
    سلام مجدد
    داشتم پستم ویرایش می کردم اینترنت قطع شد
    بینید وقتی یه چند سالی با این روش زندگی کردید و همسرتون عادت کرده است سخته تغییر شرایط اقتصادی خانواده
    اول پیشنهاد من بابت خونه:
    من خودم از اون ادمها هستم که میگم باید اول خونه ادم ردیف باشه بعد سراغ ماشین و چیزهای دیگه بره سقف بالای سر ادم که ردیف باشه بقیه رو یجوری میشه مدیریت کرد خوب طبیعیه الان شما با زدن این حرف ارامش اقتصادی همسرتونو (هرچند ارامش غلطی بوده) بهم زدید طبیعیه عصبانی بشه
    به نظرم خونه رو بدید اجاره (البته پیدا کردن مستاجر خوب خیلی سخته ) بعد پولشه و بردارید و به همسرتون هم بگید ماشین رو بفروشه برای رهن خانه جدید این طوری هروقت واقعا تو تنگنا بودید بر می گردید خونه خودتون
    یک جوری خودتون قضیه رو حل کنید هرچی تعداد آدمها وسط این دعوا بیشتر بشه حل مشکل بدتر میشه
    زن و شوهر محبت بینشونه
    اما قطعا علاقه خیلی خاصی بین عروس و پدر شوهر نیست .
    اگر نقش بزرگتری رو هم خوب بلد نباشن فقط میشن آتیش بیار معرکه
    اول یکی یکی طرفها رو از صحنه دعوا با مدیریت حذف کنید تا خلوت بشه (مدیریت کن بقیه درگیری رو اونها متوجه نشن با احترام از صحنه برن بیرون) باهاشون کل کل نکن در مقابلشون سکوت کن
    اگه همسرت حرفها پیش خودش میمونه بهش با ارامش بگو این مشکل من و تو است . بقیه رو درگیر نکن براشون خوب نیست احترامها از بین میره
    اگه همزمان با چند نفر طرف باشی مدیریتش با توجه به تفاوتهاشون سخت میشه
    ---------------------------------
    قضیه دخترای مجردو ازدواج و اینها رو ولش کن
    شما که خودت دیگه حرفه ای شدی تو تالار به تازگی یه تاپیک داشتیم مرد خونه سر یه کل کل دوست دختر گرفته بود بعد خودشم پشیمون شده بود حاضر نبود اونو با زنش سر قرار بیاره رودرو کنه (الان لینکش یادم نیست)
    --------------------------------------
    سهم خودت از اشتباهو بپذیر خودش درست میشه البته نه خیلی زود بالاخره دعوای شدیدی بوده
    ویرایش توسط آونگ : یکشنبه 16 شهریور 93 در ساعت 10:41

  2. 2 کاربر از پست مفید آونگ تشکرکرده اند .

    pasta (یکشنبه 16 شهریور 93), آرام دل (یکشنبه 16 شهریور 93)

  3. #12
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو

    توی دعوا دوطرف مقصر بودید اینو قبول کن هم شوهرت هم خود شما.

    ولی الان یه مسئله دیگه ای هست
    1.شوهرت توقعش رفته بالا(اینکه کی باعثش بوده هم شما و خانوادت هم شوهرت)
    2.توقغ خانوادشم رفته بالا
    3.شوهرت حساس شده فکر میکنه هرکاری خانوادت میکنه وظیفشه در صورتی که لطفشونه

    برام جالبه زود زنگ زده خانوادش بیان عروستان میخواد خانه خودشو بفروشه!!!واسه من سوال پیش میاد این وسط خانه که برای شماست پس این وسط پدرشوهر و مادر شوهرت چه کاره هستند؟

    باهام لج کرد و گفت اگر ابنجا رو فروختی حق نداری خونه مادرت بیای و من سرت بلا میارم اجازه نمیدم از خونه بیرون بیای و رفتار و اخلاقم باهات بد میشه

    زنگ زد به برادرش جریبان فروش خونه ام رو گفت به گوش پدرشوهرم رسید اومدن خونمون و هزار جور لیچار بارم کردند

    پدرشوهرم گفت من که اجازه نمیدم پسرم خونشو بفروشه تو هم نباید بفروشسی چون خونه تو خونه شوهرتم هست فرقی نداره چه اشکالی داره پدرت خرجتون رو میکشه!!قدر این شوهرت رو بدون اتنقدر اذیتش نکن من نمیذارم ماشینشو بفروشه خودت میخوای خونتو بفروشسی خودتم باید پول رهن رو جورکنی .شوهرم حرفای پدرشو تأیید میکرد.

    از رفتار پدر خوشم اومد.
    پدرم متوجه صدا شد و اومد پایین دنبالم الان خونه پدرم هستم

    ایکاش زودتر مطرح میکردی فکر کنم وضعیت شما دقیقا شده شبیه بانو she .ایکاش زودتر میگفتی اونوقت بهت میگفتم خانه را به پدرت پس بده بهش بگو ازتون اجاره بگیر مثل مستاجر دوست ندارید برید یکجای دیگه خانه اجاره کنید.این وسط من واقعا متوجه نمیشم منزل از شماست اونوقت اختیار فروشش را نداری؟برام جالبه خوب این ماشین وسط برای جفت شماست چطور اختیارش دست پدرشوهر شماست؟!!!

    جنگ اول به از صلح آخر عضویت انجمن آزاد گرفتی خیلی خوبه ولی وضعیت خانه را درست کن من جات باشم برمیگردونم به پدرم اگه منو میخواد وضعیتم اینه که چند سال بعد باز دوباره نیای تایپیک بزنی منو بخاطر خونم دوسم داره!!توقع زیادی ایجاد کردی اشتباه هستش.

    دیگه از خانوادت کمک نگیر هرچی شد با پدرت حرف بزن خانه را پس بده و بگو اجاره بگیر اونم بصورت کامل توان پرداخت ندراید برید جای دیگه منزل اجاره کنید.همیشه که نیمشه بگیم زن مقصره و باید کوتاه بیاد این چیزا وظیفه زن هستش والا من یکی هنوزم گیج میزنم درک نمیکنم بجای تشکر دوقورت و نیمشم باقیه هم خودش هم خانوادش؟!نظر شخصی من اینه که این یه موضوع مردانه هستش بزار به عهده پدرت خودش درست میکنه.لطفا تصمیم درست بگیر
    ولی ایکاش جروبحث نمیکردی ولی اینم بدون هرکار یانجام میدادی ختم میشد به اینکه شوهرت و خانوادش طلبکار باشن این مشکل را بصورت کامل حل کن.بعدب رای زندگیت تصمیم بگیر
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  4. 6 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    terme00 (دوشنبه 17 شهریور 93), هم آوا (یکشنبه 16 شهریور 93), آرام دل (یکشنبه 16 شهریور 93), دختر بیخیال (یکشنبه 16 شهریور 93), رنگین (سه شنبه 18 شهریور 93), شاپرک 114 (یکشنبه 16 شهریور 93)

  5. #13
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    نوشته ها
    481
    امتیاز
    5,996
    سطح
    50
    Points: 5,996, Level: 50
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,600

    تشکرشده 1,855 در 418 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    الان تو sms گفت من که نتونستم خوشبختت کنم خدا کنه یکی باشه که لایقت باشه در مورد علی هم قانون تصمیم میگیره دیگه خونه نمیام همه چی تموم شد انشاالله خوشبخت بشی


    پسرمو ازم میگیره این خانواده ترسناکند
    واگذارشون میکنم به خدا هر چی میکشم از خانواده بی وجدان و سنگدلشونه

    - - - Updated - - -

    همه چیز خوب بود یهویی خراب شد
    چون از من انتظارات بیجا دارند
    شده خونمم ریخته بشه نمیذارم پسرمو ازم بگیره

  6. #14
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 مهر 93 [ 19:54]
    تاریخ عضویت
    1393-5-20
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    235
    سطح
    4
    Points: 235, Level: 4
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    9

    تشکرشده 83 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مشکل شما اینه که هیچ کدومتون کوتاه نمیاین و هردوتون مغرور هستین و نمیخواین وقتی اون یکی عصبیه آرومش کنین پا به پای اون یکی ادامه میدید انگار مسابقه هست
    خودت میگی وضع مالیتون خوب نیست ولی میگی تب لت و لپ تاپ رو از پنجره انداختی بیرون یعنی با همین دعوا2-3ملیون خسارت زدی فکرمیکنی فقط اونا مقصرن ولی خودت هم مقصری وقتی عصبیه هیچی نگو وقتی آروم شد باهاش صحبت کن
    فکرکردی طلاق بگیری زندگیت عالی میشه بچه ات هم باید زیردست نامادری یا ناپدری بزرگ شه بخاطر بچه تون هم شده(نمیدونم چندسالشه) با هم خوب باشید و باهم کنار بیاید

    کافیه مسابقه رو کم کنی کل کل رو کنار بذارید و وقتی یکی عصبیه به پروپاش نپیچید
    شوهرت که با عرض معذرت خیلی آدم ناجوریه که کتک میزنه و تو هم با عرض معذرت خیلی آدم عصبی و مغروری هستی که با یه دعوا یه لپ تاپ و لپ رو میترکونی اون سری هم که تب لت پرت کردی سمت شوهرت(اگه اشتباه نکرده باشم)
    تا وقتی یکیتون نگه خب این الان عصبیه صبر میکنم آروم شه باهاش حرف بزنم همینه

  7. 8 کاربر از پست مفید Mahsa1371 تشکرکرده اند .

    anisa (چهارشنبه 19 شهریور 93), khaleghezey (یکشنبه 16 شهریور 93), marta (یکشنبه 16 شهریور 93), pasta (یکشنبه 16 شهریور 93), فرهنگ 27 (یکشنبه 16 شهریور 93), هم آوا (یکشنبه 16 شهریور 93), مهربونی... (یکشنبه 16 شهریور 93), شیدا. (یکشنبه 16 شهریور 93)

  8. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 دی 98 [ 13:15]
    تاریخ عضویت
    1393-4-15
    نوشته ها
    382
    امتیاز
    12,547
    سطح
    73
    Points: 12,547, Level: 73
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    894

    تشکرشده 1,236 در 375 پست

    Rep Power
    101
    Array
    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط آرام دل نمایش پست ها
    الان تو sms گفت من که نتونستم خوشبختت کنم خدا کنه یکی باشه که لایقت باشه در مورد علی هم قانون تصمیم میگیره دیگه خونه نمیام همه چی تموم شد انشاالله خوشبخت بشی


    پسرمو ازم میگیره این خانواده ترسناکند
    واگذارشون میکنم به خدا هر چی میکشم از خانواده بی وجدان و سنگدلشونه

    - - - Updated - - -

    همه چیز خوب بود یهویی خراب شد
    چون از من انتظارات بیجا دارند
    شده خونمم ریخته بشه نمیذارم پسرمو ازم بگیره
    علی کوچولو چند سالش هست،اگه زیر هفت سال باشه تا هفت سالگی حضانتش با مادر هست و بعد از اون هم دادگاه بر اساس مصلحت فرزند تصمیم میگیره

    با اصلاحيه مصوب سال 82 كه به تصويب مجمع تشخيص مصلحت رسيد ، براي حضانت و نگهداري طفل كه پدر و مادر او از يكديگر جدا شده اند ، مادر تا 7 سالگي ( پسر يا دختر فرقي ندارد ) اولويت دارد و پس از آن با پدر است البته اين تبصره هم به اصلاحيه افزوده شده است كه پس از 7 سالگي هم در صورتي كه ميان پدر و مادر درباره حضانت اختلاف باشد ، حضانت طفل با رعايت مصلحت كودك و به تشخيص دادگاه است .

    توجه: من ایشون رو به طلاق دعوت نمیکنم فقط میخوام از این نظر اگه شرایطش رو دارن کمی دلشون آروم بشه و فکرشون کمتر ان شاالله بهترین شرایط براشون رقم بخوره

  9. 6 کاربر از پست مفید hamed-kr تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 16 شهریور 93), فرهنگ 27 (یکشنبه 16 شهریور 93), هم آوا (یکشنبه 16 شهریور 93), آرام دل (یکشنبه 16 شهریور 93), دختر بیخیال (یکشنبه 16 شهریور 93), شیدا. (یکشنبه 16 شهریور 93)

  10. #16
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    نوشته ها
    481
    امتیاز
    5,996
    سطح
    50
    Points: 5,996, Level: 50
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,600

    تشکرشده 1,855 در 418 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    مهسا خانو

    نداشتن غرور بوده که حال و روزم این شده

    چون زیادی خودمو کوچیک کردم

    ای کاش مغرور بودم ولی نیستم وقتی من هنوز به همسرم نگفتم یه روسری واسم بخر وقتی لباسای مادرمو میگیرم تنگ میکنم میپوشم اونم آستیناش واسم کوتاهه مجبورم ساق دست بذارم

    وقتی مسافرت میریم مادرم خرجمو میکشه وقتی میخوام دکتر برم یه بار میگه پول ندارم منم بیخیال میشم وقتی یکی بهم پول میده دو دستی تقدیم همسرم میکنم!!

    از تمام علایقم گذشتم از درس خوندنم چون توانشو نداره از مسافرت رفتن چون وسعش نمیرسه حالا من مغرورم!!!

    ای کاش مغرور بودمو اینکارا رو نمیکردم چون غرور واقعا جاهایی لازمه اما من غرورمو شکوندم

    بهش گفتم خونمو میفروشیم پولشو میذاریم بانک سودشو هر دوتایبمون استفاده میکنیم بهش گفتم حقوقت واسه خودت بگیرش قسطاتو بده

    اما اون تهدیدم کرد چون میخواست همه کارا با من باشه

    منم گفتم مقصرم حالا واسه پیدا کردن مقصر دیر شده!!

    ابن sms رو میده و آخرش تهدید میکنه علی با منه...(من بعد از تو تازه زندگی جدیدم شروع میشه. شغل دارم. خونه دارم. ماشین دارم. و آسایش هم برام فراهم میشه من ضرری برا خودم نمیبینم. خونه خودمو بعد یکسال خواهم فروخت.و علی با منه نمیتونی ازم بگیریش)

    تصمیمش جدیه حالا که با من زندگی میکنه نمیخواد راحت رندگی کنه میخواد بعد من راحت زندگی کنه بره به سلامت یه هفته نشده پدرش براش زن میگیره

    من فقط و فقط پسرمو میخوام همه چیزو تموم شده میدونم

    پسرم نزدیک 8 سالشه قصدش اذیت کردن منو داره میخواد طلاق بده مهم نیست من فقط تحمل دوری از پسرمو ندارم:((
    ویرایش توسط آرام دل : یکشنبه 16 شهریور 93 در ساعت 12:45

  11. 3 کاربر از پست مفید آرام دل تشکرکرده اند .

    terme00 (دوشنبه 17 شهریور 93), دختر بیخیال (یکشنبه 16 شهریور 93), شیدا. (یکشنبه 16 شهریور 93)

  12. #17
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    .(من بعد از تو تازه زندگی جدیدم شروع میشه. شغل دارم. خونه دارم. ماشین دارم. و آسایش هم برام فراهم میشه من ضرری برا خودم نمیبینم. خونه خودمو بعد یکسال خواهم فروخت.و علی با منه نمیتونی ازم بگیریش)
    تمام دعوا سر همین خونه ست،اونوقت شوهرت خونه داره و تو خونه پدرت زندگی می کنید؟

    البته فروش خونه عاقلانه نیست چون 99.9% نمی تونید دوباره بخرید.

    مشهد رفتین؟


  13. 5 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 17 شهریور 93), terme00 (دوشنبه 17 شهریور 93), هم آوا (یکشنبه 16 شهریور 93), آرام دل (یکشنبه 16 شهریور 93), خیال تو (دوشنبه 17 شهریور 93)

  14. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 17 دی 94 [ 13:03]
    تاریخ عضویت
    1393-5-19
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    1,480
    سطح
    21
    Points: 1,480, Level: 21
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 214 در 65 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    اولا عیدتون مبارک
    دوما اگه حاجتی دارین یادتون باشه امام رضا رو پسرشون خیلی حساسن.قسم دادن به ایشون رو یادتون نره
    و بعد از اینها من از لحاظ تجربه ی شخصی میگم شما همسرتون رو بدجور بد عادت کردین،هزینه ی دکتر چون حالا خیلی واجبه اشکال نداره ولی هزینه های دیگه رو باید همسرتون متحمل بشن.اینکه شما مانتو های مادرتون رو میپوشیدین از لحاظ سازگاری با همسر واقعا قابل تحسینه ولی این رفتار نباید و نباید و نباید تکرار میشد...
    وقتی شوهرتون مطمئنه اگه تلاشی نکنه منبع دیگه ای اونو تامین میکنه خوب چرا زحمت بکشه؟؟؟؟منم باشم پامو میندازم رو پام

    یه داستان از حضرت زهرا براتون میگم:ایشون تو خونه بودن که حضرت علی وارد خونه میشه و میگن:فاطمه جان گرسنه ام.قدری نان به من بده
    حضرت تو جواب میگن:علی جان به خدا من و فرزندانم سه روز است که غذا نخورده ایم و بیم داشتم که به شما بگویم مبادا شرمگین شوی

    ببینید اگه قراره سختی باشه همه ی خانواده باید سختی بکشن تا مرد برای روزی تلاش کنه.هنوزم واسه طلاق خیلی زوده
    به شرایط جدید زندگی فکر کنید و با همسرتون در میون بذارین
    راستی من تاپیک های قبلی تون رو یه نیم نگاه انداختم
    گفته بودین همسرتون سر کار میره...خوب پولشو چیکار میکنه؟

  15. 2 کاربر از پست مفید ققنوس تشکرکرده اند .

    هم آوا (یکشنبه 16 شهریور 93), آرام دل (یکشنبه 16 شهریور 93)

  16. #19
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بانو دل آرام

    خیلی خلاصه بهت بگم نمیخوام کشش بدم شوهرت فقط حرف زده همین هیچ عملی پشتش نیست حرفشم بخاطر اینه شما را بترسانه تمام شد و رفت.

    نوشته هات داره نشان میده احساسی داری تصمیمی میگیری و مینویسب بدور از منطق هیچ کار یانجام نده دقت کن هیچ کاری
    توی انجمن آزاد بنویس از اینجا هم نمیخواد پیگیری کنی هیچ کاری حق نداری انجام بدی فقط صبور باش هیچ اتفاقی نمیوفته.
    من نمیدونم شما بانوان چرا زود هول میکنید تصمیم آنی احساسی میگیرید زودم پشیمون میشید میترسید دست و پاهایتان را گم میکنید؟

    هرکاری کردی درست یا غلط فعلا انجام شده و نیمشه به عقب برگشت لطفا لطفا لطفا اقدامی نکن به هیچ عنوان هرکاری که مدیر و مشاورین میگن توی انجمن آزاد مشکلت را مطرح کن و به راهنمایی هایی که میکنن توجه کن.
    تصمیمش فقط اینو تورو بترسونه بزار حالا که این اتفاق افتاده تصمیم درست بگیری.عاقلانه رفتار کنی مشکلت حل میشه.
    پسرتم هیچ جایی نمیره.دوستان خواهشا ته دل این بنده خدا را خالی نکنین مردها بلوف زیاد میزنن توی جو قرار میگیرن اگه زرنگ باشی هنوز که داغه میشه زندگیتو برگردون به سرجای اصلیش فقط بشرطی که صبور باشی و خوب حرف گوش کنی و انجام بدی ایندفعه تا کامل مشکلت حل نشده از عضویت در انجمن آزاد خارج نشو لطفا
    دیگه چیزی ننویش تا عضویتت درست بشه.
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  17. 5 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    terme00 (دوشنبه 17 شهریور 93), هم آوا (یکشنبه 16 شهریور 93), آویژه (یکشنبه 16 شهریور 93), آرام دل (یکشنبه 16 شهریور 93), سنجاقک ابی (یکشنبه 16 شهریور 93)

  18. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 15 آذر 93 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    311
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    958

    تشکرشده 757 در 256 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    47
    Array
    لطفا کمی منطقی باشید. چند سالتونه این جوری ترسیدید و با تهدیدای تو خالی این جوری دستپاچه شدید؟ مثلا شما الان مادرید و یه پسر دارید هااا دختر 18 ساله نیستید که اینجوری

    میکنید؟ یعنی چی اون گفته شما رو به خاطر خونه میخواست شما هم باور کردی؟ اون میگه بچه رو میگیرم شما ترسیدی؟ شوهر شما با این مردونگی و اون پدری که داره مشخصه اهل

    طلاق نیست. پس با ارامش تموم رفتار کنید و انگار براتون اهمیت نداره. البته خواهشا اینبار به جای اینکه لج شوهرتون رو در بیارید سعی کنید یکم باهاش منطقی باشید. شما بیش از اندازه

    به همسرتون علاقه دارید متاسفانه!!!

    اول از همه برید پزشک قانونی و بابت کتک خوردنتون شکایت کنید. من از این دعواها زیاد دیدم . شما نهایت تا یه هفته دیگه خونه خودتون برگشتین. بنابراین حداقل یه مدرکی داشته باشید

    که همسرتون شما رو کتک زده و بابتش باید تاوان بده حالا زندان یا دیه. حالا قرار نیست بگیریر صرفا مدرک داشته باشید.

    دومین کاری که باید انجام بدید به جای لج بازی باید متوجه باشید که آتیش بیار این معرکه شخص شخیص پدر شوهرتونه!!! لطفا همسرتون رو در جایی به دور از چشم پدر شوهرتون ملاقات

    کنید و به جای دعوا خیلی با آرامش در مورد هدفتون از فروش خونه صحبت کنید و بگید پشیمون شدید و به خاطر اون میخواستید اینکارو بکنید ولی حالا که اون نمیخواد

    نمیفروشید و اصلا انگار نه انگار حرف طلاق درمیونه. شاید اسمش غلط کردم باشه ولی جای درستی که باید کوتاه بیایید اینجاست. تو رفتارای قبلیتون باید مغرور بودید.

    به نظر من بهتره واقعا از فروش خونه فعلا منصرف بشید و این بحران به وجود آمده رو رد کنید تا بعد کم کم رفتارای غلطتون رو با همسرتون درست کنید.

    این دعوا فرصت مناسب و بهترین بهانه هست که شما تغییر کنید.

    نترسید طلاقتون نمیده!!! از شما ببخشیدا خرتر کجا میخواد گیر بیاره تو این دوره زمونه (ببخشید قصد توهین نداشتم فقط اصطلاحش اینه دیگه).

    در ضمن گواهی رو حتما بگیرید چون در آینده ی نه چندان دور قراره دوباره کتک بخورید. اون وقت میشه دو تا مدرک و اونوقته که همسرتون باید از طلاق گرفتن شما بترسه.

    و اینکه همسرتون اگه متوجه شکایت شما بشه میترسه و دیگه جرات کتک کاری پیدا نمیکنه.

    درسته من مجردم و سنم پایینه ولی از این جور دعواها تا دلتون بخواد دیدم اونم با جزئیات کامل.
    ویرایش توسط تیام : یکشنبه 16 شهریور 93 در ساعت 13:47

  19. 3 کاربر از پست مفید تیام تشکرکرده اند .

    anisa (چهارشنبه 19 شهریور 93), هم آوا (یکشنبه 16 شهریور 93), آرام دل (یکشنبه 16 شهریور 93)


 
صفحه 2 از 13 نخستنخست 123456789101112 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.