البته توی پست شماره ۵ت کمی عجله بودکه پستهای بعدی بهترشد
بصورت خلاصه:۱_شوهرت زمینه مسئولیت پذیری روداره
۲_گرفتن کامل مسئولیتها ازطرف شوهرت تدریجی ونیاز به زمان داره
.۳_به شوهرت اعتباربده بهش اعتمادکن وگاهی درکنارش مشاوره منطقی برای مدیریت امور بده
۴_احتمالادرآینده بخش کوچکی ازمسئولیتها همچنان به عهده شماباقی بماند
.۵_ حمایت نکردن غیرضروری ورهاکردن او دراین موارد به احتمال زیادبرای شمابه شکل آزمون وخطا ایجاد خواهدشد یعنی باتوجه به سابقه گذشته امکان بعضی حمایتهای عجولانه ازطرف شماهست که باید این آزمون وخطاروپیش بینی کنیدتاخودت یا اوروسرزنش نکنی
۶_بخشی ازمسأله شما باتمرین صبروتقویت ایمان وتسلیم اموربه پروردگارحل میشه؛شاید تعجب کنی اگه بگم حمایتگری وقبول این همه مسئولیت درگذشته باوجوداینکه درظاهرمثبت به نظررسیده اما باعث شده جای خدارو بگیری و ناخودآگاه توکل وتسلیم را درشما ضعیف کنه
۷ _سعی کن ازخانوادت بصورت کامل وهمه جانبه کمک نگیری اول امیدت به خداباشه..خانوادت میتونند درکنار شوهرت به تو درمراحل درمان کمک کنند طبیعی که اگر مادرت باتو دریک شهرباشه موقع عمل وبیمارستان توروتنها نمیذاره یعنی کمک خانوادت مشارکتی باشه این منطقی تره.
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)